98‌سال پس از یک آغاز

انجمن آثار ملی ایران چه نقشی در حفاظت از میراث داشت؟

سابقه حفاظت از آثار تاریخی ایران به چه زمانی و تلاش چه کسانی برمی‌گردد؟! ‌در پاسخ به این سؤال به سراغ تاریخچه «انجمن آثار ملی ایران» می‌رویم و فعالیت‌هایی را که در قالب این ارگان در کشور و البته اصفهان انجام شد و رویه‌های خوبی را که پایه‌گذاری کردند، بررسی می‌کنیم. انجمن آثار ملی ایران در سال 1301 شمسی در تهران پایه‌گذاری شد. حدود پانزده نفر از رجال اهل فرهنگ ایران، که می‌دیدند آثار تاریخی و گنجینه‌های ایران مورد بی‌توجهی قرار گرفته و در حال نابودی هستند، جلسه‌ای تشکیل دادند و قرار گذاشتند با انجام فعالیت‌های قلمی و عملی احساسات و فکر مردم را به این آثار برانگیزانند و تلاش کنند تا جایی که می‌شود به حفظ و مرمت این آثار کمک کنند.

سه شنبه ۰۶ آبان ۱۳۹۹

این جمع که می‌توان آن‌ها را یک سازمان مردم‌نهاد نامید، عبارت بودند از: حسن مستوفی، حسن پیرنیا، ابراهیم حکیمی، محمدعلی فروغی، حسن اسفندیاری، عبدالحسین تیمورتاش، فیروز میرزا فیروز، سید نصرالله تقوی و ارباب کیخسرو شاهرخ. هدف آن بود که در آن شرایط رهاشدگی و آشفتگی، یک انجمن نیمه‌دولتی‌ و نیمه‌خصوصی برای حفظ و نگهداری آثار تاریخی و نظارت بر آن‌ها تشکیل شود. برای آنكه تصمیمات این انجمن قوت اجرایی بیشتری داشته باشد، مقرر شد ریاست این انجمن با بالاترین مقام كشور یا استان باشد. به همین پشتوانه وقتی رضاخان میرپنج به نخست‌وزیری رسید، آن‌ها ریاست عالیه انجمن را به او تفویض کردند. انجمن آثار ملی توانست در دوره پهلوی اول به اقدامات چشمگیری همچون احداث آرامگاه برای بزرگانی همچون فردوسی، ابن‌سینا، سعدی، خیام، عطار، نادرشاه و... نائل آید. قسمت اعظم مرمت ابنیه تاریخی اصفهان نیز در همین زمان انجام گرفت. فعالیت انجمن در دوره پهلوی دوم هم ادامه یافت و درواقع این انجمن در کنار اداره باستان‌شناسی، که در ساختار دولت قرار داشت، به ترمیم و مرمت آثار تاریخی و ساخت بنا روی مقبره‌های مشاهیر و چاپ کتاب‌های سودمند ادامه می‌داد.

 درآمد سیمانی برای انجمن آثار ملی!

