حضور زنان در سیاست کم‌رنگ است

سخن‌گوی حزب جمهوریت از نقش زنان در احزاب می‌گوید

جوامع در‌حال‌توسعه، در حال گذار از نگرش‌های سنتی به مدرن هستند. اما در این دوران گذار هم، زنان جایگاهی شایسته در عرصه مشارکت سیاسی نیافته و به‌عنوان موجود ناکامل سیاسی مورد قضاوت قرار گرفته‌اند. زنان از شبکه تعاملات اجتماعی دور شده‌اند و راه گذر آنان به سطوح عالی قدرت سیاسی دشوار شده است. به عبارتی همچنان مشارکت زنان در رده‌های بالای سازمانی دارای موانع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، عرفی و سلیقه‌ای است. در حال حاضر شمار زنانی که بر مسند قدرت در جهان تکیه زده‌اند، کمتر از سال‌های گذشته است و حتی پنج درصد از مجموع رهبران جهان را هم تشکیل نمی‌دهند.

شنبه ۰۹ اسفند ۱۳۹۹

 رقابت سیاسی در همه جای جهان از مهم‌ترین رقابت‌ها به شمار می‌رود و حضور بیشتر مردان به نسبت زنان در این عرصه باعث شده تا منافع زنان خواسته یا ناخواسته چندان مورد توجه قرار نگیرد. مشارکت پایین زنان نیز منجر شده تا دموکراسی تمام‌و‌کمال در جامعه محقق نشود. صرف داشتن حق رأی برای زنان به مشارکت سیاسی آنان و تحقق دموکراسی ختم نمی‌شود. نقش زنان در سیاست ایران از دیرباز با موانع متعددی روبه‌رو بوده است. حال در آستانه انتخابات مهم ریاست جمهوری در سال 1400 این سؤال مطرح است که احزاب تا چه اندازه به حضور زنان در سطوح عالی تصمیم‌گیری باور دارند و در تلاش برای تربیت مدیران زن برای آینده سپهر سیاسی ایران هستند؟ در این زمینه گفت‌وگو كردیم با حمیدرضا كارگر، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و سخن‌گوی حزب جمهوریت ایران اسلامی كه مشروح آن را در «اصفهان‌زیبا» می‌خوانید.

 چه میزان از ظرفیت‌های زنان در شورای مركزی احزاب استفاده شده و چند نفر از شورای مرکزی احزاب را زنان تشکیل می‌دهند؟

 تجربه‌های میدانی و نتایج برخی از پژوهش‌های علمی در این زمینه حاکی از آن است که میزان مشارکت سیاسی زنان در سطوح مختلف حزبی به‌خصوص در بخش‌های عالی احزاب همچون شورای مرکزی و کمیته‌های کلیدی بسیار کم‌رنگ است و بیشتر از نقش ستادی، مکمل و همیار آقایان برخوردارند. در بررسی اجمالی شورای مرکزی احزاب در بین اصول‌گرایان، «جمنا» با هفت عضو خانم و در بین اصلاح‌طلبان، «کارگزاران» و «جمهوریت» هرکدام با شش‌عضو خانم در شورای مرکزی بالاترین میزان مشارکت زنان در رده اول تشکیلاتی احزاب را به خود اختصاص داده‌اند.

 اگر زنان در مرکزیت احزابی که نام بردید حضور دارند، آیا این به دلیل نسبت‌های فامیلی با برخی اعضای ارشد و خویشاوندی با دبیرکل یا بقیه اعضای شورای مرکزی نیست؟ آیا زنانی که نسبت فامیلی با اعضای احزاب ندارند هم می‌توانند به جایگاه‌های سیاسی دست پیدا کنند؟

بنده اعتقاد دارم که هیچ مشکلی برای مشارکت و فعالیت سیاسی خویشاوندان دبیرکل و اعضای شورای مرکزی نیست؛ به شرطی که براساس شایستگی و طی سلسله مراتب حزبی و لیاقت‌های فردی باشد در این زمینه نمونه‌های مثبتی داریم. البته در نگاه اول شاید تداعی خوبی نداشته باشد؛ ولی نمی‌شود کلا این موضوع را نفی کرد.

حضور زنان در احزاب چقدر مؤثر است؟

 احزاب به عنوان نهادهای مدنی در جامعه می‌توانند و باید افراد را در قدرت سیاسی کشور سهیم کنند و قاعدتا نباید در این زمینه به تبعیض و تفاوت جنسیتی قائل باشند. از این طریق احزاب می‌توانند به سلامت سیستم توزیع قدرت و جلوگیری از انحصار قدرت در دست گروه یا اشخاص کمک کنند که در نهایت این امر به اصلاح ساختار حکومتی و اداره کشور به دست همه اقشار جامعه و تعمیق دموکراسی می‌انجامد.

