ملاقات با «بابا»های اصفهان

نگاهی به زندگی عرفای تاریخ اصفهان که مقبره‌ها، محله‌ها یا گذرهایی به نام آن‌ها مشهور است

گرمای واژه «بابا» برای کسانی که از نعمت داشتن پدر به‌عنوان یکی از ستون‌های خانواده محروم نبوده‌اند قابل درک است؛ اما در کوچه پس کوچه‌های شهر که رکاب می‌زنیم، گاهی با مقبره‌ها یا محله‌ها یا گذرهایی روبه‌رو می‌شویم که به نام «بابا» مشهورند. این باباها چه کسانی بوده‌اند و چگونه وارد تاریخ اصفهان شده‌اند؟ به نظر می‌رسد با رشد گرایشات عرفانی پس از اسلام مشایخ با القاب مختلفی شناخته می‌شده‌اند. پیر، عمو، شیخ یا بابا از این دست لقب‌ها بوده است. اما بعد از حمله مغول و در طی قرن هشتم و نهم این جریان رنگ دیگری پیدا کرد و باباهای اصفهان بیشتر حاصل این دوره تاریخی هستند.

چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰

برای ملاقات با باباهای تاریخی شهر، در رکاب تاریخ از دروازه شمالی اصفهان شروع می‌کنیم. جایی که زمانی کاروان‌ها از آن طریق وارد اصفهان می‌شده‌اند؛ به طوقچی می‌رویم.

 بابای خاکسترنشین

دروازه طوقچی برای قرن‌ها شمالی‌ترین دروازه ورودی به اصفهان بوده است. نرسیده به دروازه چهارباغی بوده که در دو سوی آن باغ‌ها و مساجد و تکایای زیادی قرار داشته است. یکی از این مساجد که در انتهای دوره ایلخانی ساخته شد، درست روبه‌روی باغ قوشخانه قرار داشته و به نام سازنده‌اش یعنی آخرین ایلخان مغول، مسجد ابوسعید بهادرخان نامیده می‌شده است. اوژن فلاندن که در دوره محمدشاه قاجار ویرانه‌های مسجد را دیده آن‌را این‌طور وصف کرده است: «در وسط این خیابان مسجد کوچکی است که به نظر من یک نوع جواهر حقیقی ایران است. برای چه باید هیئت و وضع ساختمانش را تمجید کرد، در صورتی که در کنارش بقایایی از قسمت‌های ســـرنــگون‌شده و مــخــروبــه دیــده می‌شود؟ این مسجد را «باباسوخته» می‌نامند و وجه تسمیه‌اش معلوم نشد. نه‌تنها گنبد و مناره‌هایش در کاشی مستغرق است بلکه تمام وجوه و اطراف مسجد هم از بالا تا پایین به همین وضع است... مناره‌اش فوق‌العاده شیوا و پسندیده می‌آید و از توده مارپیچ‌های سبز و سفید تشکیل می‌شود که در فواصلشان کاشی‌کاری‌های آبی به کار رفته است».
مسجد را در دوره ناصرالدین شاه تخریب کردند تا از مصالحش برای ساخت مسجد نوی بازار استفاده کنند. از این جواهر یکتا امروزه تنها یک مناره بیشتر باقی نمانده است؛ اما همان‌طور که فلاندن هم نوشته این مسجد به دلیلی که معلوم نیست با نام باباسوخته هم مشهور بوده است. هرچند نمی‌دانیم باباسوخته چه کسی بوده، اما سرنوشت تلخ این مسجد زیبا با نام باباسوخته تناسب تلخی دارد!

باباقاسم و مقبره بی‌مانندش

رکاب‌زنان از محدوده تاریخی دروازه طوقچی وارد شهر قدیم اصفهان می‌شویم. در گذشته دو مسیر از این دروازه به داخل شهر منتهی می‌شده؛ مسیر غربی همان امتداد بازار تاریخی اصفهان است که تا دروازه حسن‌آباد ادامه داشته است. در میانه همین راه، به ملاقات یکی دیگر از باباهای شهر می‌رویم. در انتهای خیابان ابن‌سینا نرسیده به خیابان کمال، مقبره باباقاسم یکی از زیباترین مقابر تاریخی ایران قرار دارد. از پشت درهای همیشه بسته این مقبره صندوق مزار باباقاسم زیر یک گنبد مخروطی شبیه گنبد مقبره بابارکن‌الدین دیده می‌شود. باباقاسم یکی از عرفای مشهور قرن هشتم است که جلسات درس و بحثش را در حلقه مریدانش احتمالا در همین محله تشکیل می‌داده است. وقتی باباقاسم از دنیا می‌رود، یکی از شاگردان و مریدانش این مقبره را برایش می‌سازد و چند قدم آن سوتر هم مدرسه‌ای به یاد استاد بنا می‌کند که امروزه یکی از معدود مدارس ایلخانی ایران است. متأسفانه نه مقبره قابل بازدید است و نه مدرسه و شوربختانه به‌تازگی ساخت‌و‌سازهایی در همسایگی مقبره انجام شده که بی‌شک آسیب‌هایی به حریم تاریخی این میراث فرهنگی وارد کرده است.