اگر بخواهیم به زبان امروزی بگوییم می‌توان گفت «انجمن آثار ملی» درواقع «اتاق فکر» اداره باستان‌شناسی بود. اداره‌ای که بعدها به «میراث فرهنگی» تغییر نام داد. خوشبختانه در سال 1355 این انجمن که شعبه مرکزی آن در تهران بود و در شهرستان‌ها نیز شعباتی داشت، تصمیم گرفت کارنامه فعالیت‌های خود را منتشر کند. پس به دکتر حسین بحرالعلومی این مأموریت سپرده شد. او کتابی در حدود هزار صفحه تدوین و منتشر کرد که به‌خوبی فعالیت‌های پنجاه‌ساله انجمن آثار ملی در سراسر ایران در آن منعکس است. تا پیش از سال 1346 درآمد انجمن از کمک‌های دولتی و محل فروش بلیت بعضی ابنیه تاریخی بود؛ اما در سال 1346 با وضع عوارضی روی «سیمان» درآمد ثابتی برای انجمن ایجاد شد. توجه به مصالح کلی و عمومی ابنیه تاریخی و کوشش در حفظ موقع و منظر آن‌ها و تعیین حریم برای این‌گونه آثار، که از وظایف قانونی و هدف‌های دیرینه وزارت فرهنگ و اداره کل باستان‌شناسی است، از طرف انجمن آثار ملی نیز به وسایل و طرق مختلف مطمح‌نظر قرار گرفته و درباره آن هم از گونه تلاش و اقدام فروگذار نشده است و ارتباط و همکاری با وزارت خانه‌ها و استانداری‌ها و فرمانداری‌ها و شهرداری‌ها در نقاط مختلف ایران و دیگر مقامات در ردیف اقدامات جاری و همیشگی انجمن آثار ملی است» (مصطفوی، 1344، 3). وجود اشخاصی مانند علی‌اصغر حکمت که خود دستی در قسمت اجرا و هیئت دولت داشت و نیز مهندس محسن فروغی که معمار بود و نقشه‌کشی و نظارت بسیاری از این ابنیه را به‌صورت افتخاری انجام داد، بسیار به پیشبرد کار انجمن کمک می‌کرد.

 چه طور از فاجعه‌های بیشتر برای میراث اصفهان، جلوگیری شد

کاری که انجمن آثار ملی برای ابنیه تاریخی اصفهان انجام داد، فوق تصور است. در اردیبهشت 1342 هیئت مؤسس انجمن آثار ملی بنا به دعوت مهندس پارسا، استاندار اصفهان، به این شهر وارد شد و طی سه روز تمامی ابنیه تاریخی شهر را بازدید کردند. آن‌ها درنهایت پیشنهاد‌هایی را برای حفظ و استفاده بهینه از آثار مذکور در طی بیست بند نوشته و به مقامات ذی‌صلاح و ادارات مربوطه ارسال کردند. یکی از این مقامات مهم، استاندار اصفهان بود که بر طبق اساسنامه، ریاست انجمن آثار ملی اصفهان نیز با او بود. به همین خاطر هر استانداری که به این استان وارد می‌شد، باید توصیه‌های مذکور را فرا روی خود قرار می‌داد. پیشنهاد‌های بیست‌گانه مذکور دو سال بعد به‌صورت یک کتابچه تحت عنوان «سفارش‌نامه انجمن آثار ملی» طی انتشارات آن انجمن به چاپ رسید. این پیشنهاد‌ها درواقع چشم‌انداز کوتاه‌مدت و بلندمدت آثار تاریخی شهر اصفهان را ترسیم کرده است. می‌توان با صراحت اعلام کرد اگر این افق بلندمدت برای آثار و ابنیه اصفهان ترسیم نشده بود، اکنون این آثار در وضعیت بسیار بدتری بودند. چنان‌که می‌دانیم حفظ و حراست از ابنیه و تعیین حریم برای آن‌ها یک‌رویه پایدار و طولانی‌مدت است و اگر شصت سال پیش یکی از پیشنهاد‌ها به مقامات اجرایی شهر این بوده است که حریم هوایی ابنیه تاریخی حفظ شود، این امر تا به امروز کم‌وبیش موردتوجه قرار گرفته است. به‌طور مشخص در بند 13 آمده است: «برای حفظ منظر زیبای شهر اصفهان و به‌خصوص رعایت مصالح عالیه ابنیه تاریخی معظم آن، اجازه ساختمان‌های بلندتر از حداکثر 12 متر در تمام شهر (تا شعاع سه کیلومتری از میدان نقش‌جهان) داده نشود و در مجاورت ابنیه تاریخی تا مسافتی که کمتر از ارتفاع ابنیه مزبور نباشد، ارتفاع ابنیه جدید از هشت متر تجاوز ننماید.» (مصطفوی، 1344، ص 14) حالا شما در نظر بگیرید اگر مدیران شهری این اصل را نمی‌دانستند یا به آن بی‌توجهی می‌کردند و اجازه بلندمرتبه‌سازی‌هایی را در خیابان چهارباغ یا اطراف میدان می‌دادند، چه پیش می‌آمد و چطور اکنون می‌شد این فاجعه را درست کرد. (بگذریم که گاهی بنا به مصالحی که هیچ‌کس نمی‌داند، یک‌شبه در صدمتری خیابان چهارباغ یک هتل چهار طبقه رشد می‌کند یا در کنار پل مارنان یک برج سر از خاک درمی‌آورد!)

