کرونا و تأخر فرهنگی!

امان‌اله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با اصفهان‌زیبا رفتار مردم در قبال پروتکل‌های بهداشتی را تحلیل می‌کند

هم‌زمان با بروز موج چهارم کرونا و بالارفتن آمار ابتلا و مرگ و میر مردم کشور، درصد رعایت پروتکل‌ها بنا بر شواهد موجود بسیار افت کرده است. پروژه واکسیناسیون کادر درمان و نه حتی کل کشور نیز بنابه اعلام مقامات بهداشتی شکست خورده و به نظر می‌رسد راهی جز رعایت شدید پروتکل‌های بهداشتی وجود ندارد. ستاد ملی مبارزه با کرونا اقدامات شدید پیشگیرانه‌ای را برای مواجهه با این وضعیت وضع و به همه استان‌های کشور ابلاغ کرده است؛ اما دیده می‌شود که به عنوان مثال در شهرهای اصفهان و تهران با این موضوع به صورت کاملا سلیقه‌ای در سطح نهادهای دولتی و حاکمیتی و به صورت ولنگارانه‌ای در سطح جامعه برخورد می‌شود. همین مسئله دستمایه گفت‌وگوی تحلیلی اصفهان‌زیبا با دکتر امان‌اله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس شده است. او بر این باور است که «مسئله رعایت‌نکردن پروتکل‌های بهداشتی، مسئله‌ای کاملا فرهنگی است و ریشه در تاریخ ما، حتی به قدمت هزار سال دارد.» او معتقد است که «ما دربرابر مواجهه با تکنولوژی و پدیده‌های دنیای مدرن دچار "تأخر یا پس‌افتادگی فرهنگی" هستیم و به همین خاطر نتوانسته‌ایم کرونا را در طول این مدت مدیریت کنیم.»

چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰

چرا رعایت پروتکل‌ها به صورت گسترده توسط اقشار مختلف جامعه نقض می‌شود؟

در جامعه‌شناسی بحثی داریم که به وسیله دوجامعه‌شناس بزرگ مطرح شده و به آن می‌گویند«تأخر فرهنگی» یا «پس‌افتادگی فرهنگی». به این معنا که مردم دنیا از نظر فرهنگی یا متناسب بودن رفتار، کردار، سبک زندگی و رعایت بهداشت و خواسته‌ها و امیال روی یک خط مورب بالارونده قرار دارند. آن کسانی که به اصطلاح از نظر فکری، تحصیلاتی، فرهنگی، خانوادگی، سطح سواد والدین و... برخورد زودتری با پدیده‌های جدید تکنولوژی داشته‌اند، انطباق‌پذیری، هماهنگ‌سازی و رفتار مناسب آن پدیده را بهتر رعایت می‌کنند. اما عده‌ای که به طور مثال بابسیاری از تکنولوژی‌های روز و قواعد زندگی مدرن برخورد نکرده و هنوز سنتی هستند، از نظر فرهنگی رفتار مناسب مواجهه با این پدیده‌ها را نمی‌دانند. این مسئله باز براساس تئوری بزرگ‌تری قرار دارد که از آن تحت عنوان تئوری «تکنوکراسی» یاد می‌شود که در ابتدا لوییس هنری مورگان بـیست سال در قبایل ایروکوی روی آن کار کرد. ماتریالیست‌ها، تکنولوژیست‌ها و حتی کشور ما نیز به این موضوع متمایل بوده‌اند. به طور مثال، مقام معظم رهبری در 1/1/97 در سخنرانی نوروزی خود بر این نکته تأکید کردند و فرمودند«فناوری فرهنگ، رفتار، سبک زندگی، تجمل‌گرایی، اشرافیگری و... می‌آورد.» این تئوری درست است و به وسیله ما هم مطرح نشده، بلکه به وسیله جامعه‌شناسان بزرگی نظیر مارکس، انگلس، آلتوسر، آدورنور، لوراگوران و... مطرح شده است. به همین خاطر پرسش اولیه این است که انسان چگونه به اینجا رسید؟ یک تئوری مطرح می‌شود و این است که «انسان ابزار ساز» به وسیله ابداع ابزار، از آن تکه استخوانی که در زمین فرو کرد تا کشف آتش و اختراع ماشین‌های صنعتی، باعث شد که فکر تغییر کند و ماهیت او نیز به «انسان اندیشه‌ورز» تغییر یابد. برهمین اساس، کسانی که در گذشته یخچال، گرامافون، ضبط‌صوت، لباس‌شویی و... را ندیده و نمی‌شناختند، رفتار متناسبی درمواجهه با این وسایل نداشتند؛ یعنی این تکنولوژی و ابزار و وسایل باعث شد که خودبه‌خود فرد راه استفاده از وسایل و فناوری‌های جدید را فرابگیرد؛ اما کسی که این‌ها را ندیده، مانند شخصی که از روستایی دورافتاده آمده و در شهر ماشینی خریده، بی آنکه از قوانین رانندگی آگاه باشد، همه قوانین را زیرپا می‌گذارد؛ زیرا او «فرهنگ استفاده از تکنولوژی» را ندارد؛ بنابراین دچار پس‌افتادگی یا تأخر فرهنگی است.

