پایه‌های نهاد کودکی در اصفهان

درباره انجمنی که دستاوردهای بسیاری برای اصفهان داشت

اوایل ورودم به دانشگاه بود. پر از شور و هیجان بودم و دنبال فعالیت‌های مدنی و اجتماعی، اما این شور و هیجان خیلی دوامی نداشت. من ورودی سال 87 بودم و نیم‌سال دوم درس‌خواندنم به وقایع 88 و برخوردهای بعد از آن گذشت. اتفاقاتی که هنوز بعد از یازده سال، وقوعشان در من زنده است. آن روزها پر از سرخوردگی بودم. هیچ کاری به نظرم سرانجامی نداشت. انجام هر کار گروهی و تشکیلاتی به نظرم مسخره می‌آمد و دیگران هم بهتر از من نبودند، اما امیدوارتر چرا. یکی از دوستانم با همین امیدواری بیشتری که داشت، چندنفرمان را صدا زد که کاری برای مناطق محروم بکنیم.

پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۹

 ایده‌ای نداشتیم و برای اینکه بدانیم چه خبر است و باید دنبال چه چیزی باشیم چند روز در بافت‌های محروم اصفهان قدم زدیم. به این نتیجه رسیدیم که باید از کار با کودک شروع کنیم. به نظرمان آمد شاید نتوانیم برای فقر اقتصادی کاری بکنیم، اما می‌توان وضعیت بهتری برای اوضاع فرهنگی به وجود آورد. برای این کار نیاز به راهنما و جایی داشتیم که هم برای کار با کودکان به ما آموزش دهد و هم فضایی برای ارتباط با کودکان برایمان به وجود آورد. به چند موسسه و خیریه کودک سر زدیم.
برخی تحویلمان نگرفتند و برخی هم می‌گفتند پول بدهید خودمان می‌دانیم چه کار کنیم! تنها موسسه‌ای که از ما استقبال گرمی کرد و حدود یک ساعت و نیم برایمان وقت گذاشت و جواب ریز و درشت سوال‌هایمان را داد، انجمن دوستداران ادبیات کودک و نوجوان (خرد سپاهان) بود.
خانم نهضت قریشی‌نژاد، رئیس هیئت مدیره انجمن آن روز اولین تأکیدش روی غیرسیاسی و غیرانتفاعی‌بودن انجمن بود. گفت نیامدیم اینجا که کار سیاسی انجام دهیم یا گعده‌ای برای اهداف دیگران درست کنیم، آمده‌ایم که فقط و فقط برای ادبیات کودک و نوجوان کار کنیم. بعد از آن روز هم خودش داوطلبانه برایمان کارگاه‌های کار با کودک و نوجوان گذاشت؛ از شعرخوانی برای کودک گرفته تا رفتار با او و شاهنامه‌خوانی و خلاقیت در کودک و اینطور دنیای من به طور اساسی تغییر کرد. منی که از قبلش هیچ علاقه‌ای به حوزه کودک نداشتم یک‌باره به یکی از علاقه‌مندان جدی کودک و نوجوان تبدیل شدم. جلسه‌های ترویج یک هفته درمیان روزهای شنبه انجمن را از دست نمی‌دادم. تمام کلاس‌ها و کارگاه‌های مرتبط با کودک را پیگیری می‌کردم و سمت‌وسوی مطالعاتم را به حوزه کودک تغییر دادم. انجمن بستری برای رشد ما فراهم کرد. بعد از یک سال بودن در انجمن دیدم آدم‌های زیادی در رفت‌وآمدند.
همه می‌آمدند آموزش می‌دیدند، تمرین و دانش‌ورزی می‌کردند و بعد به سمتی می‌رفتند که خودشان فضایی برای کودکان و نوجوانان به وجود بیاورند.