 صد هزار تومان مرمت چهلستون 50 هزار تومان مرمت هشت‌بهشت

در خرداد 1344 مهندس ابراهیم پارسا، استاندار اصفهان دوباره اعضای انجمن آثار ملی اصفهان را به گرد یکدیگر آورد. اعضای جدید انجمن مطابق مکاتبات آن‌ها شامل این افراد می‌شد: دکتر لطف‌الله هنر فر (استاد دانشکده ادبیات و محقق آثار تاریخی)، دکتر عباس فاروقی (رئیس دانشکده ادبیات) استاد محمد مهریار (استاد دانشکده ادبیات) دکتر کارو میناسیان (پزشک و علاقه‌مند به آثار تاریخی) وهاب کلانتری (محقق) دکتر عبد‌الباقی نواب (پزشک و علاقه‌مند به شعر و ادب و تاریخ) عبدالحسین سپنتا (روزنامه‌نگار و محقق) مجتبی کیوان (شاعر) عباس بهشتیان (محقق و فعال در حوزه میراث) نصرالله ملکوتی (رئیس پیشین اوقاف) عیسی بهادری (هنرمند و رئیس هنرستان هنرهای زیبا) به‌جز این اشخاص حقیقی، افرادی نیز بنا به سمت خود در انجمن آثار ملی اصفهان دعوت می‌شدند که شامل پیشکار دارایی اصفهان، مدیرکل آموزش‌وپرورش، شهردار، رئیس اداره اوقاف، رئیس اطلاعات و رادیو و رئیس اداره باستان‌شناسی می‌شدند. در این میان شخصی به نام «بشارت» که ریاست اداره باستان‌شناسی اصفهان را داشت، هماهنگ با انجمن آثار ملی، اقدامات درخور و شایسته‌ای در دهه چهل به انجام رسانید. در این نامه از اشخاص مذکور خواسته شده است «به‌منظور شرکت در جلسه ماهیانه انجمن آثار ملی اصفهان در محل تالار اشرف» حضور به هم رسانند (سازمان اسناد 77730/ 293) درباره این‌که انجمن آثار ملی تهران چه نوع حمایت و کمکی در دهه چهل به اصفهان می‌نموده است درج یک نامه بجا به نظر می‌رسد.
انجمن آثار ملی گزارش فعالیت‌های خود در سال 1343 را به اطلاع تمامی استانداران که رؤسای انجمن آثار ملی در استان‌های خود بودند، رسانید. در این گزارش در قسمت اصفهان و توابع آن می‌خوانیم:
