خانه هنرمندان، موزه هنر مدرن شود

محسن رشتی‌زاده، نقاش و مجسمه‌ساز: خانه محتشمی هویت فرهنگی اصفهان مدرن است

خانه محتشمی (عمارت هنرمندان فعلی) که این روزها با حکم دادگاه از اختیار حوزه هنری به درآمده و به بنیاد شهید سپرده‌شده، در سال‌های منتهی به دهه 20 ساخته شده است. این خانه در اواخر دهه 30 از فردی به نام رحیم‌زاده، از تاجران اصفهانی، به رضا محتشمی، از کارآفرینان اصفهانی، فروخته می‌شود. محتشمی این خانه را که در بیرون از محدوده شهریِ اصفهان آن زمان قرار داشته، به دست یکی از معماران نامدار اصفهانی به نام مهندس عبدالحسین ملک‌التجار برای بازسازی می‌سپارد. بازسازی این بنا نزدیک به چند سال طول می‌کشد و به گفته محسن رشتی‌زاده (تولد 1329)، نقاش، مجسمه‌ساز و دوست خانوادگی این خانواده، «نقطه عطفی در تاریخ گذار معماری و مدرنیته در تاریخ و فرهنگ اصفهان معاصر است.»

دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۹

از همین رو باید به‌عنوان «قسمتی از تاریخ و فرهنگ اصفهانِ مدرن به خاطر آورده شود.» او محتشمی را فردی دنیادیده می‌داند که «اجازه داده بود مهندس ملک خانه‌اش را به‌گونه‌ای بازسازی کند که به فاصله یکی دو دهه از معماری آن زمان جهان قرار بگیرد: اثری پست‌مدرن، با شمایل ایرانی و درون‌مایه و شاخصه‌های معماری آن دوران که مناسب است برای تبدیل‌شدن به موزه در شهری که به معنای اخص کلمه موزه هنر مدرن ندارد.»

آقای رشتی زاده! تاریخ تأسیس خانه محتشمی یادتان هست؟

در گذشته اینجا باغی بیرون از شهر و در راه آبشار بود. ساختمانی کوشکی هم داشت. این منطقه اشرافی نبود، باغ تجار بود. اول در مالکیت فردی به نام رحیم‌زاده بود. آقای رحیم‌زاده تاجر و کارخانه‌دار نساجی بود. تاریخ تأسیس خانه برمی‌گردد به 1318_1317 که خانه‌هایی به همین سبک در اصفهان ساخته می‌شود. مثلا خانه صدر امینی و خانه مثقالی‌ها از همین جمله‌اند که خانه صدر هنوز پابرجاست و تاریخ تأسیس آن بر درش حک‌شده است. این دست خانه‌ها متعلق به تاجران بزرگی بودند که کار تولیدی انجام می‌دادند. خانه بعدی از آنِ آقای کازرونی بود که ایشان هم اولین کارخانه نساجی مدرن اصفهان را به نام وطن تأسیس کرد. آن‌طرف سی‌وسه‌پل هم خانه‌های دیگری بود. این خانه‌ها، به‌خصوص خانه محتشمی، خانه‌هایی بودند که زیر نظر معمار ساخته می‌شدند. البته بعدها چیزی از این‌ها باقی نماند. مثلا همین خانه محتشمی چند ایوان این‌طرف و آن‌طرفش داشت که حالا دورش را بسته‌اند و فقط یکی‌اش باقی‌مانده است.
 مسئله منظر با توجه به اینکه دورتادور خانه باغ بوده، ارزش زیبایی‌شناختی خاصی به بنا می‌بخشیده است. تا آن تاریخ من نشنیده بودم کسی به‌صورت شخصی خانه یا مکانی را بازسازی کند. شاید آن زمان هنوز عالی‌قاپو، پل خواجو و سی‌وسه‌پل را هم ایتالیایی‌ها ترمیم نکرده بودند. من در کودکی به این خانه می‌رفتم و با فرزندان آقای محتشمی دوست بودم؛ دهه چهل. آقای مهندس ملک سال 1345 شروع به ترمیم هتل شاه‌عباس کرد. قبل از آن خانه محتشمی را بازسازی کرده و کارش تمام‌شده بود. ایشان از معمارهای خوب اصفهان در آن زمان بودند که بنای شهرداری نیز از آثار اوست.