 آیا می‌توان در آینده شاهد دبیرکلی زنان در احزاب مختلف کشور باشیم؟

البته اکنون نیز احزاب زنانه‌ای در کشور داریم. طبق آمار ۷ درصد احزاب شناسنامه‌دار ثبت‌شده در وزارت کشور زنانه هستند که به دلیل تک‌جنسیتی‌بودن، دبیرکل آن‌ها نیز زن است؛ مانند مجمع زنان اصلاح‌طلب، جمعیت زنان نواندیش، جمعیت حقوق بشر زنان و روزنامه‌نگاران زن. این احتمال که احزاب دوجنسیتی، یک زن را به عنوان دبیرکل معرفی کنند نیز خیلی دور از انتظار نیست؛ به دلیل اینکه در حال حاضر احزابی وجود دارند که نفر اول یا دومی که بیشترین رأی را برای عضویت در شورای مرکزی کسب کرده‌اند از زنان هستند و طبق اطلاع بنده، برخی از این بانوان حتی با پیشنهاد دبیرکلی از سوی اعضا هم مواجه شده‌اند اما به هر دلیل خودشان زیر بار این مسئولیت نرفته‌اند. اما در حد قائم مقامی در برخی احزاب زنان حضور دارند. امید است که زنان نیز با باور‌کردن توانمندی‌های واقعی خود و نشان‌دادن قابلیت‌های سیاسی برای احراز این نقش‌های حزبی خودشان را آماده و عرضه کنند و این امر در کنار حمایت مردان می‌تواند در تحقق این خواسته و آرمان حزبی بسیار مؤثر باشد.

در انتخابات دوره‌های دهم و یازدهم مجلس و چهارم و پنجم شوراهای اسلامی شهر و روستا، چند زن در لیست این احزاب بوده‌اند؟

طبق آنچه در ذهن دارم، لیست‌های اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان همیشه تعداد خانم‌هایی که در لیست حضور داشته‌اند بین ۲۰ تا ۲۵ درصد بوده است. معمولا با توجه به روش و منش سیاسی اصلاح‌طلبان توجه به مشارکت سیاسی و نقش آفرینی زنان در بین اصلاح‌طلبان پررنگ‌تر است.

ارتقا و پیشرفت زنان در احزاب به چه شكل است؟ آیا به راحتی تا رده‌های اول تشکیلات می‌توانند حضور داشته باشند؟ یا اصلا سقف مشخصی وجود دارد؟

طبق قوانین و مقررات، در تشکیل احزاب و تشکل‌های سیاسی هیچ تفاوتی برای مردان و زنان در احراز رده‌های مدیریتی و ارتقای تشکیلاتی وجود ندارد و هیچ مانع و سقفی برای فعالیت سازنده و رشد زنان در احزاب و رسیدن به رده‌های اول حزبی وجود ندارد و به نظرم آنچه ایجاد مانع و سقف خواهد کرد باورهای اجتماعی و در درجه اول باور خود زنان است.

احزاب اصلاح‌طلب و اصول‌گرا یان حتی تشکل‌های دانشجویی، صنفی، یا سیاسیِ بدون مجوز چه توجهی به مطالبات زنان دارند؟

تشکل‌های دانشجویی و به‌خصوص احزاب اصلاح‌طلب و اصول‌گرا به این باور رسیده‌اند، همان‌گونه که در زمانی نادیده‌گرفتن درخواست‌ها و نیازهای نسل جوان و عدم کادرسازی سیاسی در بین جوانان چه ناکامی‌های سیاسی و شکست‌های فاحشی برای آن‌ها به همراه داشت، نادیده انگاشتن نقش و حضور و مشارکت مطالبه‌گرانه و انباشته شده زنان ایران نیز به اعتبار و جایگاه احزاب ضربه شدیدی وارد کرده است. برخی احزاب در طرح موضوع مشارکت سیاسی زنان پیشتاز هستند. در واقع نادیده‌گرفتن قدرت زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می‌دهند غیرقابل قبول است و فرصت بسیار خوبی برای بانوان ایران مهیا شده است تا نسبت به توسعه مشارکت سیاسی و توانمندسازی خود و هم‌نسلان تلاش کنند.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.