کاسبی با موتور روشن و چراغ خاموش

بازاریان میل به قانون‌شکنی ندارند؛ ولی تحت‌فشار اقتصادی‌اند

کرکره مغازه را یک متری بالا داده و آرام در گوش رهگذران زمزمه می‌کند: « آقا، خانم فروشگاه باز است، بفرمایید از کارهای جدید ما دیدن فرمایید، مد جدید بهاره با بهترین قیمت‌ها رسید.» وقتی کسانی متقاضی بازدید از فروشگاه می‌شوند، ابتدا چپ و راست را نگاه می‌کنند، سپس با قدی خمیده از کرکره نصفه وارد می‌شوند. چند متر جلوتر روی درب فروشگاهی با یک بنر یک در دومتر درج شده‌است: «در صورت تقاضا برای خرید عطر با شماره زیر تماس بگیرید.» چند دقیقه‌ای می‌گذرد. یک مشتری با شماره تماس می‌گیرد. کرکره بالا می‌رود تا مشتری وارد شود؛ سپس کرکره دوباره بسته می‌شود. این خلاصه‌ای از وضعیت بازار اصفهان در تعطیلات کرونایی 1400 است.

پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۰

با توجه به تغییر رنگ اصفهان به نارنجی و بر اساس اطلاعیه اتاق اصناف، از روز سه‌شنبه، مشاغل گروه یک و دو توانستند فعالیت خود را آغاز کنند؛ اما در مدت تعطیلی و محدودیت کرونایی، برخی از اصناف به‌صورت چراغ‌خاموش فعالیت خود را ادامه دادند. چرا با وجود ممنوعیت، برخی اصناف کار خود را طبق روزهای گذشته ادامه می‌دادند؟
یکی از فروشگاه‌داران باسابقه چهارباغ عباسی در پاسخ به این پرسش گفت: «به جان خودم من هم خانواده دارم و از کرونا می‌ترسم؛ ولی اگر یواشکی مشتری راه نیندازم شب چه چیزی سر سفره بگذارم؟» خانم شال‌فروش دیگری در خیابان طالقانی در پاسخ پرسش بالا گفت: «نمی‌خواهم قانون‌شکن باشم، نمی‌خواهم باری روی دوش مدافعان سلامت و کادر درمان باشم؛ ولی اقساط عقب‌افتاده و با ضامن‌ها تماس گرفته‌اند، اجاره مغازه نداده‌ام و چک‌هایم برگشت خورده‌است.»
جوانی سی‌وچندساله، با تی‌شرت مشکی یک‌دست و گیسوانی بلند روی موتورسیکلتی در مقابل یکی از پاساژهای خیابان نظر نشسته بود و آرام در گوش خانم‌های رهگذر می‌گفت: «خانم از مانتوهای بهاره ما دیدن نمی‌کنید؟ مانتوهای مد جدید رسید، کارهای جدید از تهران رسید. تشریف بیاورید و دیدن کنید.» چند خانم جوان از این پیشنهادها استقبال کردند. سپس جوان موبایلش را از جیب درآورد و پشت گوشی گفت: «بیا دم در.» جوان، خانم‌ها را به‌سمت درب کوچک و کناری پاساژ برد و یک خانم دیگر، مشتریان را داخل پاساژ برد تا از مانتوها دیدن کنند.

