مقبره کمال‌اسماعیل گمنام در پس قرن‌ها

میراثی که هفت قرن است چشم‌به‌راه سامان مانده!

چرا دو تا خیابان کمال در اصفهان داریم؟ مقبره شاعر پرآوازه ایرانی در چه حال و اوضاعی‌است و چه ماجراهایی را طی هفت قرن اخیر از سر گذرانده؟ پاسخ این سؤالات را در متن پیش رو می‌خوانید. امید که سه ارگان مسئول فکری کنند و اوضاع این میراث ارزشمند را طوری سامان دهند که در شأن شاعر مشهور اصفهان باشد. کمال الدین اسماعیل از شاعران بزرگ قرن ششم و اوایل قرن هفتم است. دیوان او بارها به چاپ رسیده است اما قسمت تراژیک زندگی او این است که این انسان والا و خردمند در سال 635 ق زمانی که قوم خون‌خوار مغول به اصفهان حمله کرده بود، به دست آنان کشته شد. در واقع او نماد مظلومیت مردم اصفهان در مقابل قومی است که تا دندان مسلح بودند. جا داشت که مقبره او در این چند قرن به عنوان سمبل ایستادگی و مظلومیت اصفهان، آراسته و بلندمرتبه می‌شد، اما گویا سرنوشت او چنین نبود.

پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۹

چندین قرن مقبره او در اتاقی کوچک در خانه‌ای در کنج محله جویباره اصفهان در حالت انزوا و گمنامی به سر می‌برد. شاید آنجا خانقاه یا خانه او بوده است. این وضع ادامه داشت تا روزی که در دوران رضاشاه به تدریج اهالی فرهنگ اصفهان به خود گفتند که «چرا باید مقبره این شاعر باقدر، این طور بی‌قدر افتاده باشد؟» محقق ادبی اصفهانی، حسن وحید دستگردی، در این آگاهی‌بخشی و تحریک کردن افکار عمومی بسیار تلاش می‌کرد. (بحرالعلومی، 1355، ص 679) در آن روزگار اصفهان شهرداری داشت به نام مشیرهمایون که از قضا نام خانوادگی او شهردار بود و چون از اداره شهربانی به بلدیه آمده بود، او را سرهنگ شهردار می‌گفتند. او در سال 1309 ش تصمیم گرفت به این خواسته عمومی جامه عمل بپوشاند. قطعه زمینی وقفی را در شمال شرقی میدان انقلاب کنونی و مجسمه آن روز پیدا کردند و طاق‌نمایی در آنجا ساختند تا روزی که خاک قبر یا استخوان‌های شاعر از کنج انزوای جویباره به آن مکان جدید منتقل شود. خبر مربوط به آبان 1309 است:
«همان طوری که از جدیت حکمران محترم اصفهان انتظار می‌رفت و بالاخره مسئله مقبره کمال‌اسماعیل از مرحله حرف قدم در دایره عمل گذارده، و اخیرا بر حسب صوابدید معظم‌الیه مقرر شده است که مقبره آن سرمایه افتخار اصفهان و اصفهانی از جوباره، که به مناسباتی ساختمان آن صورت‌پذیر و مقتضی نبود، به خیابان جدید دنبال رودخانه واقع بین پل چهارباغ و پل خواجو، که یکی از بهترین خیابان‌های اصفهان خواهد شد، منتقل گردد و در قسمت زمینی که در اول خیابان مزبور بایرافتاده و متعلق به اداره بلدیه است، بنای زیبای قشنگی ساختمان و خاک قبر کمال‌الدین به عمارت جدید انتقال یابد.»(روزنامه اخگر، ش 457، 19 آبان 1309) قطعه زمینی که در نظر گرفته شده بود بسیار کوچک بود. گویا مساحت آن فقط 21 متر مربع بود. روزنامه اخگر از این کوچکی زمین دلخور بود، اما به موقعیت مکانی زمین دل‌شاد بود که می‌توانست جبران وسعت اندک را بکند «گرچه زمینی که انتخاب شده تا حدی قلت وسعتش متناسب با بنای مقبره آن شاعر عظیم‌الشأن نیست، ولی اهمیت موقع و محل آن جبران کسر را می‌کند. مقبره جدیدالبنا دارای باغچه، گل‌کاری زیبا و عمارت مخصوصی جهت کتاب‌خانه و قرائت‌خانه خواهد شد و به همین جهت همه روزه مطاف صدها افراد اهالی این شهر شده و رونق و ابهت مخصوصی به خود خواهد گرفت» (همان)