 «در خارج شهر اصفهان و توابع آن شهر، مانند داخل آنجا، ابنیه تاریخی متعدد و نسبتا مهمی وجود دارد که مخصوصا ازلحاظ تاریخ معماری ادوار اسلامی ایران، حائز اهمیت فراوان است و باوجود لزوم تعمیرات بسیار ضروری و فوری آن‌ها، بسیاری ازاین‌گونه ابنیه به‌واسطه دوری از شهر و دشوار بودن دسترسی به آن‌ها، نیازمند توجه و اقدامات مخصوص بود و انجمن آثار ملی با نظر و تصویب اداره کل باستان‌شناسی در سال 1343 هزینه تعمیرات ضروری تعدادی از ابنیه مزبور را بر عهده گرفت و اعتبار مربوط به این خدمات را در اختیار اداره باستان‌شناسی اصفهان گذاشت و بر اثر آن، تعمیرات آثار تاریخی مهمی همچون مسجد جامع اردستان، مسجد بازار اردستان، آرامگاه امیرویس (سنگ سفید) در اردستان، مسجد جامع زواره، مسجد پامنار زواره، مسجد ازیران، بقعه بالا ملأ، منار گار، مسجد جامع برسیان، مسجد جامع کاج، مسجد جامع سروش آذران، مسجد جامع خوزان (همایونشهر)، مسجد جامع اشترجان، کاروانسرای مهیار انجام گرفت و علاوه بر تعمیرات ضروری و مفصل ابنیه مزبور، با استفاده از کاردانی و حسن اداره متصدیان مربوط به باستان‌شناسی اصفهان، محوطه‌های کافی مجاور آثار نامبرده و چند اثر تاریخی مهم دیگر واقع در نقاط دورافتاده خارج شهر، مانند منار زیار و گنبد دشتی جهت حریم آن‌ها با صرف هزینه‌های لازم منظور و دیوارکشی گردید که براثر مجاورت با خانه‌ها و تصرفات مختلف غیر مناسب، لطمه به منظر و اساس آن‌ها وارد نیاید. غیر از سرای مهیار که از بهترین و زیباترین کاروانسراهای عهد صفویه (زمان شاه‌اسماعیل) است، بقیه ابنیه نامبرده از آثار قابل‌توجه عهد سلجوقی (قرن 6) و دوره مغول (قرن 8) به شمار می‌رود. بیشتر آثار مزبور به صورتی افتاده بود که اگر به‌سرعت و چالاکی تعمیر نمی‌شد، خطر انهدام قطعی آن‌ها در پیش بود» (سازمان اسناد 77730/ 293) البته همه کمک‌های انجمن آثار ملی مربوط به ابنیه اطراف شهر نبود. در پی این نامه آمده است که انجمن آثار ملی در سال 1343 مبلغ یک‌میلیون ریال جهت انجام تعمیرات عمارت چهلستون که در حال انجام بود، به اداره باستان‌شناسی اصفهان کمک کرده است. همچنین عنوان می‌کند که وقتی کاخ هشت‌بهشت به اداره باستان‌شناسی اصفهان منتقل گردید، مبلغ پانصد هزار ریال جهت تعمیرات و اصلاحات کاخ نامبرده با نظارت فنی و سرپرستی آقای مهندس فروغی، عضو مؤسسان انجمن آثار ملی، به اداره باستان‌شناسی اصفهان واریز گردید. (همان)

