مکتب سلیمانی

بازخوانی بخشی از وصیت‌نامه سردار سلیمانی در گفت‌وگو با «محسن نصری» استاد علوم‌سیاسی دانشگاه اصفهان

همه ما از مکتب حاج قاسم صحبت می‌کنیم؛ از اینکه این مکتب تربیت‌کننده مردان و زنان انقلابی است، این مکتب، مکتب بصیرت است. جوهره‌اش صداقت و اخلاص است و عکس‌ها و فیلم‌هایی که این روزها پیاپی منتشر می‌شود. مکتب حاج قاسم کدام است؟ اصول و مبنای آن چیست؟ یکی از راه‌هایی که می‌تواند شناخت عمیق‌تری از این مکتب، همچنین شخصیت و ابعاد وجودی سردار حاج قاسم سلیمانی برای ما ترسیم کند، دقیق‌شدن در وصیت‌نامه ایشان است که با فرازهایی جامع، نوع جهان‌بینی این مرد بزرگ را نشان می‌دهد. وصیت‌نامه با فرازهای عاشقانه او با خدا آغاز می‌شود و نعمت‌هایی را شاکر است که متحیر می‌شویم.

چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰

 از جاماندگی‌اش بی‌قرار است و بارها تأکید می‌کند جز تو و دیدار تو را نمی‌خواهم. در ادامه با خواهران و برادران مجاهد عالم، با مردم ایران، با کرمانی‌ها صحبت می‌کند. از سیاسیون کشور می‌خواهد احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت بدانند، از خانواده شهدا می‌خواهد او را حلال کنند اگر نتوانسته حق فرزندان آنان را ادا کند. از همه حتی مراجع تقلید می‌خواهد ولایت فقیه را تنها نگذارند و از همه، همسایگان، دوستان و همکاران طلب بخشش می‌کند. به بهانه دومین سالگرد شهادت حاج‌قاسم سلیمانی به سراغ محسن نصری، عضو هیئت علمی و استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان رفته‌ایم تا دنیای معرفت و بصیرت این بزرگ مرد را در وصیت نامه‌اش بررسی کنیم. عضو هیئت علمی و استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان، وصیت‌نامه شهید حاج قاسم سلیمانی را منشوری می‌داند که سه ضلع اصلی دارد؛ «ضلع اصلی این منشور، اسلام با محوریت قرآن، عترت و عشق به اهل‌بیت‌(ع) است. ضلع دیگر، نظام جمهوری اسلامی ایران در عصر غیبت و ولایت فقیه است که هم به مردم و هم به مراجع معظم تقلید توصیه و سفارش به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه دارد و ضلع سوم مجاهدت با وحدت برای خدمت به مردم است. این سه ضلع اصلی در منشور، در مکتب، در مرام، در عملکرد و در وصیت‌نامه حاج قاسم وجود داشته است.»

خدایا! تو را سپاس می‌گویم به‌خاطر نعمت‌هایت

خداوندا! تو را سپاس که مرا صلب به صلب، قرن به قرن، از صلبی به صلبی منتقل کردی و در زمانی اجازه ظهور و وجود دادی که امکان درک یکی از برجسته‌ترین اولیائت را که قرین و قریب معصومین است، عبد صالحت خمینی کبیر را درک کنم و سرباز رکاب او شوم... خداوندا! تو را شکرگزارم که پس از عبد صالحت خمینی عزیز، مرا در مسیر عبد صالح دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی که حکیم امروز اسلام و تشیّع و ایران و جهان سیاسی اسلام است، خامنه‌ای عزیز که جانم فدای جان او باد،قرار دادی.
محسن نصری فرازها را جزئی‌تر بررسی می‌کند:«در فرازهای ابتدایی حاج قاسم سلیمانی خداوند را سپاس می‌گوید به خاطر نعمت‌هایی که به او داده است. وقتی می‌خواهد شکرگزار خدا باشد به خاطر قدرت، ثروت، سلامتی، مسئولیت و مسائل مادی خدا را شکر نمی‌کند؛ بلکه خداوند را شاکر است که او را در زمانه‌ای قرار داده که عبد صالح خداوند، امام خمینی و خامنه‌ای را درک کرده است. اگر در دعای عرفه امام‌حسین (ع) دقت کنید، در فرازهای اولیه دعای عرفه، سید الشهدا‌(ع) می‌فرماید خدا را شکر که من در دولت کفر به دنیا نیامده‌ام و حاج قاسم درست به همین علت خدا را شکر می‌کند که در چنین زمانه‌ای قرار گرفته است.»

