کتاب هم مثل دارو، مقدار مصرف دارد

تحلیل متفاوت محمدرضا جوان‌آراسته از روایت و ناداستان در مراسم رونمایی از دو کتاب «فکرشم نکن» و «پناهم باش»
محمدرضا جوان‌آراسته، طلبه‌ای جوان است که در عرصه فرهنگ راهی متفاوت را پیش‌گرفته است. او معلم غیررسمی مدارس است و دروس دینی و نگارش را به‌صورت جذاب تدریس می‌کند. جوان‌آراسته با تأسیس مدرسه مهارت‌آموزی مبنا، هنرجویان را در عرصه‌های نویسندگی خلاق و مقدماتی و نیز دوره‌های داستان‌نویسی به‌صورت مجازی، تبدیل به نویسندگانی ماهر می‌کند. مدرسه مبنا همچنین دوره‌هایی با عنوان «روایت انسان» نیز برگزار می‌کند که آشنایی با تاریخ خلقت انسان و جوامع است. مجموعه «روایت‌خانه» از این طلبه اهل فرهنگ و قلم دعوت کرد تا در مراسم رونمایی دو اثر جدید این مجموعه حضور یابد و با حرف‌هایش، نویسندگان روایت‌خانه را هدایت کند.
 
دوشنبه ۰۶ تیر ۱۴۰۱
پنجشنبه دوم تیر، حوالی ساعت 18، جایی در مرکز شهر، اهالی روایت و داستان گرد هم آمده بودند. تولد دو کتاب جدیدشان دلیل دورهمی‌شان شده بود؛ دو کتابی که می‌گفتند برای نوشتنش تعداد زیادی از قلم‌های نویسندگان سهیم بوده‌اند. کتاب «فکرشم نکن» به سرپرستی مرضیه احمدی و کتاب «پناهم باش» به سرپرستی راضیه ترکان و مهناز محمدیان، دو کتابی بودند که در این مراسم با حضور علی قاسم‌زاده، شهردار اصفهان؛ علی صالحی، عضو شورای اسلامی شهر؛ احمد نوری، رئیس حوزه هنری اصفهان؛ بهزاد دانشگر، مدیر و مؤسس مجموعه روایت‌خانه؛ محمدرضا جوان‌آراسته، مدیر و مدرس مجموعه مبنا و علاقه‌مندان به حوزه روایت و داستان رونمایی شد.جوان‌آراسته در ابتدای سخنانش، متن‌ها را به چهار دسته تقسیم کرد و گفت: «از دیدگاه من، هر متنی در یکی از این چهار دسته قرار می‌گیرد: خانواده متن‌های علمی که شامل کتاب‌ها و پایان‌نامه‌های علمی و دانشگاهی است؛ خانواده متن‌های خبری که شامل گزارش و متون خبری می‌شود؛ خانواده متن‌های ادبی که شطح و دل‌نوشته در این دسته جای می‌گیرند و خانواده متن‌های روایی که پرجمعیت‌ترین خانواده متون هستند و شامل خــاطره‌نویسی، ســـفرنامــه‌نویسی، داستان و ناداستان می‌شود. جــوان‌آراسته به شــاهـــکار‌بودن خانواده چهارم از متن‌ها اشاره کرد و افزود: این دو فرزند جدید مجموعه روایت‌خانه، جزو ناداستان قرار می‌گیرند و به دلیل روایت‌های واقعی و نفس‌گیری که دارند، توصیه می‌کنم این کتاب را یک‌نفس نخوانید. ما باید بدانیم که هر کتابی را چه مقدار در روز بخوانیم؛ چراکه کتاب هم مانند دارو مقدار مصرف دارد و برای خواندن بعضی از کتاب‌ها باید اجازه دهیم مطالب خوانده‌شده قدری در ذهنمان ته‌نشین شوند و بعد به خواندنشان ادامه دهیم. این کتاب‌ها نیز به‌دلیل آنکه روایت‌هایی از سقط جنین نوزادان و مبارزه مادران با این امر بوده، مخاطب را به لحاظ ذهنی و عاطفی بسیار درگیر خود می‌کند و خواندنشان باید با تأمل بیشتری انجام شود.مدیر مجموعه مبنا در پاسخ به این سؤال که آیا ناداستان جزئی از ادبیات است یا خیر، گفت: اگر ناداستان جزو ادبیات نباشد، پس چه چیز دیگری را می‌توان جزو ادبیات دانست؟ روایت و جستار دو فرزند ناداستان هستند که شاید هنوز در جامعه کتاب‌خوان و ادبی ما جای خودشان را به‌خوبی باز نکرده باشند؛ اما جزو شاهکارهای ادبی هستند. تفاوتشان با داستان در این است که داستان بر پایه خیال است؛ اما ناداستان بر پایه واقعیت است.