جواد احمدی

پروژه‌های محله محور منطقه ۹

مدیر منطقه ۹ شهرداری اصفهان گفت: علاوه بر اجرای پروژه‌های عمرانی بزرگ در سطح منطقه، اجرای پروژه‌های کوچک مقیاس بر اساس نیازها و اولویت‌ها در دستور کار قرار دارد. سید سلمان قاضی عسگر با بیان اینکه اجرای پروژه‌های کوچک مقیاس در محله گامی برای باز پیرایی شهر، تغییر و تحول در محله‌ها است، اظهار کرد: درصددیم با اجرای پروژه‌های عمرانی در ابعاد کوچک در سطح محلات شامل احداث پاتوق محلی، بهسازی معابر و پیاده رو سازی، اصلاح هندسی و رفع گره‌های ترافیکی افزایش رضایت‌مندی شهروندان را فراهم کنیم.

اجرای برنامه‌های فرهنگی و مذهبی در پایانه‌های مسافربری شهر

در دیدار امام جمعه شمال شهر اصفهان با مدیرعامل سازمان پایانه‌های مسافربری شهرداری بر اجرای ویژه برنامه‌های یادوراه شهدای شمال شهر در پایانه کاوه تاکید شد.

جهان فقط به لطف فلسفه خودش را بر ما آشکار خواهد کرد

چرا به فلسفه نیاز داریم؟

در گفتگوهای روزمره حتماً این عبارات را شنیده‌ایم: «چه حرف‌های فلسفی‌ای؟»، «چقدر فیلسوف شدی!»، «فلسفی حرف نزن!» و عبارات مشابه دیگر. اما چرا در لحظاتی از زندگی فکر می‌کنیم که خودمان یا دیگران، حرف‌های فلسفی می‌زنیم؟ این فلسفی بودن اشاره به چه چیزی دارد؟ آیا لزوماً به معنای ادای سخنان پیچیده و مبهم است؟ آیا ممکن است کسی که فلسفه نخوانده باشد بتواند حرف‌های فلسفی بزند؟ آیا نظرات فلسفی هیچ فایده‌ و معنایی دارند یا فقط برای فضل فروشی و به قول معروف به خاطر ژست و ادا بیان می‌شوند؟ در اینجا می‌خواهیم به پنج سوال اصلی که عامه مردم درباره فلسفه و فلاسفه از خودشان می‌پرسند پاسخ دهیم.

شرم؛ نقطه‌ای که سیاست به پایان می‌رسد و اخلاق شروع می‌شود

درباره رعایت خلاق و شرم از حضور دیگری

«اگر با کشتن یک ثروتمند در کشوری دیگر، و بدون اینکه از خانه‌ات خارج شوی، ثروتمند شوی چه کار می‌کنی؟ آیا او را می‌کشی یا نه؟». این سوالی است که ذهن بسیاری از متفکران و روشنفکران قرن نوزدهمی اروپا را به خود مشغول کرده بود. بعضی از تاریخ‌نگاران آن را به غلط به روسو نسبت می‌دهند، در حالی که مشابه این پرسش برای اولین توسط یکی از شخصیت‌های رمان باباگوریوی بالزاک مطرح شد. شاتوبریان هم سال‌ها درگیر چنین مسئله بغرنجی بود و علاوه بر او، داستایوفسکی نیز نظیر این پرسش را بارها در رمان‌هایش مطرح کرد. آیا اگر به ما نیروی جادویی داده شود که توسط آن بتوانیم افرادی را که هرگز در زندگی ندیده‌ایم از میان برداریم چه کار خواهیم کرد؟ احتمالاً امروز بیشتر مردم، به خاطر حضور در شبکه‌های اجتماعی و زندگی در دهکده جهانی، در پاسخ به سوال مذکور خواهند گفت که طرف را نخواهند کشت (راست یا دروغش بماند). اما ماجرا برای کسانی که قرن‌ها پیش زندگی می‌کردند متفاوت‌تر و پیچیده‌تر بود چرا که دنیا برایشان همانند دنیای ما این اندازه کوچک و دهکده‌مانند نبود. زمانه تغییر کرده ولی با این حال امروز هم روح اصلی پرسش بالزاک همچنان زنده و معنادار است؛ بیایید آن را به شکل دیگری مطرح کنیم: آیا باید اخلاق را نسبت به کسی که هرگز ندیده و نخواهیم دید رعایت کنیم؟ آیا اعمال شر نسبت به فردی که حتی از وجود خارجی‌اش بی خبر هستیم مجاز است؟

آیا ما در بدترین دوران هنری در تاریخ زندگی می‌کنیم؟

در باب دشمنی و دوستی با دوران معاصر

در سال‌های اخیر افرادی را می‌بینیم که ادعا می‌کنند که زمانه ما از لحاظ هنری و همچنین فرهنگی از دوران گذشته بدتر است. آن‌ها دائم هنرمندان معاصرشان را با هنرمندان نسل‌های گذشته مقایسه می‌کنند و به روش‌های مختلف سعی در تحقیر و خوار شمردن آن‌ها دارند. استادها، بزرگان و نوابغ هنری معمولاَ به دوران قبلی تعلق دارند و اگر هم امروز چند نمونه ازشان وجود داشته باشد حتماَ آخرین بازمانده‌های اعصار گذشته‌اند. دوران طلایی هنر بدون شک هرگز دوران کنونی نیست، ما دیر رسیده‌ایم، عصر پرشکوه تمام شده است. 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - جواد احمدی