در جست‌وجوی اخبار ازدست‌رفته!

منصور ساعی، عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی: در نظام رسانه‌ای ما خبر خوب و بد تعریف نشده است

اولین روز از تابستان، یعنی ۲۲ ژوئن «روز رسانه مثبت» نام‌گذاری شده است؛ روزی که دستیابی به آن، دست‌کم در یک سال و نیم گذشته‌ای که ایرانی‌ها پشت سر گذاشته‌اند، برای خیلی‌ها آرزو شده است. کرونا و مرگ‌ومیرهای ناگهانی، تصادف‌های گاه‌وبیگاه، حوادث پیش‌بینی‌نشده و... خبر خوب و مثبت را این روزها بدل به کیمیا و نایاب کرده و به همین دلیل نیز جامعه هر روز در معرض حجم زیادی از خبرهای ناخوشایند و منفی قرار می‌گیرد؛ اخباری که باعث تزریق یأس و ناامیدی در بین افراد می‌شود و اضطراب و استرس را افزایش می‌دهد. اما آیا در ایران، اخبار مثبتی برای بازنمایی در رسانه‌ها وجود ندارد؟

شنبه ۰۵ تیر ۱۴۰۰

آیا جامعه ایرانی به شنیدن خبرهای ناخوشایند و منفی عادت کرده است؟ آیا خبر خوب، خبر غم‌انگیز است؟ منصور ساعی، عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در گفت‌وگو «با اصفهان‌زیبا» به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد. او معتقد است: «در نظام رسانه‌ای ما خبر خوب و بد تعریف نشده یا اصلا استراتژی‌ای برای آن در نظر گرفته نشده است. درواقع این آگاهی اجتماعی در نظام رسانه‌ای وجود ندارد که رسانه مسئولیت اجتماعی‌اش چیست و به‌غیراز اینکه باید مستقل از دولت باشد، چه‌کارهایی را باید در راستای حفظ مسئولیت اجتماعی و رفاه و آزادی‌های اجتماعی انجام دهد تا سلامت جسم و روان مردم حفظ شود.»

در یک سال و نیم گذشته فضای رسانه‌ای کشور پر شده از اخبار منفی و غم‌انگیز، به طوری که اخبار مثبت فرصتی برای عرض‌اندام پیدا نمی‌کنند و معمولا لابه‌لای انبوه خبرهای بد، گم می‌شوند. آیا واقعا خبر خوبی برای بازنمایی در رسانه‌ها وجود ندارد و حجم خبرهای بد بسیار بیشتر از اخبار مثبت است؟

موضوع‌هایی در جامعه وجود دارند که مولد خبر بد هستند؛ مسائلی همچون ناامیدی اجتماعی (اکنون جامعه تحت تأثیر عملکرد نهادها و سازمان‌ها به ناامیدی اجتماعی دچار شده است) یا به‌هم‌ریختگی نظم اجتماعی در همه بخش‌ها. رسانه‌ها نیز بازتاب‌دهنده وضع موجود هستند، نه علت آن. کرونا، تورم، بیکاری، افزایش جرائم، آتش‌سوزی و مرگ‌های دل‌خراش و سایر مصیبت‌هایی که در جامعه به چشم می‌خورند، انگار بخشی از سبک و جریان زندگی ما شده‌اند. البته در جامعه خبرهای خوب هم وجود دارد؛ اما رسانه‌ها به علت اینکه خبرهای منفی جذاب‌تر هستند و از ارزش خبری تضاد و برخورد، برخوردارند و جذابیت بیشتری برای انتشار دارند و آمیخته به آمار و ارقام هستند، بیشتر به سمت‌وسوی انتشار آن‌ها حرکت می‌کنند و آن‌ها را بیشتر انعکاس می‌دهند. درواقع رسانه‌ها در جست‌وجوی اخبار مثبت نیستند.

پس درست است که می‌گویند خبر خوب، خبر بد است یا سبک زندگی طوری شده که ایرانی‌ها به شنیدن خبرهای بد علاقه بیشتری پیدا کرده‌اند؟

