حامد مردانی

پول برای آدم در شهر، دندان برای شیر در جنگل

کرونا فقیر و غنی نمی‌شناسد؛ این جمله‌ای بود که از ابتدای روزهای همه‌گیری، خیلی‌ها در محافل و مجالس و صفحاتشان گفتند و نوشتند. انگار در پسِ این جمله یک آهِ عمیقِ آسودگی بود که بالاخره چیزی در دنیا پیدا شده که برخوردی عادلانه دارد. البته که می‌زند، می‌کشد، درد دارد، ولی لااقل عادلانه. ویروسِ قاتلی که بساط زندگی و کسب و کار و اندک تفریح ما را جمع کرد و حتی اعضای هر خانواده را از یک آغوشِ ساده‌ی هم‌دیگر محروم کرد و با یک سرفه که تا پیش از این معنایی برای‌مان نداشت لرزه به جانمان انداخت، شد مظهرِ عدالتی که در شادی و امکانات و رفاه نیافتیمش و حالا در مرگ و رنج خودنمایی کرد.

هر روز که گذشت، یک جهش به کرونا اضافه شد و یک کیلو به وزن‌های ما!

توضیحی مختصر در مورد تناسب در روزهای کرونایی

دیروز، شاید برای هزارمین بار از زمان شیوع کرونا، مُراجعی آمد و گفت قصد دارد از همین هفته باشگاه را شروع کند. پسری ۱۷ ساله‌ که از لاغری‌اش ناراحت بود و گفت قصد دارد هرچه زودتر برود باشگاه چون شنیده افزایش وزن بدون ورزش معمولاً کار درستی نیست و البته درست هم شنیده بود. مادر و پسر یک جمله از من پرسیدند که آیا در حال حاضر باشگاه را توصیه می‌کنم یا نه و من یک کلمه پاسخ دادم: نه!

در آینده به چه نسل سالمندی تبدیل می‌شویم؟

خانم ۴۰ ساله برای کاهش وزن مراجعه کرده‌اند. لا به لای تنظیم برنامه غذایی‌شان سوال‌هایم را می‌پرسم.

-شیر هم مصرف دارید؟

-خیلی کم

 -(فکر می‌کنم عدم تحمل لاکتوز دارند) چرا کم؟ دل‌پیچه می‌گیرید؟

-(انگار که حضور دختر ده ساله‌اش معذبش کرده. هوای اتاقم سنگین می‌شود) نه. بودجه خانواده اجازه نمی‌دهد.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - حامد مردانی