زینب تاج‌الدین

رنجی که از آلودگی هوا می‌بریم!

اصفهانِ کرونازده دوباره در لایه‌های دود محبوس شد

تراژدی غمگین آلودگی هوا هرساله با شروع فصل پاییز، رخ عیان می‌کند و نفس مردم را می‌گیرد. این هیولای بی‌شاخ و دم، امسال نیز سایه خود را بر سر اصفهانِ کرونازده محبوس در لایه‌های دود گسترانده و نفس‌کشیدن را برای مردم سخت کرده است. این معضل زیست‌محیطی حالا سال‌هاست که بخشی از زندگی ما شده و قول‌های تکراری و وعده‌‌ووعیدهای مسئولان هم کاری را برایمان پیش نبرده است. این درحالی است که بحران کرونا، تعطیلی مراکز آموزشی و محدودیت‌های ترافیکی هم نتوانست وضعیت هوا را رو به بهبود برده و اوضاع آلودگی هوا در این کلان‌شهر همچنان وخیم و هرسال بدتر از سال پیش است.

«حسینِ» رزمندگان اصفهانی؛ «امیدِ» فرماندهان جنگ

مروری متفاوت بر شخصیت سردار شهید حسین خرازی به بهانه تولدش

فرمانده 29 ساله لشکر امام‌حسین(ع) از روزهای آغازین جنگ تحمیلی، در جبهه جنوب حضور داشت و طلایه‌دار عملیات‌های موفقیت‌آمیز آن دوران بود. در اتاق جنگ، «حسین خرازی» جزو اولین امیدها و نوک پیکان حمله محسوب می‌شد. شهید خرازی با هفت سال تجربه نبرد و فرماندهی در جبهه‌ها، گوشه جدیدی از اخلاق، شجاعت، ایمان و ذكاوت را به نمایش گذاشت. روایت‌های زیادی از منش و فرماندهی شهید حسین خرازی وجود دارد كه اصفهان زیبا آنلاین بر اساس گلچینی از این روایت‌ها، سیری كوتاه بر جنبه‌های شخصیتی این فرمانده جوان داشته است:

فوق‌قرمز بی‌خیالی!

مدیر مرکز بهداشت اصفهان در نشست با خبرنگاران با انتقاد شدید از بی‌توجهی همگانی به روند صعودی و فوق بحرانی کرونا می‌گوید: روزهای بحرانی‌تری پیش روی اصفهان است

بیمارستان‌ها پرشده‌اند، تخت خالی نیست، آمار مرگ‌ومیر روزبه‌روز بالاتر می‌رود، سن ابتلا به کرونا پایین آمده و به کودکان رسیده است، داروها حتی سرم‌های تزریقی کمیاب شده‌اند، مراجعان روزانه برای دادن تست کرونا بیشتر و بیشتر می‌شوند، توی این بــلبـشــوی کرونایی اما، مغازه‌ها، رستوران‌ها، کافی‌شاپ‌ها، سینماها، پاسـاژها، تالارها، ورزشگاه‌ها، استخرها، آرایشگاه‌ها و... بازند... بازِباز! پیامک دعوت به تورهای مسافرتی با بهترین قیمت، روی گوشی‌ها می‌نشینند، تولدها و عقد و عروسی‌ها برقرار، کک هیچ‌کس نمی‌گزد؛ نه مردم نه مسئولان!

روایت خواندنی «مهدی عطایی»، رزمنده اصفهانی که بعد از 40سال به دیدار فرمانده خود رفت
فرمانده قرارگاه محرومیت‌زدایی جهادی نزاجا از اجرای ۴۶ طرح در عرصه‌های درمانی و عمرانی خبر داد

از اهواز تا عملیات محرم با یک مرخصی دوساعته!

روایت خواندنی «مهدی عطایی»، رزمنده اصفهانی که بعد از 40سال به دیدار فرمانده خود رفت

از اینکه راهی برای رفتن پیدا کرده در پوست خود نمی‌گنجد؛ پسربچه‌ای که برای رفتن به میدان رزم، خیلی کوچک است. مهدی عطایی، دوازده سال بیشتر نداشته که تصمیمی مردانه می‌گیرد و عزم جنگ می‌کند اما به دلیل جثه کوچک و کمی سن‌وسالش، به هر دری که می‌زند، اجازه رفتن نمی‌گیرد. او در اصفهان، هرجا می‌رود دست رد به سینه‌اش می‌‎زنند تا بالاخره یکی از دوستانش در بسیج به او پیشنهاد می‌دهد برای رفتن از دولت‌آباد اقدام کند. «پس از آن‌که برای رفتن به جبهه از پایگاه‌های بسیج اصفهان ناامید شدم به پیشنهاد یکی از دوستانم به دولت‌آباد رفتم و بعد از ثبت‌نام در بسیج آنجا، قول اعزام به جبهه گرفتم.»

روی ماه «مادر»

پیشکش به مقام والای تمام مادران شهدا

یک‌وقت‌هایی دنیایش می‌شود یک اتاق. یک‌وقت‌هایی خلوتش خلاصه می‌شود در یک قاب عکس چوبی با رنگ قهوه‌ای سوخته. یک‌وقت‌هایی حرف‌هایش را باید جور دیگر شنید وقتی دانه‌دانه حرف‌های دلش از روی گونه کمی رنگ و رو رفته‌اش چکه می‌کند و می‌افتد درست وسط همان قاب عکس چوبی...

جای خالی «احمد»!

«حاج حسن» ده سال از «حاج احمد» بزرگ‌تر است و پسر دوم خانواده «کاظمی نجف‌آبادی»! با اینکه شانزده سال از رفتن برادرش می‌گذرد، شروع به حرف‌زدن که می‌کند، انگار همین دیروز بوده که تلویزیون را روشن می‌کند و دنیا روی سرش خراب می‌شود... «دقایقی پیش، با سقوط یک هواپیمای نظامی در مناطق شمال‌غرب کشور، جمعی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران به شهادت رسیدند. حاج احمد کاظمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران، ازجمله سرنشینان این هواپیما بوده است.» آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت سال‌ها برادری احمد و حسن است...!

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - زینب تاج‌الدین