نیازهای عملی و استراتژیک زنان و کیفیت زندگی در شهر

توسعه انسانی بر فراگردها و مراحل گسترش حوزه انتخاب‌های مردم تاکید دارد

با توجه به انواع نیازهای ویژه مربوط به نقش‌های زنان که به دو دسته عملی و استراتژیک تقسیم می‌شود می‌توان نیازهای تأمین کننده کیفیت زندگی زنان در فضای شهر را به دو دسته استراتژیک و عملی تقسیم کرد. در سال‌های اخیر نظریه امنیت انسانی به عنوان مکملی برای رویکرد توسعه انسانی وارد مباحث کیفیت زندگی شده است. در حالی که توسعه انسانی بر فراگردها و مراحل گسترش حوزه انتخاب‌های مردم تاکید دارد. امنیت انسانی بر این امر دلالت دارد که مردم در به کارگیری این انتخاب‌ها چه اندازه آزادی و امنیت دارند و اینکه به طور نسبی تا چه میزان نسبت به پایداری فرصت‌های در اختیارشان اطمینان دارند. در این باره باچیابی (1384) به امنیت فردی، خشونت و سوء استفاده از زنان و کودکان اشاره می‌کند. (غفاری.1385).

چهارشنبه ۰۳ شهریور ۱۴۰۰

بر اساس رویکرد کیفیت فراگیر زندگی (نول 2006) بهبود شرایط و کیفیت زندگی زنان با توجه به نیاز زنان به امنیت اجتماعی در شهرها نیازی استراتژیک بوده است و برآوردن آن به تقویت همبستگی‌های اقتصادی و اجتماعی و سرمایه اجتماعی آحاد مختلف اجتماع به خصوص زنان منجر می‌شود.
در این‌باره می‌توان به افزایش کیفیت زندگی زنان با توجه به کاهش نابرابری‌های جنسیتی، افزایش امنیت عمومی و اجتماعی زنان به ویژه در شهرها اشاره کرد.
نیازهای جنسیتی استراژیک زنان در شهر، شامل قدرت تصمیم گیری با کنترل بر منابع است. توجه به نیازهای استراتژیک جنسیتی در شهر معطوف آن است که مردان و زنان برابری بیشتری به دست آورند و نقش‌های جنسیتی موجود و عقاید قالبی را تغییر دهند که معطوف کنترل و قدرت است. تأمین فضاهای امن شهری برای زنان و کودکان که از جمله نیازهای استراژیک زنان در اینگونه فضاهاست نقش مهمی در افزایش کیفیت زندگی زنان در شهرها دارد.
پژوهش(کات 1986) نشان می‌دهد، زنان به طور تاریخی از مکان‌های عمومی جدا شده‌اند. تهدید به خشونت جنسی در مکان‌های عمومی، زنان را در خانه نگه داشته است و عرصه خصوصی برای زنان در واقع خانه داری و مادری محسوب می‌شود. با گذشت زمان، فضای خصوصی به عنوان فضای ویژه زنان و به شکل اجتماع کوچک همسایگی گسترش پیدا کرد. شهرهای مدرن برای زنان آزادی به همراه می‌آورد و به تعبیر اسپین (2005) فضاهای جنسیتی شهری برای قلمرو عمومی بسیار مهم هستند، زیرا آنها به زنان هویتی خارج از خانه و خانواده می‌بخشند، در عین حال آنها را بیشتر در معرض مشاهده قرار داده و دسترس پذیرتر ساخته است که این پدیده می‌تواند موجب خطر شود و امنیت زنان را به مخاطره بیندازد. (گاردنر،1995)
در این میان زنان به سبب محدودیت‌های اجتماعی و فرهنگی موجود در کشور، عمدتاً امکان بهره مندی از فضاهای شهری را ندارند. از سوی دیگر این فضاها به طور عموم فضاهایی مردانه بوده است و به سبب ویژگی‌های کالبدی خود امکان حضوری ایمن و به دور از خشونت و آسیب‌های اجتماعی را برای زنان فراهم نمی‌آورد. در حالی که امکان تحرک جنسیتی در فضای شهری می‌تواند ساختار فضای شهری را به گونه‌ای تغییر دهد. بسیاری از جوامع سنتی، تحرک و حضور زنان در اجتماع را محدود می‌کردند و به همین علت، تغییر ساختارهای اجتماعی و در نتیجه آن فضاهای شهری در این جوامع دیده نمی‌شد. در این راستا از سوی زنان، راهبردهای ایمنی منفردی شامل محدودیت تحرک، راهبردهای ایمنی منفی زنان در شهر، جلوگیری از رفتن به مکان‌های معین در زمان‌های ویژه، مشارکت نکردن در مجموعه‌ای از فعالیت‌ها به خصوص در شب مد نظر قرار گرفت و زنان برای تصرف و استفاده از فضاهای عمومی تحت فشار بودند. (رنه شورت،1390)
آشکار است که فضاهای شهری همان هیجانی را که برای مردان دارد، برای زنان ندارد و می‌تواند مکانی ترسناک و بیگانه برای آنها باشد. در شهرها مردان به کنترل زندگی روزمره زنان تمایل دارند و رفتار مردان به فضاهای شهری ساختار و شکل می‌دهد. (الیزابت ویلسون،1991). همچنین ترس زنان از جرم در محیط‌های شهری با هراس آنها در استفاده از امکانات، آنقدر که به کار مردان می‌آید، به کار زنان نمی‌آید. (باندز،1390) و متناسب با نیازهای عملی و استراتژیک زنان نیست.
تلخیص از کتاب«زنان و کیفیت زندگی» به قلم فریبا سیدان

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.