آیا با پدیده‌ای کاملا فرهنگی روبه‌رو هستیم؟

دقیقا. مثلا شخصی که به لحاظ طبقاتی زودتر با تکنولوژی ارتباط برقرار کرده از شخصی که به هر دلیلی از این موهبت دورمانده و دیرتر ارتباط گرفته، رفتار مناسب‌تری دارد. مثلا بیست سال قبل سردار رحیمی، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، گفت:«مردم شمال تهران کمتر از مردم جنوب تهران خلاف رانندگی می‌کنند.» چرا؟ آیا از کره مریخ آمده‌اند؟! خیر! آن‌ها زودتر با ماشین روبه‌رو شده‌اند. با تسری این گزاره به دیگر مسائل درمی‌یابیم مثلا حالا که کرونا آمده بسیاری از مردم یادگرفته‌اند(نه اینکه خدادادی باشد) که در مواجهه با این پدیده جدید باید رفتارشان را مناسب کنند؛ اما عده‌ای دیگر هنوز تأخر دارند، یعنی عقب هستند؛ بنابراین اگر فلشی روی آن خط مورب بالارونده بکشید، نوک آن همین پدیده‌های جدید است. این مسئله در همه جای کشور رایج است، یعنی رعایت پروتکل‌های بهداشتی در میان اقشاری که از سطح فرهنگی اجتماعی بالاتری برخوردار هستند، بیشتر است؛ اما مثلا آن کسی که هنوز درگیر رفتارهای سنتی است و در آن سطح زندگی می‌کند، این نوع پیشگیری را باور نمی‌کند یا کمتر باور دارد.

دربرابر رعایت پروتکل‌های بهداشتی با سه رویکرد مواجهیم. یک؛ افرادی کـه میزان امید به زندگی‌شان بــنـا بر شاخص‌های فرهنگی، اقتصادی و طبقاتی بالاتر از متوسط جامعه است. دو؛ طبقه متوسط که به تعبیری پنجاه پنجاه رعایت می‌کنند و سه؛ کسانی که باورندارند و از لحاظ این شاخص‌ها در قسمت پایین‌تری قرار می‌گیرند؟

بله. این همان تأخر فرهنگی است. آقای رئیس‌جمهور، استاندار اصفهان و... نیز تأخر فرهنگی دارند؛ آما آیا گمان می‌کنید که این مسئله ارثی یا نژادی است؟ خیر، زیرا آن‌ها نیز در همین فرهنگ رشد کرده و بزرگ شده‌اند.

وجود کرونا در کشور از اواخر 1398 تأیید شد و اکنون در فروردین 1400 قرار داریم؛ اما به نظر می‌رسد آن‌گونه که باید آن فرهنگ مواجهه ایجاد نشده است، چرا؟

