معرفی کتاب

کتاب‌خوانی این روزهای سه نویسنده اصفهانی

خدایی، اولیایی‌نیا و نفیسی از کتاب‌خوانی‌شان می‌گویند

درست است که این روزها فضای مجازی خیلی‌ها را از کتاب‌خواندن دور کرده و بازار محصولات پر زحمت‌تر مثل کتاب و فیلم را کساد، اما هنوز هم کسانی هستند که لذت ساعت‌ها خواندن را با هیچ ارائه‌ای در فضای اینترنت عوض نمی‌کنند و همچنان در دنیای کتاب‌ها سرخوش‌اند. در روزهایی که با نام کتاب و کتاب‌خوانی پیوند خورده از آخرین کتاب خوانده‌شده سه نویسنده و اهل فرهنگ اصفهان پرسیدیم. علی خدایی که یک کتاب‌باز حرفه‌ای است، این روزها یک کتاب آشپزی می‌خواند. هلن اولیایی‌نیا از کتاب‌های منتخب جایزه مهرگان می‌گوید که نظرش را خیلی جلب کرده است و نفیسه نفیسی از انتخاب کاری از هادی محمدی که این روزها رنگ زیبایی به کلاس‌های ادبیات مجازی‌اش داده است.

در ستایش رنگ سیاه

نگاهی به کتاب «سیاه: درخشش یک نا-رنگ» نوشته آلن بدیو

پس از کشته شدن جورج فلوید و تظاهرات گسترده مردم آمریکا علیه نژادپرستی در ماه‌های اخیر، «سیاه»بودن اهمیت دوچندانی یافته است؛ رنگی که در طول تاریخ در میان طیف گسترده‌ای از رنگ‌های دیگر، عنوان شوم‌ترین، حیوانی‌ترین، خطرناک‌ترین و ترسناک‌ترین رنگ را به خود اختصاص داده است. سیاهی برای بیشتر مردم نماد فقدان تمام چیزهای زیبا و روشن زندگی است: فقدان نور، امید، معصومیت، آینده، شادی، سلامت، شور و نجات. اما چرا رنگ سیاه این‌گونه بدنام شده؟

سعید محسنی، علی خدایی و سلمان باهنر از وضعیت ادبیات در دوران کرونا می‌گویند
مروری بر کتاب در باب اثربخشی طرحواره‌درمانی
مروری بر کتاب مرگ با تشریفات پزشکی

جشنواره‌های داستان همچنان در جریان

سعید محسنی، علی خدایی و سلمان باهنر از وضعیت ادبیات در دوران کرونا می‌گویند

داستان نویسان کرونا را چگونه روایت خواهند کرد؟ چه رمان‌ها و داستان‌های کوتاهی از دل شرایط سخت و قرنطینه‌ای ویروس کرونا بیرون خواهد آمد؟ برای رسیدن به جواب این سؤال‌ها باید چند سالی صبر کرد تا روایت‌های هولناک زندگی برزخی آدم‌ها در محاصره این بیماری ناشناخته روایت شود. اما در نگاهی کوتاه‌مدت این پرسش مطرح است که این بیماری چه تأثیری بر وضعیت جامعه ادبی گذاشت؟ چرخه نشر کتاب دچار چه مشکلاتی شد و تکلیف جشنواره‌ها، نشست‌ها و کلاس‌های روایت و داستان‌نویسی چه شد؟

من همان زیرزمین نمور را دوست دارم

مروری بر کتاب در باب اثربخشی طرحواره‌درمانی

روزها از پیش‌بینی‌ناپذیری آینده و کنترل نداشتن بر روند زندگی‌مان حس ناامنی غریبی را تجربه می‌کنیم، بسیاری شغل و روابط و سرمایه‌های اجتماعی‌مان را از دست داده‌ایم و در کنار این‌ها ازیک‌سو کم‌رنگ‌شدن حضور دوستان و عزیزان خلائی عمیق را در وجودمان رقم زده و ازسوی‌دیگر افزایش ساعات حضور در خانه، ما را با چالش‌های جدیدی در تعامل با اعضای خانواده‌مان مواجه کرده است. به این موارد، نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی را هم که اضافه کنیم، خود را اسیر در کلافی سردرگم می‌یابیم که گویی دیگر نه خود را می‌شناسیم و نه نزدیک‌ترین افراد زندگی‌مان را. البته این حال مختص ما نیست و بسیاری از مردم جهان در این حس‌وحال با ما شریک‌اند. در این مواقع معمولا در کنار کمک گرفتن از مشاور راهکار اقتصادی دیگر کتاب‌های خودیاری است.

ما نمی‌توانیم نمیریم!

مروری بر کتاب مرگ با تشریفات پزشکی

مرگ پر ابهت است. بر همه چیز غلبه و سیطره دارد و هیچ چیزی را نمی‌توان یافت که حتمی‌تر از آن باشد. متولدشدن شاید قطعی نباشد؛ اما مرگ پس از تولد قطعی‌ است. فکرکردن به مرگ خوب است یا بد؟ می‌توان مرگ را به تاخیر انداخت؟ حتی اگر جوابمان به این سوال مثبت باشد، در ازای چه چیزی می‌توانیم بپذیریم که مرگمان عقب بیفتد؟ آیا پزشکی می‌تواند ما را از مرگ نجات دهد؟ در ازای این نجات دادن، حتی اگر بتواند، چه چیزی را ازمان می‌گیرد؟ اصلا چیزی به نامِ «نامیرایی» که در افسانه‌های قدیمی توسط اساطیر دیده می‌شده، وجود دارد؟ پزشکی چه چیزهایی را درباره‌ مُردن نمی‌داند؟

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - معرفی کتاب