خیابان کمال اسماعیل

زمانی که زمین آماده شد و مقدمات ساخت عمارت فراهم می‌شد، نهضت خیابان‌کشی اصفهان نیز در حال اجرا بود. سراسر جاده شمالی کنار رودخانه (آن چه را که دنبال‌رودخانه می‌گفتند) در حال آماده‌شدن بود. بنا به مناسبت ساخت بنای مقبره شاعر، مدیران شهری تصمیم گرفتند که از سی و سه پل تا پل خواجو را خیابان کمال‌اسماعیل بنامند. از نظر شهرسازی نیاز به این خیابان جدید‌الاحداث برای این بود که اتومبیل‌هایی که از تهران آمده و به خیابان چهارباغ عباسی وارد شده‌اند و قصد رفتن به سمت یزد و کرمان را دارند، بتوانند از این راه حاشیه رودخانه به سمت شرق پیچیده، دیگر نیاز نباشد از روی سی‌و‌سه پل یا پل خواجو عبور کنند. این هم چشم‌انداز خیابان کمال اسماعیل از زبان روزنامه اخگر: «خیابان جدید دنبال‌رودخانه که اخیرا موسوم به «کمال‌اسماعیل» گردیده و تا نصف آن بیشتر تسطیح نشده بود، اخیرا نصف دیگرش نیز تسطیح وتا روز گذشته به نزدیکی پل‌های خواجو رسیده بود. این خیابان یکی از بهترین گردشگاه‌های مفرح اصفهان خواهد شد و در صورتی که شن‌ریزی آن هم به همین نزدیکی صورت بگیرد، عبور‌و‌مرور وسایل نقلیه و کامیون‌هایی که به طرف یزد و کرمان می‌روند از این خیابان صورت گرفته و بنابراین پل‌های سی‌وسه چشمه و خواجو از صدمات آمد و رفت آن‌ها مصون خواهد ماند» (اخگر، ش 463، 29 آبان 1309).
به درستی معلوم نیست که چرا این پروژه انتقال قبر صورت نگرفت. تا جایی که بیست‌و‌هفت سال بعد (سال 1337 ش) شخصی به نام «حسین مرندی» در روزنامه محلی مجاهد به مدیران شهری پیشنهاد کرد یا پروژه را تکمیل کنند یا آن که طاق نمای مذکور را خراب کنند که این قدر برای گردشگران سؤال پیش نیاید که این طاق نما برای چیست؟ حسین مرندی، نقبی به سابقه امر نیز دارد:
«در زمان شهرداری آقای سرهنگ شهردار (مشیر همایون) یک سردرب به اصطلاح طاق نما در اول خیابان کمال اسماعیل ساختند، تا استخوان‌های شادروان جنت‌مکان خلاق المعانی، کمال الدین اسماعیل، شاعر شهیر اصفهان را از بخش سه حمل و در این مکان دفن نمایند و به همین مناسبت هم نام خیابان از سی‌و‌سه چشمه تا خواجو را به نام نامی کمال الدین اسماعیل موسوم نمودند و سال‌هاست به همین نام شهرت دارد. ولی نه از آوردن استخوان‌های کمال اسماعیل تا این تاریخ که بیست‌و‌هفت سال است می‌گذرد، خبری هست و نه طاق مزبور خراب شده است. چون سال‌هاست این طاق‌نما در جلوی اتوشویی میدان مجسمه خودنمایی می‌کند و مکرر دیده شده است که خارجی‌ها از موجودیت استفهام‌آمیز این طاق‌نما سؤال می‌نمایند، از تیمسار سرتیپ مختاری، شهردار محترم اصفهان، که علاقه خاصی به کارهای عمرانی اصفهان دارند، تقاضا می‌شود به این موضوع توجه فرموده، یا واقعا مقبره کمال الدین اسماعیل را در همین محل با طرز آبرومندی بسازند و استخوان یا خاک قبر مرحوم خلاق المعانی را به این محل بیاورند و با تشریفات خاصی دفن نمایند  یا طاق‌نمای فعلی را خراب و اصولا نسبت به عوض نمودن نمای زننده این گوشه میدان که فوق العاده نازیباست، اقدام نمایند» (مجاهد، ش 381، 24 تیر 1337).
