آیا آمریکا در آستانه یک جنگ داخلی دیگر قرار دارد؟

گرایش به شورش مسلحانه و تئوری‌‌های توطئه در جامعه آمریکا چیز جدیدی نیست

در تاریخ ششم ژانویه 2021 جمعیتی خشمگین به ساختمان کنگره ایالات‌‌متحده حمله کردند و این‌‌گونه بود که جامعه آمریکا مجبور به رویارویی با یک واقعیت جدید شد: برخی از شهروندان این جامعه گرفتار یک تصور غلط شده بودند و برای پشتیبانی از آن به خشونت متوسل شدند. تئوری‌‌های توطئه مطرح‌‌شده درباره انتخابات ریاست‌‌جمهوری 2020 و مطالب عجیب‌‌وغریب ارائه‌‌شده در قالب پروژه «کیو اِنان»1 به شکل‌‌گیری این حمله کمک کرد؛ حمله‌‌ای که نگرانی‌‌هایی را در خصوص درگیری‌‌ها و شورش‌‌های داخلیِ بیشتر به وجود آورده است.

چهارشنبه ۰۶ بهمن ۱۴۰۰

از زمان این حمله تاکنون، سیلی از مطالعات و تحلیل‌‌های گوناگون تلاش کرده‌‌اند ارزیابی درستی از میل شدید آمریکایی‌‌ها به تئوری‌‌های توطئه و احتمال بروز خشونت بیشتر و حتی جنگ داخلی در این کشور داشته باشند. من به مطالعه تئوری‌‌های توطئه‌‌ای پرداخته‌‌ام که به دنبال تیراندازی دبستان «سندی هوک»2 در ماه دسامبر سال 2012 مطرح شده‌‌اند و دراین‌‌بین دائماً به یکی از نظرسنجی‌‌هایی رجوع می‌‌کنم که در ماه مه سال 2013 درباره قوانین کنترل سلاح در ایالات‌‌متحده انجام شد. این نظرسنجی نشان داد که در جامعه آمریکا تردید‌‌های گسترده‌‌ای نسبت به واقعه «سندی هوک» وجود دارد و موضوع تکان‌‌دهنده دیگر هم این است که بسیاری از آمریکایی‌‌ها قویاً از شورش مسلحانه حمایت می‌‌کنند.
تقریباً هشت سال قبل از آنکه گروهی از پیروان متعصب ترامپ عزم خود را برای نفی نتایج انتخابات ریاست‌‌جمهوری جزم کنند و به ساختمان کنگره آمریکا یورش ببرند، نزدیک به یک‌‌سوم کل آمریکایی‌‌ها و به‌‌طور خاص 44 درصد از جمهوری‌‌خواهانی که در نظرسنجی سال 2013 مرکز پژوهشی «پابلیک‌‌مایند»3 در دانشگاه «فرلی دیکنسون»4 شرکت کرده بودند، گفتند که ممکن است در آینده‌‌ای نزدیک در ایالات‌‌متحده، توسل به شورش مسلحانه برای محافظت از آزادی‌‌های مدنی لازم و ضروری شود.
یافته‌‌های این نظرسنجی به حدی ناخوشایند و نگران‌‌کننده بود که برخی تحلیل‌‌گران سیاسی برجسته آن را بی‌‌اساس دانستند چون ازنظر آن‌‌ها این پژوهش آن‌‌قدر غیرقابل‌‌باور بود که نمی‌‌توانست حقیقت داشته باشد.