خدایا! به عفو تو امید دارم

یا ارحم الراحمین! مرا بپذیر؛ پاکیزه بپذیر؛ آن‌چنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم. جز دیدار تو را نمی‌خواهم، بهشت من جوار توست، یا الله!
استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان معتقد است مهم‌ترین و اساسی‌ترین نکته وصیت‌نامه سردار حاج قاسم سلیمانی درخواست او از خداوند برای بهشت لقاست: «حضرت امام خمینی(ره) در کتاب چهل حدیث خود سه درجه بهشت را معرفی می‌کند؛ بهشت اعمال، بهشت اخلاق و بهشت لقا که آخرین مرتبه بهشت «لقاءالله» است. امام خمینی می‌نویسد همه اوصافی که از بهشت در آیات شریف قرآن کریم آمده، مربوط به بهشت اعمال است و خیلی ظریف در باب بهشت اخلاق. اما درباب بهشت لقا در جوار خداوند هیچ نکته‌ای در قرآن کریم نیامده یعنی آنقدر مرتبه‌اش بالاست که وصف آن مطرح نشده است.» نصری بیان می‌کند که حاج قاسم سلیمانی به جهت اوج بصیرت و معرفت از خدای خود، بهشت لقا را می‌خواهد: «بهشت من جوار توست یاالله. از خدا این بهشت را درخواست می‌کند. این درخواست نشان‌دهنده این است که حاج قاسم قبل از مجاهدت و جهاد اصغر، جهاد اکبری را در مقابله با شیاطین درونی و هواهای نفسانی خود انجام داده که توانسته به این معرفت حقیقی برسد که از خداوند بهشت لقا درخواست کند.»

خدایا! از کاروان دوستانم جامانده‌ام

عزیز من! جسم من در حال علیل‌شدن است. چگونه ممکن [است] کسی که چهل سال بر درت ایستاده را نپذیری؟
استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان از چهل سال مجاهدت سردار حاج قاسم سلیمانی در مسیر خدا می‌گوید: «در این قسمت وصیت‌نامه حاج‌قاسم وقتی می‌گوید چهل سال بر درت ایستاده‌ام منظورش بر درگاه خداوند فی سبیل‌الله است. همچنین چهل سال مجاهدت. مجاهدتی که یک سال و دو سال و پنج سال نیست. سابقه‌ای طولانی دارد. دوران انقلاب، هشت سال دفاع مقدس، مبارزه با اشرار بعد از دفاع مقدس در جنوب شرق کشور، مبارزه با جنایتکاران داعشی که توانست سلطه آن‌ها را از سر ملت‌های منطقه دور کند، چهل سال مجاهدت با دشمن که پشت میز و صندلی نبوده بلکه درست در میدان جنگ و جهاد روزگار سپری کرده است.»

خطاب به برادران و خواهران مجاهد

خواهران و برادران مجاهدم در این عالم، ای کسانی که سرهای خود را برای خداوند عاریه داده‌اید و جان‌ها را بر کف دست گرفته و در بازار عشق‌بازی به سوق فروش آمده‌اید، عنایت کنید؛ جمهوری اسلامی، مرکز اسلام و تشیّع است. امروز قــرارگاه حــسین‌بــن‌عــلی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرم‌ها می‌مانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمی‌ماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمدی‌(ص).
نصری معتقد است حاج‌قاسم جهانی بود؛ در نتیجه خطابه‌اش همه مجاهدان عالم را در بر می‌گیرد: «وقتی می‌گوید خواهران و برادران مجاهدم در این عالم، نه فقط ایران بلکه همه مجاهدان عالم را صدا می‌زند. حاج قاسم جهانی بود، چرا که توحید داشت، خدا را جهانی می‌دانست، اسلام و انقلاب اسلامی را جهانی می‌دانست، در نتیجه خطابش به مجاهدان دنیاست.»