جوان‌آراسته در ادامه گفت: مهم‌ترین دلیل من برای آمدن به این مراسم، گفتن این جمله بود که: «ما باید خودمان را روایت کنیم و چاره‌ای جز این نداریم؛ وگرنه محکوم به انقراض هستیم.» اگر امروز ما قلم به دست نگیریم و فکرها، آرزوها و رفتارهایمان را روایت نکنیم، در تاریخ فراموش خواهیم شد. شما با هر نگاهی که در این جامعه زندگی می‌کنید، اگر دست‌به‌کار نشوید، قطع به یقین کسانی که در جبهه مخالف تفکر شما هستند، دست‌به‌قلم خواهند شد و تجربه‌های زیسته خودشان را روایت خواهند کرد. پس درست زندگی کنید و خودتان را روایت کنید. مگر زندگی چیزی جز تراکم موضوعات کوچک است؟او در ادامه گفت: به نظر من نویسندگان این دو کتاب جسارت و شجاعت بی‌نظیری را به خرج داده‌اند که این بخش خصوصی از زندگی‌شان را به روایت کشیده‌اند. مدیر مؤسسه مبنا همچنین گفت: هــرکسی دست‌به‌قلم است، مسئولیت دارد و در قبال این مسئولیت وظیفه‌ای بر دوش دارد که باید تمام تلاشش را برای به‌ثمررسیدن این وظیفه انجام دهد. مطمئن باشید اگر وظیفه‌مان را که همان روایت‌گری و داستان‌نویسی است، به‌خوبی انجام ندهیم، یقه‌مان را خواهند گرفت.محمدرضا جوان‌آراسته در پایان صحبت‌های خود به موضوع نقد منصفانه و بی‌رحمانه اشاره کرد و افزود: اگر می‌خواهید در زمینه داستان‌نویسی و ناداستان به جایی برسید، از نقد نترسید. نقد کمک به پیشرفت نویسنده است. حواستان باشد که در نقد‌کردن، هم خوب را بگویید، هم بد را. شخصیت نویسنده را تحقیر نکنید و بدانید آنچه باید در بوته نقد بی‌رحمانه قرار گیرد، تنها «متن» است.علی قاسم‌زاده، شهردار اصفهان، سخنران دیگر این مراسم بود. او در ابتدا گفت: نخستین مقدمه خلق اثر هنری استعداد است. محال است فردی بی‌بهره از استعداد باشد و بتواند خلق اثر هنری کند. قاسم‌زاده با بیان اینکه علاقه، دومین زنجیره خلق اثر است، افزود: احساس و عواطف سومین زنجیره است. نمی‌توان استعداد و علاقه داشت، اما بدون احساس و عواطف اقدام به خلق اثر هنری کرد. دانش، چهارمین زنجیره است و فرد هنرمند باید دانش آن کار را برای تولید اثر داشته باشد.قاسم‌زاده ادامه داد: زنجیره پنجم تولید اثر هنری مهارت است و در کنار آن، انگیزه زنجیره ششم است. در کنار این شش عامل، عامل مهم و حیاتی برای ماندگاری و اثربخشی یک اثر هنری لازم و ضروری است که آن چیزی جز فلسفه و جهان‌بینی خود هنرمند نیست. حلقه گمشده جهان هنر امروز فلسفه و جهان‌بینی است.او با اشاره به اقدامات ارزشمند مؤسسه فرهنگی «روایت‌خانه» در حوزه داستان‌نویسی شهر اصفهان اظهار کرد: خدمات این مجموعه فرهنگی همچون قناتی است که سال‌های سال می‌توان از آن بهره برد. این مجموعه توانسته است درک درستی از جهان هستی به اعضایش که در زمینه داستان‌نویسی و نویسندگی فعالیت می‌کنند، ارائه 
دهد.قاسم‌زاده گفت: مجموعه فرهنگی روایت‌خانه نشان داد به دور از محیط کافی‌شاپ و فضای دودآلود، در محیطی معنوی، سالم و مهم‌تر از همه مذهبی، می‌توان هنرمند تربیت کرد. او اظهار کرد: در این شهر، جرگه‌های ادبی دست بچه‌های چپ بود. با ورود مجموعه روایت‌خانه این انحصار شکسته شد و نویسنده انقلابی پرورش یافت.
 

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.