آب دستتان است زمین بگذارید برای اصفهان

پیشنهاد «تور سفر به اصفهانِ رعب‌آورِ امروز» برای مسئولان

قالب‌های یخِ اصفهان در حال آب شدن‌اند زیر آفتاب تموزِ بی‌توجهی و غفلت. امروز، اول آذرماهِ سال آخر قرن 14 شمسی، سالروز تولد اصفهان را که به نام «روز اصفهان» نامیده شده،  در حالی گرامی می‌داریم که بافت‌های تاریخی اصفهان رو به اضمحلال‌اند، جویده شده‌اند یا متروک مانده‌اند. زاینده‌رودِ ایران از گردن به پایین فلج است. ابرهای تیره دود در آسمان اصفهان جا خوش کرده‌اند و اصفهان به سختی زنده است.

دوشنبه ۰۱ آذر ۱۴۰۰

 می‌خواهم بگویم آب دستمان است باید زمین بگذاریم و برای نجات موجودیت اصفهان کفش آهنین بپوشیم که فردا دیر است و به‌زودی به جای روشن‌کردن شمع‌های کیک تولد اصفهان، مجبوریم شمع‌هایی بر مقبره نصف‌جهان بیفروزیم!

 حفاظت از بافت اصفهان را از یزدی‌ها یاد بگیریم

مهمان یزدی‌ها شده‌ام تا سه ساعت در بافت فهادان قدم بزنیم. از این کوچه به آن کوچه، از این بام به آن بام. قدم می‌زنم و از دیدن هوشمندی مسئولان و مردم یزد لذت می‌برم. دلم پر می‌کشد به سمت جویباره اصفهان. بافت تاریخی یزد که در فهرست میراث جهانی بشر ثبت شده، قدمت قاجاری دارد. بافت تاریخی اصفهان که هیچ جا ثبت نشده و در حریم میراث جهانی بشر، مسجدجامع عتیق اصفهان، واقع شده قدمتی بسیار بیشتر از این حرف‌ها دارد؛ گل سرسبدش که مسجد جامع است بیش از هزار و صد سال عمر دارد. مناره‌هایش هفتصد تا هزار ساله‌اند. خانه‌های صفوی و قاجاری صد تا چهارصدساله در گوشه‌گوشه‌اش هنوز به‌سختی نفس می‌کشند. سقف عصارخانه جماله زیر گوش مسجدجامع عتیق، دارد فرو می‌ریزید. همین دو سال پیش مردم محلی «خیّر» پیدا کرده‌اند که پول بولدوزر را بدهد و خانه‌ای تاریخی را درست پشت دیوار مسجد هزار ساله، شبانه تخریب کرده‌اند. همین دو هفته پیش، هم دوباره سروکله بیل مکانیکی و کامیون این بار در دو قدمی شمال مسجد پیدا شده و «بخشی از بافت تاریخی» (بخشی از خانه امام جمعه) را شبانه با سروصدا تخریب کرده‌اند. ما ظهر روز پس از تخریب به دیدن منطقه می‌رویم و بعد رد خانه‌های تاریخی منطقه را می‌گیریم، هفت خانه متروک‌مانده را که محل کارتن‌خواب‌ها شده‌اند می‌بینیم و حسرت می‌خوریم. بر بلندای بام روبه مسجد میراث جهانی می‌ایستیم و حسرت می‌خوریم. در کوچه‌پس‌کوچه‌ها قدم می‌زنیم، جای ساباط خراب‌شده را می‌بینیم و حسرت می‌خوریم. به چشم می‌بینیم که تیغ روی شریان بافت تاریخی یکی از کهن‌ترین محلات اصفهان، شناسنامه نصف‌جهان، می‌سرد. این تازه فقط بخشی از بافت تاریخی برجای‌مانده است. بخش دیگر را در حریم دیگر میراث جهانی اصفهان یعنی میدان نقش‌جهان داریم. آنجا هم پرحسرت!

مسئولان باید اصفهان را از فراز بالگرد ببینند

بر بلندای صفه می‌ایستم. شهر پیدا نیست. در روزهای هوای تازه، از صفه می‌توانی نفش‌جهان را ببینی، اما حالا به زور مصلی را تشخیص می‌دهی و بیمارستان الزهرا را! همین بالا می‌نشینم به تماشای فیلم‌های قدیمی اصفهان؛ چند فیلم که اصفهان را از فراز بالگرد نشان می‌دهند. در اولی حریم «کوه نور» اصفهان (مسجدجامع عتیق) پیداست و در دومی حریم «دریای نور» اصفهان (میدان نقش جهان). فکر می‌کنم کاش برنامه‌ای ترتیب دهیم، همه مسئولانی را که تصمیم‌هایشان بر «گذشته، حال و آینده» این شهر اثرگذار است در سالن سینما به تماشای فیلم‌های قدیمی اصفهان بنشانیم، بعد، همه‌شان را سوار بالگردها کنیم و برفراز شهر بچرخانیم و در مرحله سوم، در گروه‌های پنج‌شش‌نفره ببریمشان در بافت تاریخی قدم بزنند، خانه‌های متروک‌مانده و مخروبه را تماشا کنند و بعد چند خانه حفظ‌شده را هم ببینند. من اسم این تور ویژه را می‌گذارم «تور سفر به اصفهانِ رعب‌آورِ امروز». برای اثربخش‌بودن بیشتر، این تور دو مرحله دیگر دارد؛ مرحله اول، سفر به یزد و قدم‌زدن در بافت تاریخی فهادان و تماشای طلوع و غروب بر بام دو خانه تاریخی حفاظت‌شده در بافت است. تا اینجا همه مراحل این تور کاملا شدنی هستند و واقعا می‌شود و باید این تور را برگزار کرد. اما یک مرحله دیگر مانده که محقق‌کردنش کمی سخت است؛ سفر به یک شهر تاریخی در دنیا که از پس حفاظت برآمده است؛ مثلا پراگ که بافت کهنسال شهر را با وجود ضربه‌هایی که از جنگ جهانی خورده، روی چشم نگه داشته است. حالا که روز اصفهان است، حالا که آذر آغاز شده و اوج زیبایی‌های اصفهان را در این ماه می‌بینید، از همه شما دعوت می‌کنم هر روز آذرماهی را به دیدار گوشه‌ای از این شهر بگذرانید. دور شهر بگردید. زخم‌هایش را ببینید و هر کاری از دستتان برمی‌آید برای این کالبدِ گران‌قدر انجام دهید. انبوه مرهم‌های کوچک، می‌توانند زخم‌های بزرگ را درمان کنند.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.