قدرت، آزادی و دولت در اندیشه میشل فوکو

آیا فرد عاملیت تغییر قدرت مسلط را داراست؟

به نظر فوکو، دولت تنها نهادی است که در آن قدرت در شکل نهایی خود مشاهده می‌شود؛ درحالی‌که قدرت عمیقا ریشه در روابط جامعه دارد و می‌توان آن را در تمامی عرصه‌های اجتماع و روابط (حتی عاشقانه) پیدا کرد. به همین دلیل نباید منشأ روابط قدرت را در نهادها جست، زیرا باعث توضیح قدرت به دست قدرت می‌شود و روابط قدرت را صرفا به اشکال قانونی یا مبتنی بر اجبار، محدود می‌کند. قدرت ریشه در تاروپود جامعه دارد. قدرت در تمام جامعه جاری است و نقشی مستقیما مولد ایفا می‌کند.

جمعه ۰۶ تیر ۱۳۹۹

در اواخر دهه 1970 میلادی فوکو شناخت خود را از سازوکار قدرت بازتعریف می‌کند. او تفاوتی میان دو گونه قدرت قائل می‌شود:نخست، مدعی قدرتی است که به‌مثابه بازی‌های استراتژیک میان آزادی‌ها درک می‌شود  و دوم، موقعیت‌ها و شرایط تسلط (که مردمان به گونه معمول آن را قدرت می‌نامند) در بازی‌های استراتژیک میان آزادی‌ها. در این موقعیت برخی تلاش می‌کنند رفتارهای دیگران را کنترل کنند و دیگران نیز می‌کوشند اجازه ندهند زیر کنترل درآیند.رابطه‌ میان قدرت و آزادی بسیار نزدیک است و روابط قدرت مانند بازی‌های استراتژیک میان افراد آزادی است که به‌رغم زیر سلطه بودن، بر اعمال دیگران نیز تأثیر می‌گذارد. از نظرگاه فوکو میان قدرت و آزادی، رابطه‌ تنگاتنگی وجود دارد؛ کسی می‌تواند قدرت داشته باشد که آزاد باشد. رابطه‌ میان برده و ارباب، شامل اجبار جسمانی و سلطه است و نمی‌توان از آن به‌عنوان رابطه‌ قدرت یاد کرد. قدرت مفهومی متفاوت با سلطه دارد؛ روابط قدرت منعطف، چندجانبه، متحرک و قابل مقاومت است، حال‌آنکه در سلطه، آزادی معنا ندارد و روابط نامتقارنی از قدرت را شامل می‌شود. به نظر فوکو سلطه، جوهر قدرت نیست. به نظر فوکو، دولت تنها نهادی است که در آن قدرت در شکل نهایی خود مشاهده می‌شود؛ درحالی‌که قدرت عمیقا ریشه در روابط جامعه دارد و می‌توان آن را در تمامی عرصه‌های اجتماع و روابط (حتی عاشقانه) پیدا کرد. به همین دلیل نباید منشأ روابط قدرت را در نهادها جست، زیرا باعث توضیح قدرت به دست قدرت می‌شود و روابط قدرت را صرفا به اشکال قانونی یا مبتنی بر اجبار، محدود می‌کند. قدرت ریشه در تاروپود جامعه دارد. قدرت در تمام جامعه جاری است و نقشی مستقیما مولد ایفا می‌کند.

روابط قدرت و تحلیل آن، بسیار بسیار از محدوده‌های دولت فراتر می‌رود و این امر دو دلیل دارد: اول اینکه دولت به‌رغم قدرت فراگیرش نمی‌تواند کل عرصه روابط قدرت واقعی را در دست گیرد و دوم اینکه دولت فقط با تکیه‌بر سایر روابط قدرت از پیش موجود، می‌تواند عمل کند. دولت نسبت به مجموعه شبکه‌های قدرت بر بدن، میل جنسی، خانواده، روابط خویشاوندی، دانش، تکنولوژی و جز آن حالت رو بنا دارد. اعطای مقام سوژگانی به فرد در نسبت با قدرت در اندیشه‌های متأخر فوکو حائز اهمیت است. باوجودی که منتقدان وی از آثار اولیه‌اش چنان استنتاج می‌کردند که خوانش فوکو از قدرت به صورتی است که گویا قدرت می‌تواند مولد باشد، افراد فاقد هر سطحی از عاملیت‌اند و نهایتا اگر فوکو قدرت را در همه‌جا جاری می‌بیند، پس گویی قدرت اصلی متافیزیکی است تا عاملی اجتماعی؛ لکن نمی‌توان از این موضوع نیز چشم‌پوشی کرد که آنچه موجب شده تأثیر فوکو بر نظریه‌ گفتمان نمایان باشد، همین تأکیدش بر ساخت سوژگی است.او در توضیحات نظری متأخرش درباره قدرت، عاملیت سوژه را بیشتر به رسمیت شناخته است.  او بیان می‌کند قدرت بر سوژه‌های آزاد است که عمل می‌کند،  همچنین تأکید می‌کند آنجا که قدرت هست، مقاومت نیز خواهد بود. در اثر موسوم به تئاتر فلسفه، آنچه وی در تحلیل روابط قدرت به ما متذکر می‌شود پرهیز از تقلیل این روابط به نهادهاست.برخی شارحان فوکو معتقدند که وی در رابطه با دایره‌ اختیارات سوژه، معتقد است که فرد از دو جنبه‌ مهم حائز ویژگی عاملیت است: یکی، افرادی ناهم‌خوان با جامعه که چون تحت عملکردهای انتظامی گفتمان قرار می‌گیرند؛ گویی شرایط ذهنیت خود را واژگون می‌کنند و دیگر اینکه سوژه‌ انسانی ازنظر وی زمینه‌ای از امکانات فعال یا غیرفعال مادی و کنترل‌شده است نه سوژه‌ای در کشاکش‌های هستی‌شناختی میان آزادی یا سلطه. فوکوی متأخر قوام یک سوژه را فراتر از مناسبات میان قدرت و گفتمان مطرح می‌کند و بر ثابت نبودن ذهنیت به‌عنوان امکانی برای سازمان‌دهی آگاهی به‌نوعی صحه می‌گذارد. 1درواقع نگارنده با استناد به چنین استدلال‌هایی، فرد را حائز آن سطح از عاملیتی می‌بیند که هم با قدرت مواجه شود و هم سازوکار قدرت را در وضعیـت و شرایطی که قرار دارد، دستخوش تغییر کند.

پی‌نوشت
1.     برای مثال او معتقد است که هیچ بدن طبیعی یا پیشاگفتمانی وجود ندارد، فرد تحت کنترل مفهوم بدن و عناصر گفتمانی ناظر بر آن درآمده، منضبط شده است.
 

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.