سودای صهیونیست‌ها برای منطقه قفقاز

بحران ژئوپلیتیک در قفقاز در نشستی با حضور دکتر بهزاد دیانسائی، استاد و پژوهشگر علوم سیاسی، تحلیل شد

نشست تخصصی بحران ژئوپلیتیک در قفقاز از سوی مرکز مطالعات راهبردی دانشگاه علوم سیاسی خلیج‌فارس، انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا و خانه اندیشمندان علوم سیاسی برگزار شد. هدف از این نشست مجازی، بررسی نقش روسیه و اسرائیل در تحولات منطقه بود. دکتر بهزاد دیانسائی، استاد و پژوهشگر علوم سیاسی از مهمانان نشست در ابتدا به دلایل اهمیت منطقه قفقاز اشاره کرد و گفت: قفقاز به دلیل واقع‌شدن در منطقه اوراسیا هم از نظر ژئوپلیتیکی و هم ژئواستراتژی و ژئواکونومیکی برای کشورهای جهان و منطقه حائز اهمیت است. قفقاز محل تلاقی سه امپراطوری بوده و علاوه بر آن پیروان فراوان اسلام و مسیحیت نیز در این منطقه ساکن هستند.

دوشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۰

 این پژوهشگر علوم سیاسی در ادامه، نقش رژیم صهیونیستی در تحولات قفقاز را مهم و برنامه‌ریزی‌شده عنوان کرد و گفت: بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نقش صهیونیست‌ها پر‌رنگ‌تر شد. او افزود: منافع رژیم صهیونیستی در قفقاز دارای سه بعد اصلی است. از نظر راهبردی و بلند‌مدت تکیه بر محاصره ایران دارد و در میان‌مدت به دنبال منابع انرژی فراوان این منطقه است. این رژیم در کوتاه‌مدت فروش سلاح و مهمات به کشورهای قفقاز جنوبی و مخصوصا گرجستان و آذربایجان را مد نظر دارد. دیانسائی تصریح کرد: این‌طور می‌توان استنباط کرد که سیاست خارجی رژیم صهیونیستی نسبت به کشورهای منطقه قفقاز یک سیاست متنوع است. این سیاست چند‌وجهی قبل از سال 2008 با کشور گرجستان در منطقه آغاز شد. بعد از اینکه روسیه تحرکات بیش از اندازه اسرائیل را در منطقه دید، نسبت به آن معترض شد. بعد از واکنش‌های روسیه در قبال تحرکات رژیم صهیونیستی، این رژیم نفوذ خود را به سمت آذربایجان و مرزهای ایران سوق داد. این استاد علوم سیاسی در ادامه وابستگی‌های اقتصادی برخی کشورهای منطقه را یکی از دلایل اصلی نفوذ اسرائیل برشمرد و گفت: تبادلات اقتصادی سالیانه رژیم صهیونیستی و آذربایجان حدودپنج‌میلیارد دلار برآورد شده است. به همین دلیل است که این کشور به راحتی نمی‌تواند از این رژیم دست بکشد. دیانسائی رابطه ارمنستان و رژیم صهیونیستی را متفاوت از آذربایجان دانست و تصریح کرد: در رابطه با ارمنستان تکلیف اسرائیل مشخص است. حدود یک سال است که سفارت رژیم صهیونیستی در ارمنستان بازگشایی شده که البته جمهوری اسلامی ایران نیز نسبت به آن معترض بود. بعد از سال 2000 که ارمنستان به خواسته‌های اسرائیل تن نداد، این رژیم به سمت آذربایجان سوق پیدا کرد. او افزود: از سوی دیگر، دکترین سیاسی آذربایجان بر استقلال سیاسی و اقتصادی از روسیه و رابطه استراتژیک با نهادهای غربی استوار است. این کشور دیپلماسی نفتی را در اولویت سیاست‌های خود قرار داده است.