بدهکاری، چک‌های پاس‌نشده و دیگر هیچ

چرا قانون‌شکنی می‌کنید؟ آن جوان سی‌و چندساله به این پرسش پاسخ داد: «می‌دانید چقدر اذیت می‌شویم این‌طور مشتری‌ها را یکی‌یکی داخل پاساژ و مغازه ببریم؟ فکر می‌کنید دوست داریم؟ برای عید خرید کردیم وچک دادیم و الان بدهکاریم.» جوان دیگری که با همین سبک مشتریانش را وارد مغازه ساعت فروشی می‌کرد، به اصفهان زیبا گفت: «یک نیرو گذاشتم تا فقط درب را بالا و پایین ‌کند؛ یک نفر هم مشتری راه می‌اندازد و من هم دم درب در گوش مردم تبلیغ می‌کنم.»
چرا قانون‌شکنی می‌کنید؟ بازاریان قانون‌شکن در پاسخ به این پرسش از اجبار می‌گویند؛ اینکه بیش از یک ماه است راه کسب درآمد آن‌ها را بسته‌اند و هیچ حمایت واقعی اتفاق نمی‌افتد. خانم لوازم آرایشی‌فروشی در محله نظر که با کرکره‌های نصفه کار می‌کرد، با چشمانی گریان گفت: «صاحب مغازه اجاره می‌خواهد؛ از کجا بیاورم؟» تعداد کمی از فروشگاه‌داران می‌گویند مالک آن‌ها بخشی یا تمام مبلغ اجاره را بخشیده‌است؛ ولی درصد بالایی از فروشگاه‌داران نیز گزارش می‌دهند باید اجاره تمام روزهای تعطیلی را بپردازند و گاهی مبالغ اجاره به‌خصوص برای مغازه‌های بر خیابان ماهانه بالاتر از پنج و 10میلیون تومان است. بوتیک‌داری در خیابان خاقانی، شیشه‌های مغازه را با روزنامه باطله پوشانده و روی کاغذی بزرگ نوشته بود: «مغازه در حال تعمیر است.» بااین‌حال جوانی کم‌سن‌وسال در مقابل مغازه ایستاده بود و مردم را دعوت به بازدید می‌کرد. جوان در پاسخ به چرایی قانون‌شکنی و فعالیت در روزهای کرونایی دو دستش را در فاصله یک متری هم قرار داد و گفت: «نگاه کنید این‌قدر پول می‌شود؛ دقیقا اجاره ماهانه من همین‌قدر اسکناس می‌شود؛ ماهی 13میلیون تومان! از کجا بیاورم؟ تعزیرات و اماکن اجاره مرا می‌دهند تا ببندم و بروم خانه بنشینم؟» بازاریان از شرایط پیش‌آمده ناراحتند و گاهی با پرخاشگری به پرسش‌ها پاسخ می‌دهند؛ به‌خصوص وقتی با هزار دردسر مشتری را وارد فروشگاه می‌کنند؛ ولی خرید نمی‌کند. جوان بوتیک‌دار دیگری در خیابان خاقانی دراین‌باره بیان کرد: «برای هر مشتری باید اندازه ده مشتری انرژی بگذاریم، دم در بایستیم و تبلیغ کنیم و با ترس و لرز اینکه مبادا فروشگاه پلمب شود، وارد شویم و بعد اگر خرید نکند واویلاست.» فروشگاه‌داران در مغازه‌های بر خیابان یا مغازه‌هایی که بیشتر در چشم هستند، در تمام مدت روز لامپ‌ها را خاموش می‌کنند تا کسی متوجه فعالیت آن‌ها نشود؛ سپس با نور چراغ موبایل، یا نور چراغ‌قوه مشتریان را هدایت می‌کنند. در انتها اگر مشتری سخت‌پسند بود، برای بررسی کامل کالا برای چند دقیقه یا شاید چند ثانیه لامپ‌های بخشی از فروشگاه را روشن می‌کنند. پلاسکویی در چهارباغ بالا که با نور چراغ‌قوه موبایل اجناس مغازه را به خانم‌های خانه‌دار نشان می‌داد، در توجیه این رفتار گفت: «طوری کاسبی می‌کنیم که انگار قاچاقچی هستیم. گاهی مشتریان می‌ترسند وارد مغازه شوند. می‌گویند لامپ را روشن کن تا وارد شویم؛ ولی دو بار به من هشدار داده‌اند. اگر این‌بار ببینند کاسبی می‌کنم، پلمب می‌کنند.» و این شرایط این روزهای بازار اصفهان است.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.