«چه وخدی بود»

معرفی کتاب جدید نشر مرکز اصفهان‌شناسی وخانه ملل

کتاب «چه وخدی بود» با تدوین و سرایش «حسن رشتیان»، مجموعه کاملی است ازآنچه می‌توان در وصف گذشته‌های اصفهان گفت؛ کتابی حاوی نزدیک به هزار و سیصد بیت اشعاری که سعی شده در وزن یکسان سروده و تنظیم شوند و وصف حال‌واحوال زیست پیوسته جهان‌شهر اصفهان باشند. در متن پیش رو نگاهی داریم به این کتاب ارزشمند که در سال 1400 توسط مرکز اصفهان‌شناسی و خانه ملل منتشر شده است.

سه شنبه ۰۹ شهریور ۱۴۰۰

«چه وخدی بود» واجد ارزش‌ها، نقاط قوت و ویژگی‌های خاصی است که امید می‌رود به‌عنوان اثری بی‌بدیل در حوزه مطالعات اصفهان‌شناسی به‌منظور حفظ هویت فرهنگی این شهر، نه‌تنها به جامعه فرهنگی ایران، بلکه کل علاقه‌مندان به اصفهان در سراسر جهان معرفی شود. کارشناسی و آوانویسی این کتاب بر عهده «رضوان پورعصار» بوده و تایپ، ویراستاری و نمونه‌خوانی آن را «فرحناز پورنقشبند» انجام داده است.
در این مجموعه، حجم انبوهی از واژه‌ها به لهجه اصیل اصفهانی ضبط شده است. بخش مهمی از این واژه‌ها، شاید به دست فراموشی سپرده‌شده و نسل جوان کاملا با آن بیگانه شده و مفهوم و معنایش را نمی‌دانند؛ مثلا دیلک (ستون)، خرند (حیاط)، ورپرید (درگذشت)، قلوه خون (قرمز مانند خون) و دمی (نزدیک) ازجمله واژگانی هستند که در این کتاب ذکرشده‌اند.
استعاره‌ها، اصطلاح‌ها و کنایه‌ها، به‌صورت انبوه در این مجموعه موج می‌زند؛ مانند آدمای برو (آدم‌های سرحال)، با انیر (خوش‌اخلاق)، سگ آ مگ، اونگون (آویزان)؛ همچنین اطلاعات بسیار ارزشمندی در خصوص آثار و ابنیه تاریخی فراموش‌شده و نیز مکان آن‌ها در اختیار خواننده قرار گرفته است. برای نمونه، نواقلی دروازه تیران (ص 123) یخچال سید هادی (ص 220)، عمارت نمکدان، آیینه‌خانه و هفت‌دست (ص177) بــنــاهـــایــی هستند که مخاطب با خواندن این کتاب درباره‌ آن‌ها اطلاعاتی کسب می‌کند. در این مجموعه همچنین از بسیاری از مؤسسه‌هـای تمدنی در گذشته اصفهان یاد شده است که شماری از آن‌ها دیگر وجود ندارند؛ ازجمله یکی از داروخانه‌ها به نام داروخانه کیمیا که در کتاب درباره‌اش آمده است: «یه دواخونم بود به نومی «کیمیا» بود/ دمی کوچه ناربند/ او روزا که جاش بود». ردپای کارخانه‌های اصفهان هم در کتاب بسیار دیده می‌شود: کارخانه شهناز، ریسباف، برق، پشم‌باف و... یا حتی قهوه‌خانه‌هایی که ردپــایــشــان در اســتــعــاره‌هــا و ضرب‌المثل‌های اصفهان هم هست؛ مثل قهوه‌خانه علی انجیلی که درباره‌اش نوشته‌اند: «علی انجیلی قوه‌خونش نزیک بود/ همه کارا اون با رمز آ آنتریک بود/ نیمکتا دورش که روشون قالی بود/.../یه تخدا اون مخدصی نقاشا بود/ یه تخد دیگش ویجه‌یی تخدکشا بود» (ص160).
