علی خدایی

کتاب‌خوانی این روزهای سه نویسنده اصفهانی

خدایی، اولیایی‌نیا و نفیسی از کتاب‌خوانی‌شان می‌گویند

درست است که این روزها فضای مجازی خیلی‌ها را از کتاب‌خواندن دور کرده و بازار محصولات پر زحمت‌تر مثل کتاب و فیلم را کساد، اما هنوز هم کسانی هستند که لذت ساعت‌ها خواندن را با هیچ ارائه‌ای در فضای اینترنت عوض نمی‌کنند و همچنان در دنیای کتاب‌ها سرخوش‌اند. در روزهایی که با نام کتاب و کتاب‌خوانی پیوند خورده از آخرین کتاب خوانده‌شده سه نویسنده و اهل فرهنگ اصفهان پرسیدیم. علی خدایی که یک کتاب‌باز حرفه‌ای است، این روزها یک کتاب آشپزی می‌خواند. هلن اولیایی‌نیا از کتاب‌های منتخب جایزه مهرگان می‌گوید که نظرش را خیلی جلب کرده است و نفیسه نفیسی از انتخاب کاری از هادی محمدی که این روزها رنگ زیبایی به کلاس‌های ادبیات مجازی‌اش داده است.

سعید محسنی، علی خدایی و سلمان باهنر از وضعیت ادبیات در دوران کرونا می‌گویند
آب در مادی نیاصرم جاری است
در آغاز هفدهمین سال انتشار اصفهان زیبا هنرمندان از رویکرد فرهنگی هنری روزنامه می‌گویند

جشنواره‌های داستان همچنان در جریان

سعید محسنی، علی خدایی و سلمان باهنر از وضعیت ادبیات در دوران کرونا می‌گویند

داستان نویسان کرونا را چگونه روایت خواهند کرد؟ چه رمان‌ها و داستان‌های کوتاهی از دل شرایط سخت و قرنطینه‌ای ویروس کرونا بیرون خواهد آمد؟ برای رسیدن به جواب این سؤال‌ها باید چند سالی صبر کرد تا روایت‌های هولناک زندگی برزخی آدم‌ها در محاصره این بیماری ناشناخته روایت شود. اما در نگاهی کوتاه‌مدت این پرسش مطرح است که این بیماری چه تأثیری بر وضعیت جامعه ادبی گذاشت؟ چرخه نشر کتاب دچار چه مشکلاتی شد و تکلیف جشنواره‌ها، نشست‌ها و کلاس‌های روایت و داستان‌نویسی چه شد؟

تکه‌ای از اصفهانِ من

ما در بازی «زنده‌رود» پیر شده‌ایم

از جوانی تا میانسالی تا حالا که دهه هفتم عمرم را می‌گذرانم «زنده‌رود» تکه‌ای از اصفهان من است. زنده‌رود تکه شناور و دیدنی کوه یخی است بر دریا که در ادامه  زیر آب، به جنگ اصفهان، دفتر مطالعات فرهنگی، انجمن صائب و جلسات الفت و شاعرانش می‌رسد. آدم‌هایی که به دنبال کلمه، چیدن آن، یافتن جمله‌های غریب و تازه کنار هم می‌نشستند و  شعر و داســـــتان می‌خواندند.

روزهای کلاسیک

آب در مادی نیاصرم جاری است

سال 1368 سال مهمی برای چهارباغ بود. جنگ تحمیلی تمام شده بود و خیابان چهارباغ پوست می‌انداخت. کم‌کم به این خیابان قدیمی توجه می‌شد و اتفاق‌هایی که باید در سال‌های بعد از انقلاب می‌افتاد، آرام آرام به چهارباغ اصفهان می‌رسید، آدم‌های تازه، رخت و لباس‌های تازه، مــاشین‌هــا، روزنامه‌ها و مطبوعات جدیدهنر هم در چهارباغ باید رونق می‌گرفت در سینماها، کتاب‌فروشی‌ها، تئاترها! این قصه چهارباغ در سال 68 بود.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - علی خدایی