یک بابای ناشناس

از باباقاسم که جدا شویم، در امتداد خیابان کمال کمی بالاتر از مقبره کمال‌اسماعیل شاعر برجسته، جایی که شهرداری منطقه 3 قرار دارد، به ملاقات یکی دیگر از باباهای شهر می‌رویم. اسم این یکی «بابا توتا» یا «بابا تون‌تاب» است که احتمالا نشانگر شغلی است که در حمام‌های قدیم وجود داشته. خیابان کمال قلب تاریخی محله جوباره را از هم دریده و امروزه مزار منتسب به باباتوتا در محوطه ساختمان شهرداری با یک تابلو مشخص شده است. بعید نیست این بابا هم مقبره‌ای زیبا شبیه باباقاسم داشته است که امروزه خبری از آن نیست. آن سوی خیابان دومناره دارالضیافه سربه فلک کشیده است.
وجود مزار باباتوتا شاید خبر از وجود قبرستانی در این مکان می‌دهد. به‌هرحال می‌دانیم که دو مناره‌ها در دوره الیخانی و تیموری و پس از آن علاوه بر مدرسه‌آرامگاه‌ها در تکایا گاهی استفاده می‌شده؛ مثلا منارجنبان که دومناره‌ای است بر فراز مزار عموعبدالله کارلادانی.

باباهای فراموش‌شده

دوباره رکاب‌زنان به مسیر بازار بزرگ اصفهان بازمی‌گردیم و از میدان عتیق تا میدان نقش جهان را در مسیر کاروان‌های تاریخی رکاب می‌زنیم. در ضلع جنوبی میدان نقش جهان محله‌ای هست به نام حسن‌آباد که از چهارسو مقصود تا دروازه حسن‌آباد در خیابان فرشادی گسترده شده است. اینجا در گذشته‌های نه‌چندان دور قبرستانی بوده به نام قبرستان بکتاش. امامزاده احمد بازمانده همین قبرستان است که در چند قدمی میدان نقش‌جهان قرار دارد. اما مقبره دوتا از باباهای اصفهان هم بازماندگان فراموش‌شده قبرستان بکتاش است که در راسته بازار حسن‌آباد از نظر مردم پنهان شده است.
نزدیک امامزاده احمد، مقبره باباشیر که ضریح چوبی‌اش خبر از تاریخ فراموش‌شده این محله می‌دهد، واقعا پشت درهای بسته کاملا از نگاه‌ها پنهان شده است. همه ما بارها از کنارش رد شده‌ایم و دو لنگه در چوبی کهنه مزار باباشیر را از ما پنهان کرده است. اما کمی آن‌سوتر بعد از مسجد ساروتقی، درهای شیشه‌ای مقبره بابا بودَلا (بَدلا) دست کم این امکان را به ما می‌دهد تا از وجود مزار یکی از عرفای ناشناس اصفهان مطلع شویم. استاد همایی در کتاب تاریخ اصفهان معتقد است ریشه اسم این بابا به خاندان ابودلف عجلی می‌رسد که در قرن‌های اولیه اسلامی در اصفهان حاکم بوده‌اند و اگر این‌طور باشد قدمت بسیار دیرپای این مزار را نشان می‌دهد.
اصــفــهــان بــابا کــم نـــدارد. از مـــعـــروف‌تــرین بــابــای شــهر یا بابارکن‌الدین که تخت فولاد در عصر صفوی با نام او شناخته می‌شده تا باباهای کمتر شناخته‌شده مثل بابانوش و بابا سرخ که مقبره‌هایشان در جریان ساخت‌و‌سازهای شهری از بین رفته و امروزه فقط اسمی از آن‌ها بر در و دیوار شهر باقی مانده است و البته بابا علمدار که تنها بازمانده قبرستان الیادران است و مزار هفت یا هشت متری‌اش وسط کوچه‌ای با همین نام با هاله‌ای از روایت‌های عامیانه و تاریخ نانوشته شهر درآمیخته است.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.