دیانسائی ادامه داد: دولت ارمنستان دولتی غرب‌گراست و به نوعی با کمک ایران و روسیه در حال ایجاد موازنه میان باکو، آنکارا و تهران و روسیه است. مهم‌ترین اختلافی که ارمنستان در حال حاضر با روسیه دارد به دلیل تجهیزات مدرن نظامی است که این کشور به آذربایجان می‌دهد. نمی‌توان این موضوع را نیز انکار کرد که ارمنستان تحت کنترل روسیه است و امنیت مرزها را تا حدود زیادی ارتش روسیه بر عهده دارد و تبادلات نظامی با رژیم صهیونیستی بدون چراغ سبز روسیه امکان‌پذیر نبوده است. او در ادامه به نقش قدرت‌های بزرگ در این منطقه پرداخت و گفت: این نقش بسیار مهم و غیرقابل چشم‌پوشی است. بعد از اینکه آمریکا تمرکز خود را روی چین قرار داد، منطقه خاورمیانه را به نوعی بعد از یک برنامه‌ریزی بلند‌مدت 15 ساله به رژیم صهیونیستی سپرد. او افزود: اسرائیل اهداف مهمی را در منطقه قفقاز دنبال می‌کند و یکی از مهم‌ترین آن‌ها ارتباط اقتصادی و تنگاتنگ با یهودیان منطقه است. تداوم راهبرد پیرامونی که از زمان دیویدگانگوریان نخست وزیر رژیم صهیونیستی آغاز شد و تا امروز ادامه دارد، سیاستی است که هدف آن کاهش فشارهای بین‌المللی از روی این رژیم است.دیانسائی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را بر هم‌زننده برنامه‌های بلند‌مدت رژیم صهیونیستی قلمداد کرد و گفت: بعد از پیروزی انقلاب، نقشه‌های اسرائیل برای نفوذ روزافزون در منطقه از سوی ایران ناکام ماند. مقابله با انقلاب اسلامی و جریان‌های اسلام‌خواهی از دیگر اهداف این رژیم است. او ادامه داد: از دیگر اهداف اسرائیل در منطقه می‌توان به جلوگیری از پیشرفت در فناوری‌های هسته‌ای اشاره کرد. جلوگیری از حمایت نخبگان سیاسی و فرهنگی منطقه در مسئله اشغال فلسطین از دیگر برنامه‌های آن‌هاست. دیانسائی افزود: اسرائیل خواهان بهره‌مند شدن از انرژی و پتانسیل دریای خزر است. باید بر این نکته تأکید کرد که این رژیم اجراکننده برنامه‌های غرب و خصوصا آمریکا در منطقه است. در سال‌های اخیر دو خط لوله گاز باکو-تفلیس- جیحان و باکو- تفلیس-ارزرون را از حوزه نفوذ روسیه خارج کردند و این‌طور که می‌توان حدس زد، برای روسیه در درازمدت برنامه‌های سخت‌تری هم دارند.این استاد علوم سیاسی، اسرائیل را کانون بحران در منطقه خواند و تأکید کرد: از زمانی که این رژیم وارد گرجستان شد با آموزش ارتش گرجستان به نوعی آبروریزی در سطح بین الملل رقم زد. همین روند را امروز در آذربایجان پیش گرفته‌اند. اسرائیل به دنبال فتنه دیگری در منطقه است و معتقدم که روس‌ها هم نقش پلیس خوب و بد را بازی می‌کنند و به دلیل منفعت‌های اقتصادی که رابطه با اسرائیل برای آن‌ها به دنبال دارد، پیگیر واقعیت وضع موجود نیستند. آذربایجان تعادل ظریفی بین روسیه و آمریکا برقرار می‌کند که یک ضلع آن هم رژیم صهیونیستی است. کشورهای ضعیف منطقه از لابی اسرائیل برای اهداف سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود استفاده می‌کنند.او افزود: مسکو و واشنگتن در یک توافق نانوشته دنبال یک جنگ نیابتی در قفقاز هستند و به ظاهر تنش‌ها بین آذربایجان و ارمنستان وجود دارد. این شرایط طلب می‌کند که ایران سیاستی متعادل در پیش بگیرد. با لشکرکشی نمی‌توان بحران‌ها را بر طرف کرد. بهترین راه حل افزایش نفوذ در منطقه است. دیانسائی گفت: اتحاد سه‌گانه میان ترکیه، آذربایجان و رژیم صهیونیستی به شدت مورد حمایت آمریکاست و در راستای طرح خاورمیانه بزرگ و از انزوا خارج‌کردن اسرائیل از سوی این کشور در حال پیگیری جدی است.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.