فرهنگ

اصفهان برای جشنواره سنگ تمام گذاشت

ابوالفضل جلیلی در گفت‌وگو با اصفهان زیبا از جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان می‌گوید

«ابوالفضل جلیلی» نام پراعتباری در سینمای ماست. 15 فیلم ساخته است که به جز چند فیلم ابتدایی او در دهه 60، هیچ یک از آن‌ها در سینمای ایران اکران نشدند. اما هر چه او برای مخاطبان عام سینما، فرد گمنامی است، چهره شناخته‌شده‌ای برای فستیوال‌های کوچک و بزرگ دنیاست؛ جلیلی به‌واسطه همین فیلم‌هایی که در ایران اجازه اکران ندارند، چند ده جایزه جهانی دریافت کرده است. متأسفانه عنوان نشده چرا فیلم‌های جلیلی تاکنون نه پروانه ساخت گرفته‌اند و نه اجازه اکران دارند. ولی خود او معتقد است چون فیلم‌هایش حرف راست را به مخاطب می‌زنند و مخاطب هم حرف فیلم‌های او را باور می‌کند، فرصت اکران آثارش را نیافته است.

فیلم‌سازهای اصفهانی جشنواره

پنج فیلم‌ساز اصفهانی با پنج فیلم کوتاه و بلند درجشنواره کودک حضور دارند

پنج فیلم‌ساز اهل اصفهان با پنج فیلم کوتاه و بلند در سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان حضور دارند. فیلم‌های کوتاه و بلندی که در دو بخش فیلم‌های کوتاه مسابقه ایران و مسابقه فیلم‌های بلند ویدئویی به نمایش درمی‌آیند. تنوع موضوعات از پرداختن به روایتی از جنگ تحمیلی تا دغدغه‌های محیط‌زیستی و داستان‌هایی با مایه‌های اجتماعی نکته حائز اهمیت فیلم‌های تولیدشده در اصفهان است.  «جبران می‌کنم»  به کارگردانی جمال احمدی، «آب سرد» به کارگردانی هادی کیانی فلاورجانی، «صفر در سفر»  به کارگردانی احمدرضا نصری،  «سلیم» به کارگردانی وحید پاکزاد و «خداحافظ سینما»  به کارگردانی یاسر احمدی،  پنج فیلم اصفهانی هستند که با آن‌ها بیشتر آشنا می‌شویم.

نقاشِ نور و زندگی

یادبود 106سالگی زنده‌یاد سمبات دِر-کیورقیان، نقاش صاحب‌سبک اصفهان

یک اصفهانِ دیگر بود. سی‌وسه‌پل،‌ خواجو،‌ آدم‌های چهارباغ  و میدان کهنه و...، جمعشان جمع بود و درودیوار نگارستان با حضورشان زنده.شاید همین اصفهان رنگینِ قاب‌شده توی مغازه بود که با ترکیب عطر قهوه  و روی خوش صاحبش عصرها بعد از تمرین ارحام را به آنجا می‌کشاند. دیگران هم می‌آمدند، اما گالری سمبات خیلی‌وقت‌ها پاتوق ارحام‌صدر و عبدالحسین سپنتا بود. آنجا از پشت ویترین گالری سمبات سرکوچه فتحیه می‌توانستند به یک‌یک آدم‌های توی چهارباغ خیره شوند و داستان‌هایشان را برای هم تعریف کنند ... می‌توانستند تا نیمه‌شب از شهری بگویند که همگی عاشقش بودند.آقای سمبات هم بین همین گپ‌وگفت‌ها طرح‌های تازه بزند. آدم‌ها را بیاورد به تابلو و داستانشان را از نو نقاشی کند. عروسی‌رفتن و خریدکردن و کارکردنشان را.

رقیه توکلی کارگردان سینما از فیلم «مهران» و شرایط تولید آن می‌گوید
نقش آبرنگ سمبات بر خط هنر معاصر ماند

در ستایش آب

جشن آبانگان در این روزها برای پاسداشت آب برگزار می‌شده است

تقدس و نیایش آب از آیین‌های کهن جهان و به‌ویژه تمدن‌های هند، چین، ایران و مصر باستان است. اهمیت نقش آب در زندگی و فرهنگ مردم ایران بر هیچ‌کس پوشیده نیست. وضعیت جغرافیایی، زندگی و معیشت ایران از یک سو و اهمیت آب در آیین‌ها و فرهنگ‌های مذهبی و اساطیر ایرانیان، سبب شده است که نام و نماد آب در بسیاری از آیین‌ها و باورهای ایرانی نقش پررنگی داشته باشد (فرهادی،1:1364). مطابق با اساطیر ایرانی، گذشتن از آب، تولد تازه را برای فرد رقم می‌زند و بسیاری از اساطیر ایرانی از آب گذر کردند و زرتشت نیز به هنگام رسیدن به پیامبری از آب گذر کرد (بهار،1375).

اصفهان برای جشنواره سنگ تمام گذاشت

ابوالفضل جلیلی در گفت‌وگو با اصفهان زیبا از جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان می‌گوید

«ابوالفضل جلیلی» نام پراعتباری در سینمای ماست. 15 فیلم ساخته است که به جز چند فیلم ابتدایی او در دهه 60، هیچ یک از آن‌ها در سینمای ایران اکران نشدند. اما هر چه او برای مخاطبان عام سینما، فرد گمنامی است، چهره شناخته‌شده‌ای برای فستیوال‌های کوچک و بزرگ دنیاست؛ جلیلی به‌واسطه همین فیلم‌هایی که در ایران اجازه اکران ندارند، چند ده جایزه جهانی دریافت کرده است. متأسفانه عنوان نشده چرا فیلم‌های جلیلی تاکنون نه پروانه ساخت گرفته‌اند و نه اجازه اکران دارند. ولی خود او معتقد است چون فیلم‌هایش حرف راست را به مخاطب می‌زنند و مخاطب هم حرف فیلم‌های او را باور می‌کند، فرصت اکران آثارش را نیافته است.

مقاله اساسی یک‌نفر خانم فاضله در اخگر!

به هنگام بررسی شماره‌های نخست روزنامه اخگر، در سال‌های اول و دوم چاپ آن (1307 و 1308 شمسی)، متوجه شدم که سرمقاله‌های صفحه اول این روزنامه، به قلم سردبیر آن باید باشد؛ چرا که عموما بدون ذکر نام نویسنده است و نویسنده در معرفی خود از ضمیر ما یا اداره ما و روزنامه ما استفاده می‌کند. اما در شماره 238 به تاریخ 28آبان 1308 خورشیدی، همراه با سرتیتری جنجالی، سرمقاله با ذکر نام نویسنده چاپ شده است. اتفاقی که به خودی خود کم سابقه بوده؛ چرا که در روند محتوایی روزنامه، نوشتن سرمقاله تقریبا در انحصار دست‌اندرکاران اصلی روزنامه بوده است. نمی‌دانم آیا خوانندگان آن زمان هم، به مانند من پس از آن‌که چشمشان به تیتر مطلب افتاده، تند تند خط‌های نخست مقاله را خوانده‌اند تا از موضوع سر در بیاورند؟! و شاید هم جمله اول کار خودش را کرده و آن‌ها روزنامه را به هوایش خریده باشند: «جای بسی خوش‌وقتی است که برای اولین دفعه از طرف یک‌نفر خانم فاضله، مقاله‌ای اساسی به دفتر اخگر رسیده و ما به درج آن مبادرت می‌نماییم.»

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - فرهنگ