مریم فروغی

سلبریتی، رسانه و جنسیت‌های فرمایشی

چرا باید تیغ نقدمان علیه بازنمایی‌های رسانه‌ای تیز باشد؟

بتی فریدان، در کتاب «راز ورزی زنانه»، به رسانه‌ها و هم‌دستان دیگرشان، ازجمله چیزی که امروزه در ادبیات تخصصی به آن گفتمان پزشکی و گفتمان روان‌شناسی مرسوم می‌گوییم، از یک منظر مهم می‌تازد. صحبت اصلی فریدان در آن کتاب بر سر آن است که تمامی این‌ها که نامشان برده شد، با استفاده از قدرتی که دارند، شمایلی از زن آرمانی تصویر می‌کنند که کاملاً منطبق با الگوی مرسوم از زن ایدئال است، زنی کاملا در خدمت امیال مردانه (در تمام سطوح ساختاری).

علیه فراموشی

شاید این از ویژگی‌های زیستن در دوران جدید باشد که به اقتضای سرعت بیشتر وقوع رخ‌دادها و دسترسی افزون به آنچه رخ می‌دهد، آنچه ملتهبمان می‌سازد را به طرفه‌العینی از پیش چشممان برمی‌دارد. نهایتا جای زخمی می‌ماند کهنه که گه‌گاه رخ‌داد مشابهی خراشی بر خراش می‌افزاید. بازشدن زخم‌ها چیزی نیست که کسی تمایلی به آن داشته باشد.

زنان به‌مثابه نقش‌آفرین، ابژه و مخاطب فیلم و داستان

در نظر مالوی، مودلسکی و رادوی

لورا مالوی به‌دنبال این بود که کجا و چگونه، فیلم با بهره‌گیری از الگوهای از پیش موجودِ شیفتگی در سوژه فردی و صورت‌بندی‌های اجتماعی شکل‌دهنده آن، جاذبه بیشتری پیدا می‌کند. تئوری‌های مبتنی بر روان‌کاوی در دست او سلاحی سیاسی است که نشان می‌دهد چگونه ناخودآگاه جامعه مردسالار به شکل فیلم ساختار می‌دهد و سینما چگونه نگاه خیره مردانه را تولید و بازتولید می‌کند.

آیا مفاهیم حذف‌شده از کتب درسی نزد مردم حذف‌شدنی هستند؟

رحم‌های پُر، جیب‌های خالی

هم‌دستیِ سازوکارهای اجتماعی برای تجاری‌سازی بدن زنانه

مرزهای تجاری‌شدن بدن امروزه تنها محدود به صنعت مد یا سینما نیست. تا حد خیلی زیادی در گفتمان پزشکی غالب نیز، چندان محدودیتی نسبت به آن به چشم نمی‌خورد. گرچه ممکن است این سخن برای بسیاری گران تمام شود، اما واقعیت‌های موجود حاکی از رقم‌خوردن وضعیتی است که بدن‌های تجاری‌شده را به لطف گفتمان پزشکی، مشروعیت می‌بخشد. در همین ارتباط، می‌توان به یکی از موضوعاتی که همین چند وقت پیش به واسطه آمار و ارقام بیرون‌آمده از مبادی رسمی بسیار داغ شده است، یعنی افزایش روزافزون رحم‌های اجاره‌ای اشاره کرد.

مقاومت علیه دانش

آیا مفاهیم حذف‌شده از کتب درسی نزد مردم حذف‌شدنی هستند؟

دیگر انگار برایمان عادی شده باشد؛ این‌که هر روزی خبرها را چک می‌کنیم یا شبکه‌های اجتماعی را بالا و پایین می‌کنیم، به چشممان بخورد که چیزی از کتب درسی حذف شده است. در آغاز ممکن بود برخورد بسیاری از ما این بوده باشد که همیشه این تغییرات رخ می‌داده و این روند جای سؤالی ندارد. اما وقتی پای این موضوع به میان آمد که تغییرات کجاها صورت گرفته‌اند، نه فقط در ذهن متخصصان هر حوزه که در ذهن بسیاری از مردم نیز این پرسش ایجاد شد که چرا باید یک رشته تغییرات (یا به عبارت بهتر، حذف‌ها) صورت بگیرد.

پیچ و خم‌های مداخله برای محو خشونت علیه زنان

به بهانه 25 نوامبر

خشونت علیه زنان و دختران پدیده‌ای جهانی است که در طول تاریخ همواره سعی شده تا از نظرها پنهان شود. چند سالی می‌شود که 25 نوامبر به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان نام‌گذاری شده است. علی‌رغم این‌که خشونت علیه زنان و دختران در سرتاسر جهان امری رایج است، اما به نظر می‌رسد که همین رواج تا حد بسیاری جلوی رسیدگی به موضوع را به طور تاریخی گرفته است. کما این‌که به رسمیت شناختن روزی جهانی برای جلوگیری و منع خشونت علیه زنان نیز نتوانسته تا آن‌جا که انتظار می‌رود جلوی رواداشتن خشونت را بگیرد. به ویژه رخ دادن بسیاری از خشونت‌ها علیه زنان و دختران در محیط‌های خصوصی (نظیر خانه) موجب می‌شود تا به طور مداوم سرپوش‌هایی مشروعیت‌بخش برای این وضعیت تولید شود.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مریم فروغی