غیبت محیط‌زیست در کتب درسی دانش‌آموزان!

بی‌شک یکی از اهداف آموزش‌وپرورش تقویت روح علمی و ایجاد بینش علمی در دانش‌آموزان است. اگر کودک دبستانی را دانش‌آموز می‌نامند، هدف این است که طوری تربیت شود که بتواند در شناخت جهان و عمل در آن، روش و بینش علمی را به کار ببرد و مانند افراد آگاه و دانا بیندیشد و رفتار کند نه اینکه به حفظ کردن دستاوردهای علمی دیگران و پس دادن آن به هنگام امتحان اکتفا کند.

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹

 فرزانه رضوانی‌پور، فعال محیط‌زیست و مدرس در مدارس به اصفهان‌زیبا می‌گوید: در اهداف تعلیم و تربیت به تفکر و تعقل اهمیت داده می‌شود، درصورتی‌که شیوه‌های اجرایی عملا بیشتر بر پایه محفوظات و معلومات استوار است تا بر پایه تفکر. این مسئله زمانی توجه بیشتر می‌طلبد که مدارس عمدتا به حفظ و یادسپاری معلوماتی اهمیت می‌دهند که کاربرد چندانی هم در زندگی حال و آینده افراد ندارد. رضایت خاطر و انگیزش درونی زمانی در دانش آموزان به وجود می‌آید که فعالیت آن‌ها در مدرسه در راستای رسیدن به پاسخ و راه‌حل به‌منظور رفع مشکلات زندگی خود و جامعه باشد. یکی از ویژگی‌های انسان، قدرت خلاقیت اوست. به کمک همین ویژگی است که انسان می‌تواند اهداف آرمان‌گرایانه خود را تحقق بخشد و توانایی‌های خود را شکوفا کند. رضوانی‌پور به نظر پیاژه استناد می‌کند و می‌گوید: هدف اصلی آموزش‌وپرورش را آفرینش انسان‌هایی بدانیم که برای انجام دادن کارهای نو توانایی دارند. و ارنست دیمنه که می‌گوید «همه کودکان تا قبل از ورود به مدرسه نیروی تخیل قوی و تفکر شهودی و زنده نسبت به واقعیت دارند؛ اما دیری نمی‌پاید که این حس زیبا و فهم خلاق از جهان هستی در هیاهوی آموزش رسمی مدرسه رنگ می‌بازد که برخی از علل آن عبارت‌اند: از مقررات خشک و انضباطی، روش‌های تدریس سنتی، تأکید بر رقابت و رتبه‌بندی مقایسه‌ای، تأکید بر نمره و معدل، عدم مشارکت فعال دانش‌آموزان در یادگیری و همچنین عدم مشارکت او در ارزشیابی از آموخته‌های خود.
این فعال محیط‌زیست ادامه می‌دهد: طی سالیان متوالی در آموزش‌وپرورش کشور ما از مقیاس کمی استفاده شده است و مدارس نتایج فعالیت و یادگیری دانش آموزان را بر اساس این مقیاس به خانواده‌ها عرضه کرده‌اند و خانواده‌ها به این شیوه خو گرفته و رویکردهای کشف دانش در مقابل انتقال دانش را روش‌های زمان‌بر، بیهوده و خارج از چهارچوب یادگیری می‌دانند.
 در مقابل یادگیری علوم و آموزش حفظ محیط‌زیست، نیازمند فرایند تدریجی و به گردش در آمدن پدیده‌ها و ایده‌ها هستند؛ اما فضاهای کوچک مدارس، عادت خانواده‌ها به سیستم آموزشی سنتی و مقاومت در مقابل تغییر رویکرد و مسئولیت و هزینه‌های روش‌های خلاقانه مانع این فرایند تدریجی است و درعین‌حال که تألیف و طراحی کتب جدید درسی بر پایه خلاقیت، لمس و درک مستقیم فرایندهای یادگیری و حفظ محیط‌زیست است؛ اما همچنان مدارس، معلمان و خانواده‌ها این کتب را به همان روش سنتی و پرسش و پاسخ بازمی‌گرداند و این‌گونه حتی تغییر کتب و هزینه‌های مالی و محیط‌زیستی که به کشور وارد می‌کند، عملا کارآمد نیست و تغییر چشمگیر و تحول بنیادی در بروز یادگیری و بهبود زندگی رخ نمی‌دهد.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.