این خانه از کی در اختیار آقای محتشمی بود؟

از دهه 30.

به او ارث رسیده یا خریده بود؟

همان‌طور که گفتم از آقای رحیم‌زاده خریده بود.

شما در جریان بازسازی قرار داشتید؟

من آنجا را دیده بودم. مهندس ملک طی چندسال بازسازی‌اش کرد. مثلا سالن بالا یا پایین را دیده‌اید؟ طبقه دوم اتاق‌های خواب بود. یک اتاق دیگر هم داشت. بنایی دیدنی بود برای همه دوران.

می‌توانید صفت دیدنی را که می‌گویید  توصیف کنید؟

این خانه ازنظر معماری وحیاط‌سازی و هر چه نگاه می‌کردی سکوت و آرامش بود. درست مثل شخصیت آقای محتشمی، بسیار آرام و بافرهنگ بود. پیانوی اشتنبرگی در سالن داشتند که فراموشش نمی‌کنم. روی آن چند تا مجسمه porcelain Limited Edition (نسخه محدود از جنس چینی) از پیکاسو بود. این جریان مال شصت سال پیش است که از این تیپ کارها زیاد می‌دیدی ولی عمومیت نداشت. به این دلیل توی ذهنم مانده که عاشق این بودم تا بروم و این‌ها را نگاه کنم. یک‌بار هم دستش زدم، پسرش احمد گفت مواظب باش نشکند مادرم دعوایمان می‌کند «این‌ها مال پیکاسو است.» آن زمان اصلا من نمی‌دانستم پیکاسو کی است! خانه اشرافی نبود، وقتی می‌رفتی داخلش جوری مدرن بود. آن زمان کسی این کارها را نمی‌کرد. نقاش آمده بود با رولر نقاشی می‌کرد. خانه سیستم حرارت مرکزی داشت! استخر طراحی شده داشت. تهش اسطبل بود. زمین تنیس داشت. کلاه‌فرنگی این‌طرف و آن‌طرف خانه درست کرده بود. مثل یک کاردستی اینجا را ساخته بود که در آن زندگی کند، خودنمایی نبود!

تا چه سالی به آن خانه رفت‌وآمد داشتید؟

تا اواخر دهه چهل. یکی از صحنه‌های یک فیلم سینمایی معروف در حیاط این خانه فیلم‌برداری شده بود. بعدش هم شهرداری پارک را ساخت که جزء آن شد. فکر نمی‌کنم از این سبک ساختمان در اصفهان زیاد داشته باشیم. برای همین یک هویت، یک فرهنگ است: فرهنگِ بعد از آمدن کارخانه‌های صنعتی در اصفهان. خانه صدر امینی را ببین، مال همان دوره است. فرهنگ داشت عوض می‌شد. دیگر یک خانه نبود که دورتا دورش دیوار کشیده باشند و دیوارها به عرش رفته باشد.

مال دوران گذار بود؟

بله. همه‌چیز آنجا شیک بود. خانه‌ای که موزه فرهنگیان (عمارت عطاءالملک دهش) است هم متعلق به همان دوران است.

یعنی شما معماری آن را به‌اندازه آمدن برق در اصفهان مهم می‌دانید؟

صد درصد!

فکر می‌کنید الان کاربری آنچه می‌تواند باشد؟

برای اصفهان را می‌گویید؟

بله.

فکر می‌کنم اگر اصفهانی‌ها کمی فکر بکنند، می‌فهمند در این شهر فیروزه‌ای با نصف جهان بودنش موزه ندارند.

مثلا چه موزه‌ای؟

هر موزه‌ای که شما فکرش را می‌کنید. این خانه ظل‌السلطان (موزه هنرهای معاصر) برای موزه آثار قدیمی به درد می‌خورد، ولی برای موزه هنرهای مدرن، مناسب نیست! ولی در خانه محتشمی می‌توانی دو نمایشگاه بزرگ برگزار کنی. جا به اندازه کافی دارد که اگر منِ اصفهانی گفتم می‌خواهم به موزه بروم، دقیقا احساس کنم که وارد یک موزه شده‌ام. آقای ملک آدم تحصیل‌کرده‌ای بود و این ساختمان را به سبک روز درآورده بود.