همان‌طور که الان در سطح شهر اصفهان (و خیلی از استان‌ها و شهرستان‌های همجوار) مؤسسات، مهدکودک‌ها و خیریه‌هایی هستند که همه آموزش‌دیدۀ انجمن دوستداران ادبیات کودک و نوجوان‌اند. بـــــرای ما هم انجمن محلی برای عمیـــــق شدن در حوزه کودک و نوجوان بود. همان سال اول، انجمن با رایزنی‌هایی توانست موقعیتی را به وجود آورد که گروه جوانان آن هفته‌ای یک بار به روستان کرانِ فارسانِ شهرکرد بروند تا برای مدرسه آنجا کلاس‌های تابستانه برگزار کنند.
همه ما آموزش‌دیده و مترصد فضایی بودیم که بتوانیم کار کنیم و چه جایی بهتر از آنجا؟ همان زمان یادم است نوش‌آفرین انصاری، دبیر شورای کتاب کودک به انجمن آمد و تحت تأثیر فعالیت‌هایی قرار گرفت که معمولا در آن سال‌ها کمتر در فضاهای انجمنی دیده می‌شد. روند یادگیری برای ما ادامه داشت. آن زمان زیر نظر خانم قریشی‌نژاد سیر مطالعاتی و فیلم‌بینی در حوزه کودک و نوجوان را شروع کردیم. حتی یادم است بعضی‌هایمان برای آموزش بیشتر دوره‌های شورای کتاب یا پژوهشکده تاریخ ادبیات کودک و نوجوان را گذراندیم.
در آن برهه خانم قریشی‌نژاد به ما جوانان 20-22 ساله اعتماد کرد و ما را وارد پروژه چهارساله همکاری با خیریه سپهر بم کرد. ما هر فصل بین 8 تا 15 نفر می‌شدیم و داوطلبانه به بم سفر می‌کردیم و در مراکز شبه‌خانواده آموزه‌هایمان را با مربی‌ها و بچه‌ها به اشتراک می‌گذاشتیم. هر لحظه این سفرها برای ما یادگیری و تجربه به همراه داشت.
 بازهم انجمن بستری برای بلوغ فکری بیشتر ما فراهم کرد. یک هفته ماندن در مراکز شبه‌خانواده، کنار کودکان خوابیدن، مهمان آن‌ها شدن و خواندن کتاب‌های با کیفیت، هم برای آن‌ها و هم برای ما تجربه‌ای لذت بخش بود.
اعتمادی که در انجمن دوستداران ادبیات کودک و نوجوان به علاقه‌مندان حوزه کودک می‌شود راه را برای گسترش فعالیت‌های مرتبط با کودک و نوجوان در کل شهر باز می‌کند. در سال دوم باز هم با اعتماد و اطمینانی که به من شد، عضو هیئت مدیره این انجمن شدم و برای من بیست و چند ساله دستاوردی بود که انرژی‌ام را برای هرکاری چندین و چند برابر کرد. فعالیت‌های زیادی در طی آن دو سال انجام دادیم و راه برای دیگر جوانان هم در انجمن باز شد. من بعد از چهار پنج سال فعالیت مداوم در انجمن به دلایل شخصی مجبور شدم کمی فعالیتم را در آنجا کم کنم، اما حمایت و پشتیبانی انجمن و شخص خانم قریشی‌نژاد و دیگر دوستان باعث شد در کنار حرفه خبرنگاری‌ام، فعالیت در حوزه ادبیات کودک و نوجوان را ادامه دهم. خروجی این حمایت‌ها و علقه‌ای که برای من در انجمن ایجاد شد، مجله کودک و صفحه نوجوان و یادداشت‌ها و پژوهش‌هایی است که در این حوزه انجام می‌دهم. فکر می‌کنم هر کدام از جوانانی که پا در انجمن گذاشتند، به روش‌های مختلف فعالیت‌هایشان را مرتبط با کودک و نوجوان در جای جای اصفهان و دیگر شهرها ادامه دادند و چه دستاوردی مهم‌تر از اینکه فضایی در اصفهان وجود دارد که نیروهای بسیاری را تربیت و نهاد کودکی را در این شهر تقویت کرده است.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.