در این اثر همچنین اطلاعاتی از محلات قدیمی، چیدمان و فضاهای شهری اصفهان در گذشته‌های دورتر در اختیار مشتاقان قرار می‌گیرد؛ برای مثال، میدان کهنه به نحو بسیار دقیقی توصیف شده است: «میدونی کهنه که همش شولوغ بود/ پری آدمای کاسب آ بانبوغ بود/ .../ هرکی اونجا به رجزخونی بود/ اونجا پر از مردمی دس‌فوروش بود/.../ کفی چاله‌میدون که جا ولگردا بود/ پری گِل آ شل بود آ همه دردا بود/ .../ کناری میدون جا خوروس‌بازا بود/ آ اون ورش جمی قام‌اندازا بود».
 به پاره‌ای از آداب‌ورسوم، آیین‌ها و مناسک خاص مردم اصفهان هم در این مجموعه پرداخته شده است. برای نمونه می‌توان به این ابیات اشاره کرد: «مچدی لمبون که به رو مادی بود/ باعثی دلگرمی آ شادی بود/.../مادی زیری مچد که آبش روون بود/ پری عریضه، مالی این آ اون بود/ همی عریضا که با گل تو آب بود/ تو ذنی مردوم، یه‌جا نابی ناب بود» (ص 125). اشاره‌های ارزشمند به خوراکی‌ها و نیز محصولات کشاورزی مختص اصفهان هم ازجمله نکات مثبت کتاب است؛ مثلا از هندوانه خابجان، گرمک خوراسگان، خیار دستگرد و خربزه گرگاب در این مجموعه ابیات یاد شده است.
همچنین بسیاری از رجال و بزرگان اصفهان، اعم از رجال حکومتی و بزرگان عرصه علم، ادب و هنر همراه با ویژگی‌های شخصیتی‌شان، مــعــرفــی ‌شــده‌انــد: جــلیــل شهناز (ص65)، شاطر رمضان (ص63)، جلال تاج (68)، آیت‌اله طیب (122)، صنیع‌زاده (214). اشاره‌هایی هم به رفتارهای اجتماعی مردم اصفهان و نوع تعامل‌ها و ارتباط‌های آن‌ها شده است؛ مثلا اینکه «کوچا محلا دمی عصر شولوغ بود / صحبتی از ماس بود آ شیرآ دوغ بود/ دری هرخونه، عصرا سه تا زن بود/ تریفی از سیاست آوطن بود/ از عروسی، از پاگشا آ عقد بود» (37). یا در جایی دیگر این‌گونه پرداخته شده است: «هرکی اوخد طالبی پنجا یخ بود/ دمبال قاطر به دو مثی ملخ بود» (ص 35). بسیاری از نام‌های مستعار اشخاص که به ‌آن‌ها معروف بوده و نسل امروز به‌سختی می‌تواند اطلاعاتی در این خصوص در منابع و مآخذ به‌دست آورد، مورد اشاره مستند قرار گرفته‌اند؛ مثل «اصغر غربتی»، «آقا روباچی»، «کریم پشه»، «احمد پاچی» و غیره. بسیاری از مشاغل سنتی، هنرها و صنایع‌دستی و نیز نام وسایل، ادوات و ملزومات زندگی مردم اصفهان در گذشته، مورد اشاره قرار گرفته‌اند: مثل ارسی‌دوز، سنگ‌تراش، نقاش، کرباس‌باف، خطاط و غیره. اوضاع و شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی اصفهان در سال‌های دورتر موردبررسی اجمالی قرار گرفته است.
به وضعیت پوشش و لباس مردم نیز پرداخته و شکل و فرمِ خانه‌های مسکونی به نمایش مکتوب گذاشته شده است. پاره‌ای از اشاره‌های دقیق و جزئی به روابط خانوادگی اعضای خانواده‌ها و اطلاعات ریزودرشت دیگر، که اشاره به تک‌تک آن‌ها باعث تطویل کلام خواهد شد، از دیگر موارد بسیار ارزشمند این اثر منظومه است.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.