نجات کاشی‌های سقاخانه نقاشی

کاشی‌دزدها دستگیر شدند و کاشی‌ها به آغوش سقاخانه بازگشتند

کاشی‌های سقاخانه چهارراه نقاشی را از بالا یکی‌یکی دزدیدند تا رسیدند به گلوی اثر ولی دیگر نتوانستند پایین‌تر بروند. با تلاش مردم علاقه‌مند به میراث فرهنگی، یگان حفاظت و بخش امانی اداره کل میراث استان اصفهان، نه‌تنها کاشی‌دزدها و کاشی‌ها پیدا شدند، بلکه روز گذشته بخشی از عملیات استحکام‌بخشی و مرمت و برگرداندن کاشی‌ها به کالبد سقاخانه نیز انجام شد. روایت پیش رو، گزارشی است که طی حضور در کارگاه مرمت برایتان تدارک دیده‌ام به این امید که افزایش آگاهی عمومی درباره میراث ارزشمند اصفهان چراغی باشد بر راه حفاظت و مرمت میراث ارزشمندمان. جا دارد تأکید کنم که مرمت سقاخانه نقاشی می‌تواند آغازی باشد بر جریان حفاظت، شناسنامه‌دار و حتی تـــوریستی‌کــردن ســـقاخــانه‌هـای به‌یادگارمانده در جای جای اصفهان و این مهم فقط با همکاری و هم‌افزایی سه ارگان اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان، شهرداری منطقه و اداره کل بهسازی و نوسازی شهرداری اصفهان ممکن است.

یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹

پنجم آبان ماه 99، خبردار شدم که پنج ردیف از کاشی‌های سقاخانه نقاشی نیست! پیش از این در آبان97 گزارشی درباره دزدیده‌شدن کتیبه بسم‌الله همین سقاخانه در صفحه میراث و گردشگری روزنامه اصفهان زیبا منتشر کرده بودیم و حالا دو سال بعد، کاشی‌دزدی از این بنا گسترش پیدا کرده بود. همان شب از تن زخمی سقاخانه‌ای که طی سال‌های گذشته دو لچکی بزرگ بالا و شیر و آب‌خوری‌اش را هم از دست داده بود، عکاسی کردم و این عکس در شبکه‌های مجازی دست به دست چرخید. راهکارهای مختلفی توسط افراد متخصص و غیرمتخصص هم پیشنهاد شد. تا این‌که چهارشنبه هفتم آبان از پیدا‌شدن کاشی‌ها خبردار شدم و شنبه 10 آبان عملیات نصب کاشی‌ها بر جای اصلی، انجام شد. این اتفاق چنان خوب و ارزشمند بود که می‌تواند آغازگر جریانی برای نجات و احیای میراث در خطر اصفهان محسوب شود؛ همکاری و هم‌افزایی مردم، رسانه‌ها و مسئولان اداره کل میراث فرهنگی استان کارستان می‌کنند.

 اله‌یاری: کاشی‌ها با زیرسازی قوی به جای خود برمی‌گردند

مدیرگروه امانی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان که به همراه گروه شش نفره‌شان قرار است طی سه روز مرهمی بر زخم‌های سقاخانه چهارراه نقاشی بگذارند، بعد از پایان فعالیت روز اول در گفت‌و‌گو با اصفهان‌زیبا بیان کرد: «طی هماهنگی با یگان حفاظت اداره کل میراث فرهنگی و دستور مدیرکل میراث اصفهان مبنی بر تحویل و نصب کاشی‌های سرقت شده سقاخانه چهارراه نقاشی، ما در گروه مرمت بنا و تزئینات امانی اداره کل سریعا اقدام کردیم.»  هادی اله‌یاری که مدیریت کارگاه موقت مرمت سقاخانه را بر عهده دارد، درباره روند کارشان تصریح کرد: «امروز کاشی‌ها را بر جای خود نصب و ملات فرسوده را جدا کردیم. لوله آبی که از آنجا رد می‌شد، باعث شده بود زنگ‌زدگی ایجاد شود و گچ و ملات باد کرده و کاشی ها تبله شده بودند. کاشی‌ها که به صورت تقه‌ای کار شده بودند، به راحتی امکان جدا‌شدن داشتند. ما ملات گذشته را حذف کردیم تا به آجر رسیدیم و به صورت دوغابی با ملات گچ دو ردیف را کار گذاشتیم و تعدادی از کاشی‌ها را که در مرمت قبلی اشتباه نصب شده بودند هم جدا و دوباره سر جای درست نصب کردیم. دو روز دیگر هم فعالیت‌هایمان ادامه خواهد داشت.» به روایت او، نصب شیشه سکوریت می‌تواند یکی از راهکارهای نجات بنا باشد، البته به شرط اینکه این حفاظ شیشه‌ای بسیار خوب نصب شود.