برادران و خواهران ایرانی

برادران و خواهران عزیز ایرانی من، مردم پرافتخار و سربلند که جان من و امثال من، هزاران بار فدای شما باد، کما اینکه شما صدها هزار جان را فدای اسلام و ایران کردید، از اصول مراقبت کنید؛ اصول یعنی ولی فقیه، خصوصا این حکیم، مظلوم، وارسته در دین، فقه، عرفان، معرفت؛ خامنه‌ای عزیز را جان خود بدانید، حرمت او را مقدسات بدانید.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان به تأکید و توجه سردار سلیمانی به بحث ولایت فقیه اشاره می‌کند: «حاج قاسم در قسمت‌های مختلف وصیت نامه اهمیت ولایت فقیه را متذکر می‌شود و معتقد است جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است و از همه می‌خواهد برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنند و حرمت او را مقدسات بدانند و آن‌قدر به این اصل تأکید دارد که حتی در فرازی جداگانه خطاب به علما و مراجع تقلید از آنان می‌خواهد که جمهوری اسلامی، ارزش‌ها و ولایت فقیه را مورد حمایت جدی قرار دهند.» سخنی کوتاه از یک سرباز 40 ساله در میدان، به علمای عظیم‌الشأن و مراجع گران‌قدر که موجب روشنایی جامعه و سبب زدودن تاریکی مراجع عظام تقلید؛ سربازتان از یک برج دیده‌بانی دید که اگر این نظام آسیب ببیند، دین و آنچه از ارزش‌های آن [که] شما در حوزه‌ها استخوان خرد کرده‌اید و زحمت کشیده‌اید، از بین می‌رود. این دوره‌ها با همه دوره‌ها متفاوت است، این بار اگر مسلط شدند، از اسلام چیزی باقی‌نمی‌ماند. راه صحیح، حمایت بدون هرگونه ملاحظه از انقلاب، جمهوری اسلامی و ولی فقیه است.
نباید در حوادث، دیگران شما را که امید اسلام هستید به ملاحظه بیندازند. همه شما امام را دوست داشتید و معتقد به راه او بودید. راه امام مبارزه با آمریکا و حمایت از جمهوری اسلامی و مسلمانان تحت ستم استکبار، تحت پرچم ولی فقیه است.

خطاب به سیاسیون کشور

نصری بر جامع‌بودن وصیت‌نامه تأکید می‌کند که این مرد وارسته به همه ابعاد مهم پرداخته است و می‌توان ساعت‌ها در خصوص این دست‌نوشته ارزشمند صحبت کرد: «او در فرازهایی سیاسیون کشور را با جریان‌های سیاسی و گرایش‌های مختلف که در عرصه‌های گوناگون فعال هستند، مورد خطاب قرار می‌دهد و برای آن‌ها توصیه‌های مهمی دارد که شاید مهم‌ترینش این باشد که از همه مسئولان می‌خواهد احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت بدانند.»
نکته‌ای کوتاه خطاب به سیاسیون کشور دارم؛ چه آن‌هایی [که] اصلاح‌طلب خود را می‌نامند و چه آن‌هایی که اصول‌گرا. آنچه پیوسته در رنج بودم این‌که عموما ما در دو مقطع، خدا و قرآن و ارزش‌ها را فراموش می‌کنیم، بلکه فدا می‌کنیم. عزیزان، هر رقابتی با هم می‌کنید و هر جدلی  با هم دارید، اما اگر عمل شما و کلام شما یا مناظره‌هایتان به‌نحوی تضعیف‌کننده دین و انقلاب بود، بدانید شما مغضوب نبی مکرم اسلام و شهدای این راه هستید؛ مرزها را تفکیک کنید. اگر می‌خواهید با هم باشید، شرط با هم بودن، توافق و بیان صریح حول اصول است. اصول، مطوّل و مفصل نیست. اصول عبارت از چند اصل مهم است:
 اول آن‌ها، اعتقاد عملی به ولایت فقیه است؛
 اعتقاد حقیقی به جمهوری اسلامی و آنچه مبنای آن بوده است؛ از اخلاق و ارزش‌ها تا مسئولیت‌ها؛
 به‌کارگیری افراد پاک‌دست و معتقد و خدمتگزاری به ملت، نه افرادی که حتی اگر به میز یک دهستان هم برسند، خاطره خان‌های سابق را تداعی می‌کنند؛
مقابله با فساد و دوری از فساد و تجملات را شیوه خود قرار دهند؛
 در دوره حکومت و حاکمیت خود در هر مسئولیتی، احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت بدانند.
عضو هیئت علمی و استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان حاج قاسم سلیمانی را یک نمونه تربیت‌شده مکتب اسلام می‌داند: «سردار سلیمانی نمونه انسانی است که اسلام تربیت می‌کند، ارزش‌های اسلامی تربیت می‌کند، آن هم در عصر غیبت که تربیت خودش را به دلیل اطاعت از رهبری و ولایت فقیه می‌داند. او در مجاهدت به جایگاهی می‌رسد که از خداوند، بهشت لقا درخواست می‌کند و امروز این می‌تواند برای ما الگویی جامع باشد که در مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از این الگو پیروی کنیم؛ الگویی که همه مردم، مدیران، مسئولان و سیاسیون کشور باید از آن تبعیت کنند.»

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.