با وجود این درخواست‌ها، کار همچنان بلاتکلیف ماند و سرانجام سال‌ها بعد تصمیم بر این گرفته شد که از انتقال قبر صرف‌نظر شود. شاید حضور و پیشنهادات هیئت اعزامی از سوی انجمن آثار ملی در سال 1342 در این امر مؤثر بوده است. آن‌ها بدون در نظر گرفتن طاق‌نما و آن خیال ناپخته، نظر دادند «برای ترتیب آرامگاه شایسته جهت کمال‌الدین اسماعیل، سراینده نامی، قرار است در مرحله اول از طرف شهرداری اصفهان نسبت به احداث خیابان مناسبی در محله قدیم جویباره اقدام شود تا انجمن آثار ملی بتواند جهت آرامگاه مزبور، آنچه درخور چنین امری باشد عملی نماید و امیدواری می‌رود استانداری و شهرداری اصفهان پس از پایان کار آرامگاه صائب بتوانند ترتیب کار خیابان موردالذکر را بدهند و منظور فوق نیز به موقع خود عملی گردد.» (سازمان اسناد 77730/ 293) چه بسا اعضای انجمن آثار ملی و مدیران شهری خواسته باشند که «تراکم» آثار تاریخی در شهر اصفهان منوط به اطراف رودخانه نباشد و در جاهای دیگر نیز آثاری برای بازدید و دیدن بماند.
بر این اساس در سال 1345 مدیران شهری تصمیم گرفتند آن قطعه زمین میدان انقلاب را به فروش رسانیده و پول آن را برای ساخت مقبره بر سر قبر شاعر در همان جویباره هزینه کنند. «قطعه زمین موقوفه واقع در میدان پهلوی اصفهان (در شمال شرق پل سی‌و‌سه چشمه) به مساحت حدود بیست و یک متر مربع که طاق‌نمایی به نام مقبره کمال‌اسماعیل در آن ساخته شده بود، در سال 1345 برای کمک به بنای آرامگاه آن شاعر بزرگ فروخته شد و طاق‌نما را هم خراب کردند. در نامه‌ای که سرکار سرهنگ زاهدی، مدیر کل اوقاف منطقه اصفهان در همان سال به انجمن آثار ملی نوشته یادآور شده‌اند که مبلغ دویست‌و‌سی‌و‌یک هزار ریال بهای قطعه زمین موقوفه کمال‌الدین اسماعیل واقع در میدان پهلوی که از قرار متری یازده ریال فروخته شده، برای کمک به ساختمان مقبره آن شاعر عالی‌قدر در بانک موجود می‌باشد» (بحرالعلومی، 1355، ص679). سال بعد مهندس ابراهیم همایونفر، استاندار وقت اصفهان، به شهرداری این شهر فشار آورد که هرچه سریع‌تر خیابان «کمال» امروزی ساخته شود. سرانجام در سال 1349 خیابان کمال کلنگ خورد و ساخت آن آغاز گردید. سه سال بعد که خیابان کمال کشیده شد، غلامرضا کیانپور، استاندار وقت اصفهان از انجمن آثار ملی خواست که هر چه سریع‌تر نقشه مقبره کمال اسماعیل را تهیه نماید. این انجمن در سال 1352 در پاسخ به او نوشت «طبق نظر انجمن اثار ملی قرار است آقای مهندس آیت الله‌زاده شیرازی، رئیس دفتر فنی سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، طرح بنای آرامگاه کمال‌الدین اسماعیل را با توجه به وضع زمین و