استدلال مغرضانه

اخیراً با روان‌‌شناسی که این نظرسنجی را طراحی کرده بود، مصاحبه‌‌ای داشتم. علاوه بر این، با روزنامه‌‌نگاری صحبت کردم که در آن زمان نتایج این پژوهش را به باد انتقاد گرفته بود اما حالا درباره پیامدهای منفی شورش 6 ژانویه 2021 می‌‌نویسد.
دانیل کاسینو5، استاد روان‌‌شناسی سیاسی در دانشگاه فرلی دیکنسون و مدیر مرکز نظرسنجی این دانشگاه، گفت که هدف نظرسنجی انجام‌‌شده در سال 2013 ارزیابی تأثیرات «استدلال انگیزه‌‌مند»6 بر سیاست‌‌های مرتبط با حمل سلاح بوده است. منظور از «استدلال انگیزه‌‌مند»، تعصباتی احساسی است که می‌‌تواند فرآیند قضاوت را تحت تأثیر قرار دهد و باعث شود فرد حقایقی را که با باورهای او همخوانی ندارند، بی‌‌اساس بداند و از آن‌‌ها چشم‌‌پوشی کند.
کاسینو «استدلال انگیزه‌‌مند» را این‌‌طور توضیح داد: «اگر واقعیت مطابق با آن چیزی که شما می‌‌خواهید نباشد، باید یا باورهای خودتان را تغییر دهید یا واقعیت را.»
اینجاست که پای تئوری‌‌های توطئه به میان می‌‌آید. اگر با اعمال محدودیت بر مالکیت سلاح گرم مخالف باشید، در این صورت کشتار فجیع 20 دانش‌‌آموز کلاس اولی و 6 بزرگ‌سال در یک دبستان و با یک تفنگ اِی‌‌آر-15 برای شما مشکلی اساسی درست خواهد کرد. کاسینو دراین‌‌باره گفت: «برای کسانی که قویاً به حق مالکیت اسلحه باور دارند، راحت‌‌تر این است که ادعا کنند چنین کشتاری اصلاً اتفاق نیفتاده تا اینکه بخواهند نظرشان را درباره مالکیت سلاح تغییر دهند.»
از هر چهار نفری که در نظرسنجی گفته‌‌شده مورد پرسش قرار گرفتند، یکی از آن‌‌ها گفت که باور دارد حقیقت واقعه تیراندازی در دبستان «سندی هوک» چیز دیگری است و در پشت پرده آن نیتی سیاسی دنبال می‌‌شود. بسیاری دیگر هم به این واقعه مشکوک بودند؛ و چنین تردیدهایی در کسانی محتمل‌‌تر بود که با اقدامات جدیدِ اجراشده در راستای کنترل سلاح مخالف بودند.
به گفته کاسینو، پرسش مطرح‌‌شده درباره شورش مسلحانه باوری را مورد تجسس قرار می‌‌داد که به‌طورمعمول فقط به اعضای گروه‌‌های شبه‌‌نظامی و افراط‌‌گرایان نسبت داده می‌‌شود. البته یافته‌‌های این نظرسنجی لزوماً به این معنا نبوده که آدم‌‌های معمولی سلاح به دست خواهند گرفت اما بدون شک نشان می‌‌داده که چنین پدیده‌‌ای در حال تبدیل‌شدن به بخشی از هویت جمهوری‌‌خواهان متعصب بوده است.
کاسینو دراین‌‌باره گفت: «این واقعاً ترسناک و نگران‌‌کننده است چون وقتی چیزی تبدیل به بخشی از یک نظام یا ساختار اعتقادی می‌‌شود، خودبه‌خود هم محقق خواهد شد.» از آن زمان تاکنون، باور به امکان‌‌پذیر بودن یک شورش مسلحانه در حزب جمهوری‌‌خواه گسترش پیدا کرده و برخی مقامات منتخب و رهبران این حزب هم از آن حمایت کرده‌‌اند.
کاسینو خاطرنشان کرد: «شورش مسلحانه‌‌ای که ژانویه 2021 اتفاق افتاد به ما نشان داد که این پدیده گرایش و جریانی واقعی در سیاست آمریکایی است و به‌‌مرورزمان قدرتمندتر شده است و از بین هم نخواهد رفت.»

پوشش مغرضانه

وقتی این نظرسنجی منتشر شد، برخی مفسرین از آن برای به سخره گرفتن جمهوری‌‌خواهان استفاده کردند. مثلاً بیل مار7، کمدین آمریکایی، دراین‌‌باره توئیت کرد: «خب... 44 درصد از جمهوری‌‌خواهان فکر می‌‌کنند شاید در چند سال آینده یک شورش مسلحانه لازم شود. پس برای اینکه بگوییم اغلب جمهوری‌‌خواهان کاملاً دیوانه‌‌اند، فقط 7 درصد کم داریم.»
سایرین هم نتایج این نظرسنجی را کاملاً بی‌‌اساس دانستند. نشریه آتلانتیک این مطالعه را به‌‌تندی مورد انتقاد قرار داد و آن را «غیرعادی» و «به‌‌شدت قابل‌تردید» خواند. فیلیپ بامپ8 دراین‌‌باره نوشت: «این نظرسنجی در بهترین حالت فقط برخی ابعاد یک کار علمی را دارد و احتمالاً نباید خیلی آن را جدی گرفت. بدون شک رسانه‌‌های خبری دیگر نباید درباره آن چیزی بنویسند.»
بامپ در حال حاضر خبرنگار داخلی واشنگتن‌‌پست است و درباره شورش 6 ژانویه هم نوشته است. در تماسی که اخیراً با هم داشتیم، بامپ به من گفت که فکر می‌‌کند واکنش او به نظرسنجی سال 2013 «افراطی و اغراق‌‌آمیز» بوده است. البته او هنوز فکر می‌‌کند که آمار و ارقام کاسینو در مقایسه با برخی یافته‌‌های اخیر بالا به نظر می‌‌رسند اما گفت که اگر این نظرسنجی امروز به دستش می‌‌رسید، مثل قبل با آن برخورد نمی‌‌کرد. او ادامه داد: «بدیهی است که وقایع هشت سال اخیر معنای بسیار متفاوتی به این پژوهش داده است.»

