زهرا پورجعفریان

نگاهی به فیلمِ «زنبق‌های پدر» ساخته‌ی نفیسه توتونی

به دنبالِ داریوشِ هفت ساله

نگاهی به فیلمِ «زنبق‌های پدر» ساخته‌ی نفیسه توتونی

فیلم با جشن تولدی گروهی شروع می‌شود. مردی که هفتاد و پنج ساله شده است و جوان‌ترهایی که به دیدنش آمده‌اند. توضیح کوتاهی می‌آید که: این فیلم نگاهی دارد به زندگی دکتر داریوش نوروزی از استادانِ برجسته رشته نوپای تکنولوژی آموزشی در ایران.داریوشِ هفتاد و پنج ساله در اتوبوس نشسته تا به همدان و خانه‌ی کودکی برسد. کوچه‌ای در همدان «شوقِ روزگارِ کودکی» است و داریوشِ هفتاد و پنج ساله آمده تا دوباره خانه و خاطره‌های کودکی را پیدا کند. شاید آمده تا داریوشِ هفت ساله را ببیند. او در کوچه‌ی کودکی ایستاده و از درخت‌ها و درِ خانه فیلم می‌گیرد. چرا فیلم می‌گیرد؟

سینما اگر نباشد زندگی خالی است

خیلی چیزها از کودکی و نوجوانی یادم نمانده است. آن‌وقت‌ها یادداشت روزانه نمی‌نوشتم، اینستاگرام و فیس‌بوک هم نبود و خیلی چیزهایی را که نباید فراموش کردم. برخلافِ چیزهایی که ماندند و با اسید هم از ذهنم پاک نمی‌شوند. اولین مواجهه‌ من با پرده‌ سینما کِی بود؟ خوب یادم نیست. من در اراک بزرگ شدم و آن‌وقت‌ها اراک فقط یک سینما داشت: سینما فرهنگ در باغ ملی. روی صندلی‌ها می‌نشستم و صدای هیچ فیلمی را خوب نمی‌شنیدم.

اشتراک در RSS - زهرا پورجعفریان