مقتضیات محل تهیه نماید» (بحرالعلومی، 1355، ص 683). نکته مهم اینکه محوطه یا باغی نیز در کنار خیابان تازه تأسیس آزادسازی شده و تا 25 خرداد 1353 آن محوطه حصارکشی شده بود. اصل کار یعنی ساخت مقبره نیز به مهندس آیت‌الله‌ زاده شیرازی سپرده شد. قرار شد او نقشه ساختمان آرامگاه را کشیده و بر انجام آن نظارت نماید. آخرین کارهایی که تا قبل از سال 1355 در آنجا انجام گرفت بدین ترتیب بود «هم‌اکنون اتاق‌هایی برای دفتر و انبار و سکونت نگهبان در مشرق محوطه ساخته شده و از چاه عمیق و موتور بهره‌برداری می‌شود. موتور خانه و کنتور برق آماده گردیده و در اطراف محوطه درخت کاشته شده است. نقشه‌های لازم نیز تهیه گردیده و پس از آن که به نظر آقای مهندس فروغی رسید و مورد تصویب انجمن قرار گرفت، ساختمان اصلی آرامگاه آغاز خواهد شد» (بحرالعلومی، 1355، ص 685).
به درستی نمی‌دانم آیا این پروژه به انتها رسید و آیا بنایی که بر سر مقبره شاعر قرار بود ساخته شود، بالا رفت یا خیر؟ اما امروزه کسی که به زیارت قبر کمال اسماعیل می‌رود، با محوطه باغ مانند و یک شهربازی کوچک در اطراف آن مواجه می‌شود و در گوشه این محوطه، اتاق بسیار کوچکی است که گویا درب آن همیشه بسته است، از پنجره‌های فولادی اتاق که به داخل بنگرید، سنگ قبری سیاه‌رنگ به چشم می‌خورد و تابلویی روی دیوار که به ما می‌گوید این عمارت در سال 1378 توسط شهرداری اصفهان بازسازی شده است. بیشتر که پرس‌و‌جو می‌کنید متوجه می‌شوید این مقبره بین اداره اوقاف، شهرداری و سازمان میراث فرهنگی محل اختلاف شده است. هیچ‌کدام با آن دیگری همکاری نمی‌کند تا بنایی درخور اصفهان و این شاعر گرانقدر بالا برود یا حتی بنای فعلی به درستی مرمت شود.
 به نظر صاحب این قلم گویا تقدیر صاحب مقبره چنین است که همچنان که به تیغ جفای مغول زندگی را وداع گفت، باقی عمر و روزگار برزخ را نیز در گمنامی و انزوا بگذراند. مقبره کمال‌اسماعیل می‌توانست بهتر از این عمل آمده و یکی از مکان‌های گردشگری اصفهان باشد. خصوصا آن که روبه‌روی آن «منار ساربان» سر برآورده و کمی آن سوتر «دو منار دارالضیافه» جلوه‌ای به محله جویباره داده است. جالب است که درست چسبیده به اتاقک مقبره کمال‌اسماعیل، یک کنیسه بسیار معروف یهودی به نام «کنیسه ملأ نیسان» قرار دارد که آن هم به همراه معماری تأمل برانگیز محله جویباره، به عنوان یکی از محلات اقلیت‌نشین اصفهان، روزی می‌تواند در مسیر گردشگری این محله قرار گیرد و به گردشگران خارجی نشان دهد که شهری مانند اصفهان چگونه قرن‌ها با مهربانی پذیرای ادیان توحیدی دیگر بوده است.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.