چون فرهنگ آمپول نیست که آن را از لفافش دربیاوری و شروع به کار کنی. یک تئوری جامعه‌شناسی تحت عنوان«رسوبات و مشتقات» وجود دارد. براساس این تئوری که واضع آن ویلفردو پارتو است، فرهنگ در خون شما رسوب کرده، مثل ماسه بادیِ کنار دریا. بالای این رسوبات مایعات قرار دارد یا همان مشتقات. بنابراین وقتی سنگی را در آن تنگ بلوری که انسان باشد بیندازیم، این رسوبات بلند شده و برمی‌آشوبند و خود را نمایان می‌سازند؛ اگر این رسوبات فرهنگی از فهم و فراست و شاخص‌های فرهنگی انسان اندیشمند تشکیل شده باشد، مشتقات(یعنی رفتار مناسب) را انجام می‌دهند. اما اگر این رسوبات بد ساخته شده باشد نیز به همین‌گونه برمی‌خیزد و  خود را نشان می‌دهد و در جان آدمی می‌نشیند. از همین روست که برخی با روش‌های علمی با کرونا مواجه می‌شوند و برخی با روش های دیگر. پس باید توجه اکید داشته باشیم که اینها تئوری‌های جامعه‌شناسی است و حرف‌وحدیث نیست، ما تأخر فرهنگی داریم. البته در همان آمریکا و آلمان و فرانسه هم همه یک‌جور نیستند. عده‌ای خوب تربیت شده و وقتی با چنین بیماری‌ای روبه‌رو می‌شوند، رفتار مناسب را از خود بروز می‌دهند. رفتاری که دیگر ارتباطی به طبقات بالا، میانی و پایین جامعه ندارد. هرکس تأخر فرهنگی کمتری دارد، رفتار مناسب‌تری انجام می‌دهد و هرکس تأخر فرهنگی بیشتری دارد، رفتار مناسبی انجام نمی‌دهد و در نتیجه قوانین را زیر پا می‌گذارد.

گفته می‌شد که رعایت‌نکردن پروتکل‌ها از لایه‌های پایین جامعه شروع شد؛ اما اکنون می‌بینیم به موضوعی فراگیر تبدیل شده است، این مسئله را چگونه تحلیل می‌کنید؟

بله. کاملا درست اســــت. به نظر می‌رســـد کـــه همه اقــشـار جامعه اعتمادشان را از دست داده‌اند؛ زیرا اعتماد هم به فرهنگ مربوط است. فرهنگ‌سازی انجام نشده و افراد به صورت متناسب رشد نیافته و نبالیده‌اند، از سویی ما جهان سوم محسوب می‌شویم. حتی می‌بینیم که مثلا در فرانسه و آلمان میزان مرگ‌ومیر بالاست؛ اما باید به این نکته توجه داشته باشیم که این باور افراد است که باید درباره یک پدیده تغییر کند؛ بنابراین در مقابل، کشورهای موفقی مثل انگلیس و آمریکا را داریم که توانسته‌اند این بیماری را تا حدود بسیاری نسبت به دیگر کشورها مهار کنند. مثلا افراد تحصیل‌کرده کمتر قوانین راهنمایی و رانندگی را نقض می‌کنند، پروتکل‌های بهداشتی را بیشتر رعایت می‌کنند و مناسب نوع پرورش‌یافتگی‌شان رفتار می‌کنند.

گـمـان مـی‌کنید که جـامعه می‌خواهد از قید رعایت پروتکل‌ها رها باشد؟

بله. می‌بینند که رفقا هم مثل خودشان هستند! یعنی آقای وزیر بهداشت التماس و خواهش و تمنا می‌کند، وزیر کشور حرف دیگری می‌زند، رئیس‌جمهور چیز دیگر می‌گوید و.. . . به همین خاطر مردم می‌گویند چه را باور کنیم؟ آقای رئیس‌جمهور گفتند که ما یک ستاد تشکیل داده‌ایم! خوب که چه؟ وقتی همه‌چیز را رها کرده و به مردم گفته‌اند که می‌توانند به سفر نوروزی بروند، نتیجه‌اش می‌شود همینی که می‌بینید! در جامعه‌ای که سبک زندگی و فرهنگ مناسبی وجود ندارد، کنترل و نظارت هم وجود ندارد. به این معنی که حتی پلیسی هم که قرار است مواردی را کنترل کند، آن را رها می‌کند. می‌بینید که فرهنگ این‌قدر قوی است؛ زیرا آن پلیس هم در همین فرهنگ پرورش یافته و می‌گوید «وقتی برای کسی مهم نیست چرا من بیهوده تلاش کنم؟!»عده‌ای دیگر هم می‌گویند همه این‌ها خرافات است و ما به آن باور نداریم! به همین خاطر اوضاع این‌گونه می‌شود؛ چون ما این‌گونه پرورش یافته‌ایم. در نتیجه کنترل و نظارت ضعیف می‌شود، رفتارهای نامناسب انجام شده و فراگیر می‌شود، آمار مرگ‌ومیر بالا می‌رود، رعایت پروتکل‌ها به پایین‌ترین حدممکن می‌رسد و... . این مسئله ارثی و نژادی نیست، بلکه دلیلش تربیت، پرورش و فرهنگ نادرست یا هرآنچه بخوانید است.