معماری آن روز اروپا؟

 وقتی می‌رفتی در این خانه انگار می‌رفتی توی اروپا. به راه‌پله‌اش دقت کرده‌ای چطور می‌پیچد و می‌رود بالا؟! دیدنی بود. آشپزخانه‌اش مدرن بود؛ یعنی آن را به‌عنوان یک ساختمان مدرن می‌دیدی؛  یک خانه قدیمی ایرانی با مشخصات خارجی‌اش. در ایتالیا هم همین کار را می‌کنند. آن‌ها هم دهه 60 به بعد همین کار را می‌کردند. این ساختمان مال همان دوره‌هاست. هم جزئی از دوره گذار هنر معماری اصفهان بود و هم جزئی از فرهنگ اصفهان که داشت به‌روز می‌شد؛ هم‌زمان با فرهنگ اروپا ولی غرب‌زده نبود.
حالا که فکر می‌کنم می‌بینم این تیپ خانه‌ها پست‌مدرن بودند. معماری قبلی خانه عوض شده بود. یک چیز دیگر بود. مثل خانه مثقالی در دنباله رودخانه، بالایش تالار بود، یک ویلا بود. خانه بزرگی بود. به سبک اروپایی اواخر 1800 که هنوز در وین و لهستان و ورشو هست. از آن دست ساختمان‌هایی بود که آلمانی‌ها در زمان پهلوی اول در اصفهان ساختند؛ مثل بانک‌هایی که بود، هنرستان صنعتی،  هنرستان هنرهای زیبا، دبیرستان سعدی و... . نفسِ کار این است که می‌گویم این خانه باید موزه شود، نه ازنظر قدمت، اصلا کاری به قدمتش ندارم، در اصفهان سالنی این‌چنینی نداریم که بتوانی چهار مجسمه بچینی.

از درک فضایی معمارِ بازسازی‌کننده صحبت می‌کنید؟

دقیقا. این خانه امروز مهم است. کافی است بروی ببینی. جای دل‌بازی است. درحالی‌که اگر از پایتخت هم خواستند بیایند و یک نمایشگاه در شهرمان بگذارند، باید بروند یک جای خفه.

برای همین شما می‌گویید به درد موزه می‌خورد؟

بله. ساختمان‌هایی که کنار پل خواجو هست (نگارستان امام فعلی و آپارتمان‌های همسایه آن؛ معروف به آپارتمان‌های امین) اولین آپارتمان‌هایی بودند که مهندس ملک ساختند. برای همین است که می‌گویم نه‌تنها خودِ صاحب‌ملک مهم بوده، که معمارِ آن‌هم شخصیت مهمی بوده و برای همین باید به موزه تبدیل شود.

آنچه مهم است یک درک تاریخی هنری از وجود مدرنیته در اصفهان سنتی است.

بله. هم‌زمان با مهندس ملک، مهندس ایرج خلیلی بود که ایشان شروع کرد یک سری ساختمان‌های مدرن بخصوصِ دهه شصتی آن زمان را بسازد.

راه را باز کردند؟

بـلـه. آن زمان کسی به خانه کهنه‌گلی دست هم نمی‌زد. همین حالا هم هست. هر که به خانه من می‌آید می‌گوید بکوب برو بالا! ولی خیلی جاها،  جدیدا بازسازی متداول شده، مثل دوروبر میدان نقش‌جهان و جلفا. ولی ایشان نزدیک 60 سال پیش فهمیده بود که ساختمان محتشمی اگر بازسازی شود برای زندگی خوب است. حالا تازه شروع کرده‌اند به بازسازی‌کردن. چندین سال طول کشید تا این خانه درست شد. چیزی نبود که سردستی تمام شود. بسیار هزینه کرد.

مثل فرق برق و چراغ‌نفتی!

