اندیشه

همچنان ابتذال شر، بعد از پنجاه سال

درباره‌ کتاب «آیشمن در اورشلیم» نوشته‌ هانا آرنت

بعد از اتفاقات جنگ جهانی دوم و جنایاتی که نازی‌ها در اردوگاه‌های مرگ انجام دادند، سنت روشنفکری اروپا به یکباره دچار بحران بزرگی شد. فاجعه‌ای وحشتناک اروپا، این مهد تمدن را تکان داده بود، فاجعه‌ای که در کمال شگفتی از درون خود همین تمدن برآمده بود و نه از کشورهای بدوی بیرون از آن. عده‌ای از فلاسفه همچون آدورنو اعتقاد داشتند که کلام نمی‌تواند عمق فاجعه را انتقال دهد و همزمان بسیاری از سینماگران مانند ژان-لوک گدار و آلن رنه این فرضیه را پیش کشیدند که هیچ تصویری قادر نیست رنج قربانیان اردوگاه‌های مرگ را بازنمایی کند. بعضی دیگر از روشنفکران دست به دامن نوعی زبان مخفی و رازآلود شدند.

تاریخ زیبایی و زشتی

درباره تاریخ زیبایی نوشته امبرتو اکو

«امبرتو اکو» یکی از نمادهای فلسفه پاپ در قرن بیستم است. موافقانش او را یک روشنفکر همه‌کاره می‌نامیدند و منتقدانش به او لقب فیلسوف تلویزیونی داده بودند. او در زمینه‌های مختلفی فعالیت می‌کرد: رمان می‌نوشت، در حوزه نقد سینمایی و ادبی قلم می‌زد، در باب فلسفه نظر می‌داد و مقاله‌های سیاسی و اجتماعی تألیف می‌کرد. نوشته‌های او بااینکه ازلحاظ نظری و فلسفی عمق و جدیت چندانی ندارد، اما به خاطر در برگفتن دایره وسیعی از مسائل بشری می‌تواند برای مخاطبان جذاب و مهیج باشد. 

قدرت، آزادی و دولت در اندیشه میشل فوکو

آیا فرد عاملیت تغییر قدرت مسلط را داراست؟

به نظر فوکو، دولت تنها نهادی است که در آن قدرت در شکل نهایی خود مشاهده می‌شود؛ درحالی‌که قدرت عمیقا ریشه در روابط جامعه دارد و می‌توان آن را در تمامی عرصه‌های اجتماع و روابط (حتی عاشقانه) پیدا کرد. به همین دلیل نباید منشأ روابط قدرت را در نهادها جست، زیرا باعث توضیح قدرت به دست قدرت می‌شود و روابط قدرت را صرفا به اشکال قانونی یا مبتنی بر اجبار، محدود می‌کند. قدرت ریشه در تاروپود جامعه دارد. قدرت در تمام جامعه جاری است و نقشی مستقیما مولد ایفا می‌کند.

فیلسوف لذت یا فیلسوف ضدلذت؟

درباب معنای لذت در فلسفه‌ اپیکور

«فلانی اپیکوری زندگی می‌کند»؛ «فلانی اخلاق اپیکوری دارد». در روزگار ما اولین معنایی که پس از شنیدن چنین جملاتی به ذهن متبادر می‌شود این است که او، یعنی فلانی، زندگی بی‌بندوباری دارد و بجز لذایذ شخصی و امیال غریزی به هیچ چیز دیگری اهمیت و بها نمی‌دهد. اما چنین برداشتی از اپیکوریسم و فلسفه‌ی اپیکور دقیقاَ در تضاد با آن چیزی است که این فیلسوف بزرگ یونان باستان درباب معنای زندگی بیان کرده است. برای اپیکور مسلماً کسب لذت مهم‌ترین هدف زندگی است اما این هرگز به معنای تن دادن به بی‌بندوباری و لذت‌جویی افسارگسیخته است. برای او رسیدن به بالاترین درجه‌ی لذت اهمیت فراوانی دارد اما برای نائل شدن به این درجه از قضا باید به بسیاری از لذت‌ها نه بگوییم. سوال و پارادوکس اصلی اینجاست: چرا یکی بزرگ‌ترین فیلسوفان لذت‌گرا ما را از رسیدن و جستجوی بسیاری از لذت‌ها منع می‌کند؟

 

در ستایش و نکوهش موزه‌

در طول چند قرن اخیر و بخصوص از قرن نوزدهم به بعد بحث‌ها و جدل‌های فراوانی در ستایش و نکوهش موزه بین روشنفکران و متفکران هنری درگرفته است. عده‌ای به شکل بی‌رحمانه و معمولاً از موضعی رادیکال اساس موزه‌ها و بخصوص موزه‌های هنری، را زیرسوال برده‌اند. در مقابل گروهی دیگر هم به نقش موزه‌ها در حفظ و اشاعه‌ فرهنگ و هنر اشاره کرده‌اند و صیانت و حفظ موزه‌ها را امری مهم و ضروری برای آینده‌ بشری قلمداد کرده‌اند. آیا موزه‌های هنری به تاریخ هنر کمک می‌کنند یا موجبات زوال آن را فراهم می‌آورند؟ مخالفان و موافقان موزه دقیقاً چه می‌گویند؟ آیا موزه‌ها اهمیت دارند یا نه؟

نخستین فیلسوفان تاریخ به چه فکر می‌کردند؟

فرض کنید نخستین فیلسوف تاریخ هستید به چه چیزی فکر می‌کنید؟ درباب چه چیزی می‌اندیشید؟ چه چیزی در وهله اول برای شما مسئله می‌شود؟ زمانی که هنوز تاریخ فلسفه‌ای وجودی ندارد درباره چه موضوعی تفلسف می‌کنید؟ اگر این گزاره که «فلسفه با حیرت آغاز می‌شود» را بپذیریم نخستین فیلسوفان در یونان باستان از چه چیزی حیرت می‌کردند؟ اولین پرسشی که ذهنشان را درگیر می‌کرد چه بود؟ سیاست؟ اخلاق؟ خداوند؟ جامعه؟ زیبایی؟ ایده؟ معرفت؟ مفهوم؟ هیچ‌کدام. نخستین سؤال فلاسفه ابتدایی این بود: جهان از چه چیزی ساخته شده است.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - اندیشه