مسئله‌ای اکتسابی است؟

کاملا. اصلا از نظر جامعه‌شناسی مسائل فطری، ارثی و غریزی وجودندارد مگر غرایز جنسی، تشنگی و گرسنگی.

در یک بازه زمانی میزان تلفات انسانی کرونا در اروپا و آمریکا بسیار بالا بود؛ ولی پس از فروکش کردن موج‌های اولیه و آغاز واکسیناسیون، توانستند این مسئله را جبران کنند.

بـلـه آن‌ها امکانات داشتـنـد؛ امــا ما نــداریــم. ما چــه داریم؟ واکـسـن آورده‌اند، حالا هفتصد هزار تا یا دو میلیون، به که بزنند؟ حتی رئیس مجلسمان هم سخن گفتن به قاعده را نمی‌داند. من هند را دیده‌ام و همان اوایل هم می‌دانستم که به همراه برزیل در آمار ابتلا و مرگ و میر از دیگر کشورها جلو می‌زنند، برای اینکه دچار فقر حاشیه‌ای گسترده، حلبی‌آبادها و... بوده‌اند. در آمریکا هم که انواع نژادها وجود دارد؛ ولی آمار این کشور سیرنزولی پیدا کرده و مطمئن باشید که تا دوهفته دیگر آمریکا آمار بسیار پایینی خواهد داشت؛ زیرا امکانات دارد. بستگان بنده که آنجا اقامت دارند همه واکسینه شده‌اند، به همین خاطر است که آمار سیر نزولی پیدا می‌کند. اما ما چه‌کار کرده‌ایم؟ برای همین است که نظریه پس‌افتادگی فرهنگی درباره ما صدق می‌کند. این تئوری بیان می‌دارد که «هرکس زودتر با پدیده‌ای روبه‌رو شد، مثلا  با یخچال، زودپز، سل، وبا و واکسن‌های سه‌گانه، زودتر می‌پذیرد و هر که دیرتر برخورد کرده و آشنا نیست، به اهمیت و رعایتِ آن واقف نیست؛ بنابراین عقب‌تر و عقب‌تر می‌ماند.»

پس باید ریشه رعایت‌نکردن این دست از قوانین را در پیش از دوران کرونا جست‌وجو کنیم؟  

کاملا. از هـزارسال قبل ایـــن بی‌اعتمادی وجود داشــته است. سیصد چهارصد سال قـبــل، شــاه سلطان حسین در اصفهان چه گفت؟ گفتند محمود افغان دارد می‌آید چه‌کار کنیم؟ گفت طوری نیست، اتفاقی نمی‌افتد، بروید رمل و اسطرلاب بیندازید. گفتند به دروازه اصفهان رسیده است! گفت طوری نیست، خدا درستش می‌کند. پس مسئله فرهنگ و تأخر فرهنگی است. از وقتی به دنیا می‌آیید فرهنگ آغاز می‌شود و اسم و رسم شما را بنا بر همین فرهنگ انتخاب می‌کنند، نه بنا بر فرهنگ و تمدن یک کشور دیگر.

در یک جمع‌بندی، چـون مسئولان هم از همیـن فـرهنـگ برخاسته‌اند نتوانسته‌اند آن کنترل و نظارت و اعتماد را به وجود آورند؟

آفرین، از کوزه همان برون تراود که در اوست. من در یک جمع‌بندی به تأخر فرهنگی و کرونا اشاره و بر آن تأکید دارم. اصل این است. فرهنگ دو قسمت است، مادی و معنوی. فرش اصفهان و مسجد شاه و چهلستون نمودهای فرهنگ مادی هستند و فرهنگ معنوی، مغز اصفهانی‌هاست. به همین دلیل در همین استان بزرگ اصفهان ما با لحاف چهل‌تکه‌ای از خرده‌فرهنگ‌های مختلف روبه‌رو هستیم؛ از همین رو یک عده به رعایت پروتکل‌ها باوردارند و عده‌ای دیگر، نه.  همه مکافاتی هم که داریم، ریشه در این مسئله دارد.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.