نامه پله برای مارادونا

اکنون هفت روز از زمانی که ما را ترک کردی می‌گذرد. خیلی از مردم تمام عمرشان ما را با هم مقایسه کردند. تو نابغه‌ای بود که دل دنیا را بردی، کسی که وقتی توپ به پایش می‌چسبید جادو می‌کرد، یک اسطوره حقیقی. اما برای من، تو بالاتر از جادوگری اسطوره بودی. تو همیشه برای من یک دوست فوق‌العاده خواهی ماند؛ دوستی با قلبی بسیار بزرگ. امروز می‌دانم که دنیا جای بهتری می‌بود اگر ما به‌جای مقایسه، بیشتر یکدیگر را تحسین می‌کردیم. پس الان به تو بگویم که «دیه‌گو تو با هیچ‌کسی قابل‌مقایسه نیستی»؛ زیرا زندگی تو در صداقت تعریف می‌شد. تو به شیوه‌ای خاص و بی‌نظیر که خاص خودت بود به ما آموختی که می‌توانیم خیلی بیشتر از این‌ها عاشق باشیم و به یکدیگر بگوییم «دوستت دارم.» رفتن زودهنگام تو، به من اجازه نداد این را به تو بگویم و به همین دلیل فقط آن را برایت می‌نویسم: «دیه‌گو، من دوستت دارم.»

شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۹

دوست عزیز من، از تو به خاطر همه خاطراتی که در طول سفرمان برایم ساختی ممنونم. یک روز در آسمان‌ها من و تو در یک تیم کنار هم‌بازی خواهیم کرد و آن روز من برای اولین باری بدون آنکه گل زده باشم، مشتم را به آسمان می‌برم، چون دوباره توانسته‌ام تو را در آغوش بگیرم.
پی‌نوشت: تقدیر این‌گونه رقم خورد که پله در ۸۰ سالگی شاهد رفتن مارادونا در ۶۰ سالگی باشد. تقدیر همچنان رقم زد که مردم این دو را رقیبی سرسخت برای کسب عنوان برترین بازیکن فوتبال قرن ۲۰ بدانند. اما مهم آن است که این دو خودشان تصمیم گرفتند که علی‌رغم آنچه تقدیر رقم می‌زند، دوستانی صادق باشند و تاآخرین‌نفس همین‌طور دوست و صادق بمانند. مهم همین است. به نظر می‌رسد این سخن پله مهم‌ترین سخن زندگی‌اش باشد:
نامه پله‌ای که مرگ را بسیار نزدیک می‌بیند به مارادونای فقید حاوی دو نکته است:
صداقت و دوستی بسیار مهم‌تر از جادوگری با توپ و اسطوره‌شدن در تاریخ و قلب مردمان است و البته بدیهی است که صداقت اساس دوستی است و هیچ دوستی با دروغ و فریب شکل نمی‌گیرد.
به‌جای مقایسه ستاره‌ها، بهتر است فقط آن‌ها را تحسین کرد. این موجب می‌شود به جای تنفر، عشق در روابط انسان‌ها جاری شود.
پله بازیکنی است که فوتبال ملی‌اش در ۱۹۷۱ تمام شده، بکن بائر و کرایف در ۱۹۷۷، مارادونا در ۱۹۹۴، روزاریو رونالدو ۲۰۱۱ و رونالدینهو ۲۰۱۳، و لیونل مسی و رونالدو همچنان هستند. در این پنج دهه تغییرات بسیار بزرگی در فوتبال رخ داده که کار مقایسه این بازیکنان را غیرممکن می‌کند. سه نمونه آن به شرح زیر است:
تغییر از اثربخشی خلاقیت فردی به خلاقیت تیمی: اکنون تیمی دارای خلاقیت مثل آلمان هفت بر یک تیمی مثل برزیل را می‌برد که پر از ستاره‌هایی است با خلاقیت فردی. درست همان‌طور که بایرن هشت بر دو بارسلونا را می‌برد.
 تغییر از بازیکن‌سالاری به مربی‌سالاری:برای داشتن تیم منسجم و خلاق، نیاز به یک سرمربی دانشمند دارای مطالعه و خلاق است که توانایی مدیریت تیم توسط جمعی از همکاران مربی-دانشمند را دارد.
تغییر از سورپرایز به شناخت کامل:بازیکنانی مثل پله برای تیم‌های روبه‌رو مثل کتاب‌های باز نشده بودند؛ در حالی که کتاب بازیکنانی مثل رونالدو و مسی را تمامی نوجوانان علاقه‌مند در سراسر دنیا می‌دانند و حرکات آن‌ها را کپی و اجرا می‌کنند. حتی برای خنثی کردن حرکات آن‌ها صدها و گاهی هزارها کلیپ آموزشی توسط خبره‌ترین مربیان دفاعی جهان تولید و عرضه شده است.
بر این اساس، حتی دو ستاره هم‌نسل مثل مسی و رونالدو را نیز بهتر است مقایسه نکنیم. برای لذت بردن از فوتبال، کافی است آن‌ها را بشناسیم و نمایش‌های اجرایی آن‌ها را دنبال کنیم.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.