 چهارسوق شاه و مقبره کمال را چطور نجات دادند؟

نکته جالب دیگری که در کتاب‌های مـــربـــوط به اصـــفــهان‌شـــنــاسی بدان پرداخته نشده است، اقداماتی است که این انجمن راجع به «چهارسوق شاه» در سال 1343 در اصفهان انجام داده است. در ذیل این عنوان در سند مذکور می‌خوانیم «طاق عظیم چهارسوق شاه درنتیجه بارندگی‌های شدیدی که دوازده سال پیش در اصفهان روی داده، از طرف شهرداری اصفهان برداشته شد و بعدا اداره باستان‌شناسی اصفهان دست به تجدید ساختمان آن زد و به علت فراهم‌نشدن اعتبار، آن را نیمه‌کاره گذارده بودند که هم باعث تأثیر نامطلوب جهت قاطبه مردم اصفهان گشته، هم در انظار واردین و بازدیدکنندگان آثار تاریخی و بازارهای اصفهان صورت نامناسبی داشت. در سال 1343 پوشش و تعمیر اساسی طاق مزبور به‌صورت صحیح و آبرومند به هزینه انجمن آثار ملی پایان یافت.» درباره آرامگاه صائب هم می‌خوانیم که با هزینه انجمن آثار ملی اصفهان و نیز نقشه‌های آقای مهندس فروغی، قسمت سفت‌کاری بنا خاتمه یافته و مشغول روکاری و باغچه‌بندی آنجا هستند و «انجمن آثار ملی لازمه هرگونه همکاری و معاضدت را در انجام این خدمت ملی و فرهنگی به عمل آورده و می‌آورد.» در همین سند راجع به «آرامگاه کمال‌الدین اسماعیل» می‌خوانیم: «برای ترتیب آرامگاه شایسته جهت کمال‌الدین اسماعیل، سراینده نامی، قرار است در مرحله اول از طرف شهرداری اصفهان نسبت به احداث خیابان مناسبی در محله قدیم جویباره اقدام شود تا انجمن آثار ملی بتواند جهت آرامگاه مزبور، آنچه درخور چنین امری باشد عملی نماید و امیدواری می‌رود استانداری و شهرداری اصفهان پس از پایان کار آرامگاه صائب بتوانند ترتیب کار خیابان مورد الذکر را بدهند و منظور فوق نیز به‌موقع خود عملی گردد.» (سازمان اسناد 77730/ 293) این نامه مفصل 12صفحه‌ای در اردیبهشت 1344 از سوی سپهبد آق‌اولی (رئیس هیئت‌مدیره انجمن آثار ملی) به مهندس ابراهیم پارسا (استاندار و رئیس انجمن آثار ملی اصفهان) ارسال شده است.
چنان‌که گفتیم در سال 1355 انجمن آثار ملی کتاب «کارنامه» خود را منتشر کرد، اما این کتاب به کلیات اشاره دارد و اطلاعات جزئی فوق‌الذکر در آن به چشم نمی‌خورد. به‌هرحال انجمن آثار ملی تا به امروز هم به کار خود ادامه می‌دهد؛ با این تغییر که از سال 1366 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی این انجمن با نام جدید «انجمن آثار و مفاخر فرهنگی» به فعالیت خود ادامه می‌دهد. شعبه تهران آن گاهی به برگزاری سخنرانی و چاپ کتاب می‌پردازد، ولی راجع به آثار و ابنیه تاریخی و پرداخت هزینه تعمیرات آن‌ها اطلاعی در دست نیست. شعبه‌های شهرستان آن‌ها نیز گویا خاموش شده است. به‌هرحال برای یک فعال حوزه میراث و گردشگری ضروری است که این سابقه را بداند.
 این موضوع یک امر مسلم در حوزه میراث فرهنگی همه کشورهاست که باید مطبوعات مستقل و نیز سازمان‌های مردم‌نهاد، نظارت دائمی و دقیق بر آثار تاریخی شهر و منطقه خود داشته باشند تا بهترین نتیجه حاصل شود. بدین خاطر که مدیران اجرایی معمولا به ملاحظات اداری و گاهی شخصی خود فکر کرده و منافع بلندمدت استان و شهر را کمتر در نظر می‌گیرند. یا اینکه در برنامه‌ریزی و محاسبات خود مرتکب اشتباهات جبران‌ناپذیری می‌شوند. این‌چنین است که مثلا یک‌شبه دستور تخریب «حمام خسرو آقا» صادر می‌شود و یک بنای تاریخی ثبت‌شده چهارصدساله به زیرخاک می‌رود. اما اگر به حساسیت سازمان‌های مردم‌نهاد و مطبوعات مستقل به‌عنوان چشم‌های تیزبین واقف باشند، برای صدور این‌گونه اوامر، بیشتر ملاحظه و تفکر کرده و اشـــتـــباهـــات کــمــتری مـــرتـــکـــب می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.