عرب بافرانی: دستگیری سارقان حاصل همکاری یگان حفاظت و کلانتری محل بود

فرمانده یگان حفاظت اداره کل میراث فرهنگی استان در گفت‌و‌گو با اصفهان‌زیبا به تشریح نحوه بازداشت سارقان و بازپس‌گیری کاشی‌های سقاخانه نقاشی پرداخت.  به روایت سرهنگ عبدالرضا عرب بافرانی، گشت کلانتری یازده خیابان استانداری، ساعت 11:45 شب سوم آبان، دو نفر را می‌بینند که با پتک و قلم مشغول کندن کاشی‌ها هستند. مشکوک می‌شوند. به یگان حفاظت میراث فرهنگی خبر می‌دهند و دو کارگر هم دستگیر و به کلانتری منتقل می‌شوند. کارگرها ادعا می‌کنند که شخصی، نردبان و پتک و قلم را داده و گفته است: «اینها را جدا کنید تا من برگردم و مزدتان را بدهم.» نفری 200 هزار تومان هم برایشان مقرر کرده است. حتی با وجود این‌که بنا ثبت ملی نبوده، این دو فرد به عنوان مجرم، بازداشت موقت شده‌ و کاشی‌ها هم از آن‌ها بازپس گرفته شده‌اند.

 تمیزی: سقاخانه‌های شهر پلاک‌دار شوند

مهدی تمیزی، هنرمند هنرهای تجسمی، معتقد است می‌تواند برای سقاخانه‌ها پلاک‌هایی تعبیه کرد که گردشگران بتوانند موقع بازدید از آن‌ها درباره قدمت و تاریخ آن‌ها اطلاعاتی کسب کنند. این کار در منطقه 12 شهرداری تهران هم انجام شده و باعث حفاظت بهتر از میراث فرهنگی پایتخت شده است. همچنین به روایت او، شایسته است که قوه قضائیه برای سرقت‌های فرهنگی و هنری پرونده باز کند. اگر اشیا پیدا شدند، پرونده مختومه شود و اگر نه، پرونده باز باشد تا هر موقع اشیا کشف شدند، امکان اقدام باشد. به این طریق دیگر، کاشی‌های عتیقه و ریزآثار فرهنگی دیگر به راحتی در مغازه‌های عتیقه‌فروشی به فروش نمی‌رسند. مخصوصا اینکه همه این اشیا، جزو اموال عمومی شهر هستند و همان‌طور که اگر کسی درختی را قطع کند، سرسره‌ای را از پارک بازی یا نیمکتی را از پارکی بدزدد، با او برخورد قضایی می‌شود، با سارقان کاشی‌ها هم باید برخورد قضایی جدی صورت بگیرد. معاون فرهنگی و هنری سازمان فرهنگی شهرداری اصفهان معتقد است که حتی باید برای حفاظت و نورپردازی از این میراث هم تلاش‌هایی صورت گیرد و همان‌طور که یک بار در موضوع آزادسازی حریم نقاشی عیسی‌خان بهادری اقدامات خوبی انجام شد و حتی پلاک هم برای آن نصب کردند. این اتفاق می‌تواند برای بقیه آثار مانند سقاخانه‌ها هم تکرار شود و همه این آثار ارزشمند به زنجیره گردشگری شهر افزوده شوند.

