پشت‌کردن به رؤیای آمریکایی

مروری بر فیلم به سوی طبیعت وحشی

بیشتر ما بارها به این فکر کرده‌ایم که اگر فرصتش را داشتیم، به دل طبیعت می‌زدیم و مدت‌های زیادی را دور از کار، تـحـصـیـل و زنـدگـــی روزمـــره می‌گذراندیم. قبول دارم که تصورات جذابی هستند؛ اما اگر واقعا فرصتش پیش بیاید، همچین کاری را انجام می‌دهیم؟ بعید می‌دانم بسیاری از مردم، تمام پس‌انداز خود را بردارند یا آتش بزنند و بی‌هوا به دل طبیعت بروند تا دقیقا آن چیزی را تجربه کنند که در موردش خیال‌بافی کرده‌اند؛ شرط می‌بندم بیشتر ما نمی‌توانیم یک هفته بیشتر زندگی کریستوفر مک کندلس یا با نامی که خودش انتخاب کرده، سوپرترمپ را تحمل کنیم.

چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۹

کریستوفر در بخشی از سفرش، وقتی به یک کمپ بی‌خانمان‌ها می‌رسد، مدتی در آنجا ماندگار می‌شود و نام الکساندر سوپرترمپ (ترمپ به معنای ولگرد است) را برای خود انتخاب می‌کند. او فرزند یک خانواده پول‌د‌ار آمریکایی بود؛ تحصیل‌کرده و نمونه بارز رؤیای آمریکایی اما بی‌توجه به اطرافیانش، تمام پس‌انداز بیست و چهار هزار دلاری‌اش را بخشید و تقریبا دست خالی به سفر جاده‌ای دور و درازی رفت.رمان «به سوی طبیعت وحشی» اثر جان کاراکار است که از روی یادداشت‌های واقعی کریستوفر نوشته، این موضوع را که چرا این مرد جوان، این‌گونه به آلاسکا رفت و بعد به طرز دردناکی مرد، در این رمان بررسی می‌کند. در سال دوهزار و هفت فیلمی از روی این کتاب ساختند. صحنه ابتدایی فیلم، با پدر و مادر کریستوفر شروع می‌شود؛ زوجی کوته‌فکر و سطحی‌نگر که نقش مهمی در سفر طولانی کریستوفر داشتند. شاید فکر کنید بسیاری پدر و مادرهایی این چنینی داشتند و سر به بیابان نگذاشته‌اند و شاید در ابتدا برای ما خیلی از حرکات و رفتارهای کریستوفر درک‌نشدنی باشند. او تمام فرصت‌های برگشت به یک زندگی عادی را با آگاهی خودش کنار می‌گذارد و از جنوب آمریکا، مرز مکزیک تا آلاسکا را به تنهایی می‌رود. در طول مسیرش با مردم مختلفی آشنا می‌شود که به نوعی بر هویت، افکار و ماجراجویی‌هایش تأثیر می‌گذارند. یکی از نقاط مثبت فیلم «به سوی طبیعت وحشی» استفاده به جایش از موسیقی و نوع خاص فیلم‌برداری‌اش بود. ادی ودر که موسیقی‌دان معروفی است، آهنگ‌های این فیلم را خوانده و صدایش کاملا به درد فیلمی جاده‌ای می‌خورد. بیشتر آهنگ‌های فیلم به طور رایگان در دسترس هستند.کریستوفر در بخش پایانی سفر دو ساله‌اش، به ون قراضه‌ای می‌رسد که احتمالا بازمانده‌ای از جنگ جهانی دوم بود. به دلایل مختلفی مثل کمبود آذوقه، این‌که دلش نیامد یا نتوانست گوزنی را بکشد و بی‌اطلاعی از شرایط اقلیمی آلاسکا، در نهایت از گرسنگی مرد. در سپتامبر هزار و نهصد و نود و دو شکارچیان گوزن، به این ون رسیدند و جسد مرد جوانی را پیدا کردند. جسد کریستوفر فاسد شده بود و کمی دیرتر، غیرقابل‌شناسایی هم می‌شد. ونی که در فیلم «به سوی طبیعت وحشی» استفاده شده، گویا واقعی است و بعد از موفقیت این فیلم، مردم زیادی به سمت ون سرازیر و باعث ایجاد حوادثی شدند، انگار کریستوفر تبدیل به یک قدیس یا چنین چیزی شده باشد، به نوعی مورد احترام مردم قرار گرفت. این ون جنجالی، باعث شد مردم زیادی مدت‌ها دنبالش باشند؛ جان خود را به خطر بیندازند و حتی دو نفر در طبیعت وحشی آلاسکا، جان باختند تا این‌که توسط ارتش آمریکا، با هلی‌کوپتر از نزدیکی رودخانه‌ای که کنارش بود، جمع و به مکانی امن منتقل شد و همچنان برای عموم قابل بازدید است.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.