افسانه دهکامه

رندان سلامت می‌کنند...

خسرو آواز ایران هشتاد ساله شد

گاهی آن‌قدر مشکلات از سر و رویمان می‌بارد و اخبار بد و ناراحت‌کننده به سمتمان هجوم می‌آورد که دیگر حوصله هیچ‌چیز و هیچ‌کسی را نداریم. دلمان می‌خواهد فرار کنیم و پناه ببریم به دشتی، بیابانی، جایی که دیگر کسی نباشد و خبری به گوشمان نرسد  «که آن را که خبر شد خبری باز نیامد.» این‌جور مواقع فقط دستمان سمت کتابی می‌رود: دیوان حافظ، غزلیات سعدی، شاملو. کنارش فقط می‌‌خواهیم موسیقی گوش دهیم، نوای سه‌تار، کمانچه، پیانو... . چیزی که به عمق جانمان نفوذ کند و شمع شرقی‌مان را روشن نگه دارد. ببرِدمان آنجا که می‌خواهیم. چه دارویی بهتر از موسیقی‌ای که هم شعر حافظ و سعدی در آن باشد و هم نوای تار و کمانچه برای تسکین حالِ زارِ «شرقی غمگینی» که نوستالژی گذشته اشک به چشمانش می‌آورد و غصه آینده را به دلش هوار می‌کند؟ 

شب، سکوت، «چهلستون»

کیهان کلهر در اصفهان برای جهان نواخت

یکشنبه‌شب، کیهان کلهر به‌همراه گروه کوارتت زهی مینیاتور (پدرام فریوسفی نوازنده ویلن، نیلوفر محبی نوازنده ویلن، میثم مروستی نوازنده ویلن آلتو، آتنا اشتیاقی نوازنده کنترباس، فرشاد پاتینیان نوازنده ویلن‌سِل و بهتاش ابوالقاسم نوازنده سازهای کوبه‌ای) در چهلستون اصفهان نواختند تا به فضای کرونایی این روزهای ایران، روحی بدمند و دمی حال مردم را خوش کنند. 

نگاهی به شاهکار «یکی بود یکی نبود» محمدعلی جمالزاده
دو کتاب که می‌توانند شما را از این رو به آن رو کنند!
25 اردیبهشت سالروز پایان سرایش شاهنامه است

فارسی شکر است

نگاهی به شاهکار «یکی بود یکی نبود» محمدعلی جمالزاده

حدود صدسال پیش (سال ۱۳۰۰) کتابی (در برلین) منتشر شد که آن را آغازگر سبک نوین داستان‌نویسی در ایران می‌دانند: یکی بود یکی نبود  اثر محمدعلی جمالزاده. این کتاب مجموعه‌ هفت داستان کوتاه است به این شرح: فارسی شکر است، رجل سیاسی، دوستی خاله‌خرسه، درد دل ملا قربانعلی، بیله دیگ بیله چغندر، ویلان‌الدوله و کباب غاز. به غیر از یکی از داستان‌ها (ویلان‌الدوله) سایر داستان‌ها از زبان راویان اول شخص که مردند، بیان می‌شوند. تقریبا در تمام داستان‌ها گویی روح خود جمالزاده، به صاف و سادگی خودش، حلول می‌کند و شروع به حرف‌زدن و روایت‌کردن می‌کند.

سبزِ سبزم، ریشه دارم

بعد از مدت‌ها که داستان‌های تقریبا طولانی و کتاب‌های مفصل خوانده بودم، داستانی به دستم رسید با 50 صفحه. پشت جلد کتاب درباره الگا توکارچوک نویسنده لهستانی کتاب نوشته بود و اینکه در سال 2018 جایزه نوبل گرفته و ابتدای کتاب هم مقدمه‌ای درباره کتاب‌های برج بابل نشر چشمه آمده بود. با یک‌بار نشستن و برخاستن توانستم کل داستان را بخوانم. فضای داستان من را به یاد داستان‌های ایتالو کالوینو انداخت؛ به‌خصوص ویکنت دونیم‌شده‌اش.

سفر در خانه

دو کتاب که می‌توانند شما را از این رو به آن رو کنند!

حالا که بیش از یک سال از آمدن کرونا می‌گذرد و خیلی‌ها دیگر نمی‌دانند تعطیلات خودشان را چطور بدون سفررفتن بگذرانند، پیشنهاد جالبی برای جایگزینی سفر داریم که هم حال‌وهوای سفررفتن و طبیعت را برای شما زنده کند و هم سرگرمتان کند و برای چند ساعت باعث شود از فکر کرونا و مسائل دیگر بیرون بیایید و بعد از آن هم نقشه بریزید که بعد از بهترشدن اوضاع، اولین جایی که می‌روید کجاست. این پیشنهاد، معرفی دو کتابِ داستان/سفرنامه است که اتفاقا از هر دو هم فیلمی ساخته‌اند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - افسانه دهکامه