روابط انسانی

یک شهروند ساده ساده!

تأملی کوتاه بر ضعف رابطه سازمان‌ها با شهروندان در جامعه

زمانی اکثر مردم در خانه‌های خود با کمک اقوام به دنیا می‌آمدند و در یک محله یا محیط محلی بزرگ می‌شدند. شغل پدری و خانوادگی را پیش می‌گرفتند و با هم‌طایفه‌ای، هم‌محله‌ای یا فامیل خود تشکیل خانواده می‌دادند. به‌احتمال‌زیاد همراه با خانواده‌ای گسترده زندگی می‌کردند و مرگشان نیز در همین فضا اتفاق می‌افتاد. همه آنچه یک انسان از بدو تولد تا انتهای عمر برای زیستن لازم داشت این بود که از منظر افراد محلی و هم‌خون به رسمیت شناخته شود. به رسمیت شناخته شدن توسط نزدیکان تقریبا به‌معنای تضمین شغل، مسکن، ازدواج، احترام، هویت و... بود و پیوندهای قومی و خانوادگی فراهم‌کننده نیاز افراد جامعه به‌شمار می‌آمد.

چطور یک ویروس ما را از زیباترین و انسانی‌ترین جلوۀ زندگی اجتماعی محروم کرد

یک شهروند ساده ساده!

تأملی کوتاه بر ضعف رابطه سازمان‌ها با شهروندان در جامعه

زمانی اکثر مردم در خانه‌های خود با کمک اقوام به دنیا می‌آمدند و در یک محله یا محیط محلی بزرگ می‌شدند. شغل پدری و خانوادگی را پیش می‌گرفتند و با هم‌طایفه‌ای، هم‌محله‌ای یا فامیل خود تشکیل خانواده می‌دادند. به‌احتمال‌زیاد همراه با خانواده‌ای گسترده زندگی می‌کردند و مرگشان نیز در همین فضا اتفاق می‌افتاد. همه آنچه یک انسان از بدو تولد تا انتهای عمر برای زیستن لازم داشت این بود که از منظر افراد محلی و هم‌خون به رسمیت شناخته شود. به رسمیت شناخته شدن توسط نزدیکان تقریبا به‌معنای تضمین شغل، مسکن، ازدواج، احترام، هویت و... بود و پیوندهای قومی و خانوادگی فراهم‌کننده نیاز افراد جامعه به‌شمار می‌آمد.

ماسک‌ها و لبخندها

چطور یک ویروس ما را از زیباترین و انسانی‌ترین جلوۀ زندگی اجتماعی محروم کرد

با این ماسکهایی که امروزه همهجا را فراگرفته، لبخند زدن نامرئی شده است. ایتالیا، به همراه حداقل پنجاه کشور دیگر، پوشیدن ماسک را در بیشتر مکانهای عمومی اجباری کرده و ایتالیاییهایی که من هماکنون با آنها در یکی از روستاهای توسکانی زندگی میکنم و بیشترشان هم مسن هستند، به طرز غیرمعمولی در رعایت این مقرّرات بهداشتی سختگیر بودهاند. همانطور که باید هم باشند.

 

اشتراک در RSS - روابط انسانی