جنگ ایران و عراق

اگر «مردم» نبودند، پیروزی در «مرصاد» هم نبود

استاندار اسبق باختران درباره عملکرد خود و فرماندارانش در مقابل منافقان می‌گوید

قاب عکس‌ها و یادبودهایی که در گوشه و کنار اتاقش دارد، خبر از این می‌دهد که او سَر و سِری با باختران آن روزها و کرمانشاه این روزها دارد. اصلاً اینجا همه چیز به رنگ تاریخ است، حتی کتاب‌ها و عکس‌هایی که بر روی طاقچه‌ها ردیف شده‌اند و خبر از زندگی پر ماجرای او و حتی نسبت خانوادگی‌اش با «شهید مهدی زین‌الدین» می‌دهند. «سیدعلی نکویی زهرایی» اگرچه در ابتدا خرقه معلمی بر تن می‌کند اما مدت زمان زیادی نمی‌گذرد که سر از «خیابان» سیاست در می‌آورد و کم کم پا در «میدان» انقلاب می‌گذارد و لباس «دولتیون» و «سیاسیون» را می‌پوشد. خدمتش هم از «سیاسی‌ترین» شهر اصفهان، یعنی «نجف‌آباد» آغاز و در بحبوحه جنگ مأمور به خدمت در «ناآرام‌ترین» نقطه غربی کشور یعنی «باختران» می‌شود. 

روایت پیروزی در ارتفاعات 175

محمد سلمانی از روزهای تلخ و شیرین عملیات محرم می‌گوید

19سال بیشتر نداشت که اواخر سال 58 وارد سپاه و بعد از مدتی برای خدمت راهی سیستان و بلوچستان می‌شود. مدتی هم پاسداری از بیت امام را برعهده می‌گیرد اما وقتی خبردار می‌شود که جبهه به نیرو نیاز دارد،  مسیرش را به سمت مناطق عملیاتی تغییر می‌دهد و خود را به جبهه می‌رساند. «محمد سلمانی» از سال 61 با لشکر 14 امام حسین(ع) همراه می‌شود و طی 9سال حضورش در جنگ، در عملیات‌های مختلف از غرب تا جنوب شرکت می‌کند.

سرزمین‌های سوخته از جنگ

عکس‌های «جنگ...» مجید کورنگ بهشتی را در موزه هنرهای معاصر اصفهان ببینیم

«شاید بتوان گفت این عکس‌ها، تصاویرِ باقی‌مانده‌ای است از سرزمین‌های بمباران‌شده، سقف‌های فروریخته، پناهگاه‌ها، انبارهای مهمات، زرادخانه‌ها و یا کوچه‌پس‌کوچه‌های به بن‌بست‌رسیده نسل من که هنوز هم تاریک و بی‌سکنه و متروک مانده و من از تکه‌های نصفه ونیمه‌شان در آن سال‌ها عکس گرفته‌ام و تمامی این تصاویر مانند جسد کفن‌پیچِ خاک‌نشده‌ای در زمین روانم به‌جا مانده است.» این بخشی از استیتمنت نمایشگاه «جنگ ...» مجید کورنگ بهشتی است که به‌خوبی جهان خیالی این عکاس از مقوله جنگ را نشان می‌دهد. نمایشگاهی برای به‌خاطر آوردن لحظات دشوار و مهیب جنگ که ذهن خیال‌ورز عکاس آن‌ها را از پس واقعیتی هولناک دوباره‌سازی می‌کند. کورنگ بهشتی که عکاسی شناخته شده و مطرح به‌خصوص در زمینه عکاسی انتزاعی و فتومونتاژ است، با مجموعه عکس «جنگ...» به موزه هنرهای معاصر اصفهان آمده تا روایت عکاسانه اش از واقعه هولناک جنگ و تأثیرش بر روان آدمی را به اشتراک بگذارد. این نمایشگاه تا 24 مهر به نمایش خود در موزه هنرهای معاصر ادامه می‌دهد.

اگر «مردم» نبودند، پیروزی در «مرصاد» هم نبود

استاندار اسبق باختران درباره عملکرد خود و فرماندارانش در مقابل منافقان می‌گوید

قاب عکس‌ها و یادبودهایی که در گوشه و کنار اتاقش دارد، خبر از این می‌دهد که او سَر و سِری با باختران آن روزها و کرمانشاه این روزها دارد. اصلاً اینجا همه چیز به رنگ تاریخ است، حتی کتاب‌ها و عکس‌هایی که بر روی طاقچه‌ها ردیف شده‌اند و خبر از زندگی پر ماجرای او و حتی نسبت خانوادگی‌اش با «شهید مهدی زین‌الدین» می‌دهند. «سیدعلی نکویی زهرایی» اگرچه در ابتدا خرقه معلمی بر تن می‌کند اما مدت زمان زیادی نمی‌گذرد که سر از «خیابان» سیاست در می‌آورد و کم کم پا در «میدان» انقلاب می‌گذارد و لباس «دولتیون» و «سیاسیون» را می‌پوشد. خدمتش هم از «سیاسی‌ترین» شهر اصفهان، یعنی «نجف‌آباد» آغاز و در بحبوحه جنگ مأمور به خدمت در «ناآرام‌ترین» نقطه غربی کشور یعنی «باختران» می‌شود. 

به نزدیک من صلح بهتر که جنگ

راویانِ ناگفته‌های جنگ

بیایید به شهریور ماه سال 1359 برویم. وقتی که مردم ایران از رسانه‌ها شنیدند حملاتی از سوی کشور عراق در همسایگی‌شان به مرزهای ایران رخ داده و بعد هم دیری نپایید که جنگی خانمان‌سوز میان دو کشور رخ داد و تا هشت سال سایه شومش را بر سر این دو ملت مسلمان پهن کرد. اینکه در آن سال‌ها چه بر رزمندگان در جبهه‌های جنگ و چه بر مردم در نقاط مختلف کشور گذشت، روایتی بسیار مفصل دارد که هنوز با گذشت بیش از سه دهه ناگفته‌های بسیاری از آن برجای مانده است. هرچند که این دفاع هشت‌ساله در سه دهه اخیر از سوی نویسندگان، شاعران، فیلم‌سازان، نقاشان، عکاسان و... به روایت‌های بیشماری درآمده، اما شاید آنچه بیش از هرچیز از نگاه نسل‌های غایب در جنگ پنهان مانده، روایت‌های سینه به سینه و شفاهی مردمی است که در آن سال‌ها طعم تلخ وحشت را با تمام وجودشان احساس کردند. 

روایت پیروزی در ارتفاعات 175

محمد سلمانی از روزهای تلخ و شیرین عملیات محرم می‌گوید

19سال بیشتر نداشت که اواخر سال 58 وارد سپاه و بعد از مدتی برای خدمت راهی سیستان و بلوچستان می‌شود. مدتی هم پاسداری از بیت امام را برعهده می‌گیرد اما وقتی خبردار می‌شود که جبهه به نیرو نیاز دارد،  مسیرش را به سمت مناطق عملیاتی تغییر می‌دهد و خود را به جبهه می‌رساند. «محمد سلمانی» از سال 61 با لشکر 14 امام حسین(ع) همراه می‌شود و طی 9سال حضورش در جنگ، در عملیات‌های مختلف از غرب تا جنوب شرکت می‌کند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - جنگ ایران و عراق