نقشی برجای مانده از سقاخانه دکتر برجیان

مردم محلی یکی یکی آمدند پای کارگاه مرمت، بعضی‌ها سؤال می‌کردند که کی کاشی‌ها دزدیده شده‌اند؟ دزدها را گرفته‌اند؟ بعضی‌ها که قدیمی‌تر بودند هم درباره تاریخچه بنا گفتند. یکی از ساکنان سپیدموی منطقه که شغل کارشناس فنی امور حمل و نقل را داشته، برایمان گفت: «دکتر برجیان یک خانه بزرگ اینجا داشت. از حاج حسن کاشیان که خیلی معروف بود و کوره کاشی‌پزی هم داشت و خودش کاشی‌ها را درست می‌کرد، خواست که سقاخانه را درست کند. حتی اینجا نوشته بودند که سفارش دکتر گرجیان و سازنده حاج حسن کاشیان.» به روایت این فرد، تاریخ 1330 هم روی کاشی‌های این سقاخانه بوده که دیگر نیست و دکتر برجیان مدت طولانی، حدود یک سال و نیم، برای ساخت این سقاخانه وقت گذاشته است. از او درباره لچکی‌های بالا که دست کم از پنج سال پیش ندیده‌ایم، پرسیدم و او توضیح داد که شبیه کاشی‌کاری‌های پل خواجو بوده‌اند با نقوش اسلیمی. آقای مطیعی، یکی دیگر از سکنه منطقه هم گفت که به یادمی‌آورد بیت معروف «بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر، دیدی که چه گونه گور بهرام گرفت» بر لچکی‌های بالای سقاخانه به رنگ زرد نوشته شده بوده است.

 الگوی آلمانی برای حفاظت از بقایای سقاخانه‌های اصفهانی

آلمانی‌ها تکه‌دیوارهایی دارند که قدمتشان به 50‌سال می‌رسد. در جای‌جای پایتخـتشان، برلین که بگردید، این تکه دیوارها را می‌بینید که رویشان نقاشی کرده‌اند و تم بیشترشان هم طنز، سرگرمی، سیاست، هنر و موضوعات اجتماعی است. اسمش دیوار برلین بوده و حالا با بخشی از بقایایش که کنار رودخانه است، در شرق شهر، بزرگ‌ترین گالری روباز جهان (open-air art gallery) را ساخته‌اند و اسمش را گذاشته‌اند گالری شرق (East Side Gallery). گردشگران برلین تور گردشگری این دیوار را تجربه می‌کنند؛ توری که طی آن از یک سر دیوار پیاده‌روی‌شان را آغاز می‌کنند و تا آن سر دیوار می‌روند و مدام عکس می‌گیرند. طول دیوار 1316 متر است. طرف شرقی‌اش نقاشی ندارد و رو به رودخانه است؛ ولی طرف غربی دیوار پر از نقاشی با مضامین مختلف است. برلینی‌ها 28 سال این دیوار را تحمل کرده بودند تا اینکه بالاخره شکستندش، اما به جای دفن ویرانه‌هایش، تصمیم گرفتند خاطرات تلخشان را به خاطرات شیرین تبدیل کنند. برای همین، 118 هنرمند را از 21 کشور دنیا به برلین دعوت کردند تا روی این دیوارها نقاشی بکشند و نتیجه درخشان بود. حالا این دیوار 59 ساله است و به عنوان میراث برلین شناخته می‌شود. طی سال‌های اخیر هم بارها مورد مرمت قرار گرفته و تور گردشگری ثابتی هم برایش تدارک دیده‌اند به دو زبان انگلیسی و فارسی و مجزا برای کودکان و بزرگ‌سالان. می‌دانید سالانه چه تعداد گردشگر از این رشته دیوار هنری دیدن می‌کنند؟! حدود سه میلیون نفر! به این رویکرد اروپایی که فکر می‌کنم و بعد میراث‌بانی و شهربانی خودمان را می‌بینیم، سرم سوت می‌کشد و نفسم بند می‌آید. ما دیوارهایی داریم که بقایای سقاخــانه‌ها هــــستند، دیوارهایی داریم که سردر و ورودیه خانه‌های پهلوی و قاجار و صفوی هستند. با این دردانه‌ها چه می‌کنیم؟! آیا به نظرتان روزی می‌رسد که ما هم تور دو زبانه فارسی‌انگلیسی سقاخانه‌های اصفهان را به طور منظم مثلا هر پنجشنبه داشته باشیم و گردشگرانی از شهرها و کشورهای مختلف کفش پیاده‌روی بپوشند و دوربین به دست در شهر بچرخند برای ملاقات با این یادگارهای ارزشمند؟ یادگارهایی که هیچ خاطره بدی از هیچ‌کدامشان نداریم و شبیه لنگرهایی هستند که ما را به شهر بیش از پیش وصل می‌کنند. ابزارهایی برای افزایش عرق شهروندان به اصفهان، برای پرورش نسلی که قلبشان برای این شهر بتپد.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.