دقیقا. ایشان سبک‌های معماری متنوع دنیا را دیده بود، بنابراین از آن هوایی که از دنیا آمده بود، اینجا داشت تغییر می‌کرد. معماری بافت قدیم شهر، همه مال قرن‌های قبل بود، ولی او به دلیل دنیادیدگی‌اش همه‌چیز را جور دیگر می‌دید. برای همین است که می‌گویم اصفهان یک موزه هنر مدرن می‌خواهد و چه جایی بهتر ازاینجا؟! بودجه که برای ساختن نداریم، حداقل از اینی که داریم استفاده کنیم. از خانه ظل‌السلطان بیایید بیرون. آنجا اصلا احساس اینکه به یک موزه مدرن رفته‌ای را نداری. اما ساختمان محتشمی برای چنین موزه‌ای مناسب است. وسط یک پارک است. مردمی که به پارک می‌روند حس می‌کنند که موزه‌ای هم در اینجا وجود دارد. همه نوع کاری می‌توانند در آن انجام بدهند. همه نوع نمایشگاهی می‌توانند در آن برگزار کنند. چندوقت پیش قصد داشتم نمایشگاهی برگزار کنم، مکان مناسبی نیافتم. تنها جایی که به نظرم مناسب آمد پشت‌بام حمام علیقلی‌آقا بود! برای همین باید به اصفهانی‌هایی که متصدی‌اند بگوییم یک‌بار فکر کنند شهر فیروزه‌ای دنیا موزه مدرن ندارد. حالا اصلا نمی‌دانم در این خانه هنرمندان چه می‌کنند!

شما در این سال‌ها دیگر به آنجا رفته بودید؟

یک‌بار رفتم و دیگر نرفتم. حالم را بد می‌کرد. به بانک ملی هم که رفتم تأسف خوردم. خیلی ناراحت‌کننده است وقتی می‌بینی مثلا یک بنای تاریخی فرهنگی را در چهارباغ داده‌اند دست یک مهندس تا سقف کاذب بزند و بوتیکش کند! یک چنین شخصی می‌شود طراحِ بازسازی یک بنا. معماری دبیرستان سعدی را هم زخمی کرده‌اند.

تغییر مسیر  زندگی این بنا چطور انجام شد؟

آن موقع این بنا به شهرداری واگذار شد. می‌خواستند پارک بسازند، همه باغ‌ها را گرفتند.

روی تابلویش هم اسم شهرداری هست، بازسازی‌اش با شهرداری بوده، بعدا به دست حوزه هنری می‌افتد.

یکی از چیزهایی که من را متأثر کرد همین بازسازی‌اش بود. یعنی اگر می‌خواستند جایی را از ریخت بیندازند، بهترین روشش همین بود. آن موقع درها سفید بود، وقتی داخل می‌رفتی،  دلت باز می‌شد، حالا همه رنگ‌ها تیره شده است. نمی‌دانم چه بگویم. حتما در آن دوره آدم‌های خبره کم بوده‌اند! حالا هر اشتباهی کرده‌اند می‌شود اصلاحش کرد و به شکل قبل برش‌گرداند. من تمرکزم روی این است که داخل این خانه ازنظر معماری مدرن بوده است، چون مهندس ملک طوری ترمیمش کرده که برای استفاده از این دسته کارها جا دارد. حتی چینی‌های توی این خانه سفارشی بود، نه اینکه بگوییم از آن‌طرف آمده، طرح داده بود برایش اورجینال ساخته بودند.

فکر می‌کنید اگر الان خود آقای محتشمی یا فرزندانش بودند، در رابطه با واگذاری این خانه چه نظری داشتند؟

چیزی برای گفتن ندارند، گله‌ای هم نمی‌کنند. می‌خواهند چه بگویند؟! از آن دوران اصفهان دیگر هیچ‌چیز باقی نمانده، فقط همین خانه صدر امینی مانده و همین خانه محتشمی توی پارک، حالا اگر قرار است دخل و تصرفی در کاربری این بنا انجام دهند، چیزی را خراب می‌کنند که یک معمار خوب اصفهانی ساخته است. اثر یک معمار ایرانی است. هر که می‌خواهد بداند صاحبش چه کسی بوده، برود قبرش را در تخت‌فولاد، تکیه باغ طوبی پیدا کند. بروند ببینند آیا حقش هست این ساختمان را برای موزه هنرهای مدرن ایرانی اختصاص بدهند یا نه؟

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.