امکان وقوع یک جنگ داخلی دیگر

کاسینو گفت که بعد از نظرسنجی سال 2013 با سیلی از تماس‌‌های تلفنی از سوی افرادی مواجه شده که او را به دست داشتن در توطئه‌‌ای برای حذف مالکیت اسلحه متهم می‌‌کرده‌‌اند. بسیاری از این تماس‌‌ها با تلفن منزل او انجام می‌‌شده و تهدیدآمیز بوده‌‌اند. درنهایت هم این تماس‌‌های نگران‌‌کننده با پوشش منفی رسانه‌‌ها همراه شد و او را از پرداختن به موضوع شورش مسلحانه در نظرسنجی‌‌های بعدی منصرف کرد؛ اما حالا آرزو می‌‌کند که ای‌‌کاش این اطلاعات را جمع‌‌آوری کرده بود.
یکی از نظرسنجی‌‌های مؤسسه «زاگبی»9 که درست پس از شورش سال 2021 انجام شد، نشان داد که تقریباً نیمی از آمریکایی‌‌ها (46 درصد آن‌‌ها) فکر می‌‌کنند وقوع یک جنگ داخلی دیگر محتمل است. پژوهش‌‌های مؤسسه «امریکن اِنترپرایز»10 نشان داده است که از هر 10 جمهوری‌‌خواه 4 نفر آن‌‌ها فکر می‌‌کنند ممکن است خشونت سیاسی لازم باشد. مطالعه جدیدتری که نوامبر 2021 توسط مؤسسه غیرانتفاعی «پابلیک ریلیجن ریسرچ»11 منتشر شد هم معلوم کرد که نزدیک به یک‌‌سوم جمهوری‌‌خواهان (30 درصد آن‌‌ها) با این عبارت موافق‌اند که «ممکن است میهن‌‌پرستان راستین آمریکایی مجبور شوند برای حفاظت از کشورمان به خشونت متوسل شوند».
حتی مؤسسه بی‌‌طرف «بروکینگز»12 هم اخیراً هشدار داده است که نباید امکان وقوع دومین جنگ داخلی در ایالات‌‌متحده نادیده گرفته شود: «نباید فرض کنیم که چنین چیزی نمی‌‌تواند اتفاق بیفتد و نباید از علامت‌‌های شومی که نشان‌‌دهنده از کنترل خارج شدن تعارضات و درگیری‌‌ها هستند، چشم‌‌پوشی کنیم.»
به گفته کاسینو، ضدیت با واکسن آن‌‌هم در شرایط مواجهه با یک همه‌‌گیری جهانی و باور سرسختانه به ادعاهای مردود ترامپ درباره انتخابات ریاست‌‌جمهوری 2020 به خبرنگاران و عموم مردم نشان داده است که چطور باورهای نهادینه‌‌شده می‌‌توانند درک مردم از واقعیت را شکل دهند. او در پایان گفت: «باورهای مردم و درکی که از واقعیت دارند، بی‌‌نهایت شکل‌‌پذیر است. ای‌‌کاش این‌‌طور نبود چون این برای جامعه خیلی بد است. آرزویم این است که نتایج آن نظرسنجی اشتباه می‌‌بود ولی این‌‌طور نیست.»

پی‌‌نوشت‌‌ها:
1. QAnon، جنبشی در ایالات‌‌متحده که بر اساس تئوری‌‌های توطئه مطرح‌‌شده توسط یک گروه راست افراطی شکل گرفت و بسیاری از هواداران دونالد ترامپ را با خود همراه کرد. به باور حامیان «کیو اِنان»، حلقه‌‌ای از افراد شیطان‌‌پرست، آدم‌‌خوار و بچه‌‌باز، ازجمله برخی سران حزب دموکرات، کنترل جهان را در دست گرفته‌‌اند و ترامپ به قدرت رسیده بود تا این حلقه را براندازد و این افراد را به سزای اعمالشان برساند. [مترجم]
2. mass shooting at Sandy Hook Elementary School، در جریان تیراندازی جوانی 20 ساله در دبستان «سندی هوک» در ایالت کنتیکت آمریکا، 20 کودک و 6 بزرگ‌سال کشته شدند. [مترجم]
3. PublicMind
4. Fairleigh Dickinson University
5. Daniel Cassino
6. motivated reasoning
7. Bill Maher
8. Philip Bump
9. Zogby
10. American Enterprise Institute
11. Public Religion Research Institute
12. Brookings Institution
این مطلب ترجمه مقاله‌‌ای است به قلم آماندا جی. کرافورد (Amanda J. Crawford)، استادیار خبرنگاری در دانشگاه کنتیکت، که در تاریخ 3 ژانويه 2022 در وب‌‌سایت کانورسیشن (theconversation.com) منتشر شده است. این سازمان رسانه‌‌ای می‌‌کوشد نتایج پژوهش‌‌ها و مقالات منتشرشده توسط محققان، متخصصین و دانشگاهیان حوزه‌‌های مختلف را در دسترس عموم قرار دهد.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.