در جامعه جریان‌های منفی مثل تورم، کرونا، بیکاری و... وجود دارد که بسیار ناخوشایند است؛ بنابراین افراد انتظار ندارند که خبر مثبت از دل فضای منفی بیرون آید. درواقع خود فضا مولد این جریان است. رسانه‌ها هم متناسب با این شرایط محتوا تولید می‌کنند و خبرهای مثبت را در اولویت قرار نمی‌دهند؛ چون ارزش خبری کمتری دارند و عناصر خبری اندکی را در برمی‌گیرند؛ مثلا موفقیت‌هایی در جامعه رخ می‌دهد یا افراد کارآفرین زیادی وجود دارند که اقدامات بسیار خوبی انجام داده‌اند؛ اما رسانه‌ها اصلا به آن‌ها نمی‌پردازند. ما دچار انقطاع تاریخی هستیم و نسل حال با گذشته قطع ارتباط کرده و خیلی شناختی از آن ندارد؛ بنابراین در زندگی روزمره هم خبرهای مثبتی نمی‌شنویم و اگر هم بشنویم و با آن مواجه شویم، چندان آن را جدی نمی‌گیریم. خبرهای منفی برای مردم همیشه جذابیت‌های بیشتری دارند. ذهن و روان جامعه آسیب‌دیده؛ آن‌قدری که به خبرهای منفی عادت کرده و هرچقدر هم که این خبرها منفی‌تر باشند، برایش جذاب‌تر هستند و بیشتر به آن جذب می‌شوند. مثل فرد معتادی که هر چه اعتیادش شدیدتر باشد، کمتر ماده مخدری می‌تواند آن را ارضا کند. این پرمصرفی خبرهای منفی هم در رسانه‌ها دیده می‌شود و هم در ساختارهای سیاسی و اجتماعی باعث ایجاد ناامنی روانی و تزریق استرس و اضطراب به بطن جامعه می‌شود. جامعه در چنین فضایی قرار گرفته و ویروسی شده، پس اگر خبر مثبتی هم منتشر شود، چندان به آن واکنش نشان نمی‌دهد. پیامدی که این اتفاق دارد، این است که انبوه خبرهای منفی باعث می‌شود افراد کم‌کم جامعه را ناامن ببینند و دچار نا بسامانی ذهن و رفتار شده و به‌مرور به افسردگی مبتلا شوند و به شنیدن خبرهای بد و منفی اعتیاد پیدا کنند؛ هرچند خود رسانه چندان به این مسئله واقف نباشد که با انتشار این اخبار دارد سلامت جسم و روان جامعه را به خطر می‌اندازد. چون این دو در موازات یکدیگر قرار دارند و اگر روح و روان صدمه ببیند، جسم نیز آسیب می‌بیند. مرور رسانه‌ها در ده سال اخیر نشان می‌دهد که آن‌ها به اخبار مثبت روی خوش‌نشان نداده‌اند. اگر هم به انعکاس اخبار مثبت پرداخته‌اند، بیشتر میزان مشارکت سیاسی مردم را بازگو کرده‌اند، نه اینکه مستقیم به بازنمایی زندگی مردم پرداخته باشند.

چرا این‌گونه است؟ شما می‌گویید خبرهای مثبت اندک هستند؛ اما مثلا الان خبر تولید واکسن خبری مثبت و امیدبخش است؛ اما چرا رسانه‌ها آن‌طور که باید به آن نمی‌پردازند؟

ایتالیا و فرانسه با اینکه 95درصد از مردم خود را واکسینه کرده‌اند، ولی خودشان تولیدکننده واکسن نبوده‌اند و خریده‌اند، ولی مردمشان این حس مثبت را لمس کرده‌اند. در ایران اوضاع چگونه است؟ وعده‌های بدون تحقق که مدام به تأخیر می‌افتند و جامعه پس از مدتی از دستیابی به آن‌ها ناامید و سرخورده می‌شود و احساس می‌کند که بازی‌خورده است. این مسئله باعث ایجاد «انقلاب آرزوهای فزاینده» می‌شود و در عمل نیز وعده‌ای تحقق نمی‌یابد و مردم فقط سرخورده می‌شوند. پیامد این مسئله افزایش واگرایی بین دولت و مردم است.

تزریق این حجم از اخبار منفی، آیا باعـث خـنــثــی‌شـــدن مـــردم یـــا بی‌تفاوت‌شدن آن‌ها به موضوع‌های مختلف نمی‌شود؟

بله، در اصـطـلاح رســــانــه مـی‌گـویـنـد عادی‌سازی اخبار. وقتی افراد با حجم انبوهی از اخبار مواجه می‌شوند اما تغییری در روال جامعه نمی‌بینند، کم‌کم به آن فضا عادت می‌کنند و حسشان را به آن از دست می‌دهند و واکنش جدی نشان نمی‌دهند. این موضوع باعث به‌وجودآمدن بی‌حسی اجتماعی می‌شود و جامعه‌ای سرخورده و شکست‌خورده به وجود می‌آورد.

اگر بخواهید رسانه‌های ایران را با رسانه‌های خارجی مقایسه کنید ارزیابی شما چیست؟ آیا آن‌ها نیز از انتشار اخبار مثبت خودداری می‌کنند؟ به‌هرحال در کشورهای دیگر نیز اتفاق‌های ناخوشایند رخ می‌دهد.

رسانه‌ها در بحران‌ها و مسائل اجتماعی از اصولی کلی پیروی می‌کنند؛ البته قبل از اینکه جهان درگیر کرونا شود. شما خبرهایی را که از سوی رسانه‌های خارجی انعکاس پیدا می‌کنند بررسی کنید، شدت انتشار اخبار منفی در آن‌ها به‌اندازه بازنشر خبرهای منفی در رسانه‌های ایران نیست. توجه داشته باشید که کرونا بیماری مزمن است؛ بنابراین هشدارها و اخطارها تنها در یک تا دو ماه اول پاسخ می‌دهد. اکنون که بیش از یک سال از شیوع کرونا گذشته و موج‌های زیادی را پشت سر گذاشته‌ایم، جامعه از این وضعیت خسته شده؛ بنابراین هشدار دادن دیگر کاری را پیش نمی‌برد. برای همین هم هست که رعایت پروتکل‌های بهداشتی در جامعه کمتر شده است. اما جوامع دیگر نظام ارتباطی و اجتماعی خود را با زیست کرونایی همراه کرده‌اند و به مردم یاد داده‌اند که چگونه با کرونا زندگی کنند. در ایران آیا این اتفاق افتاده؟ این دولت توانست از کسب‌وکارها حمایت کند؟ هنوز که هنوز است برخی به کرونا اعتقادی ندارند و این یک بحران نامرئی است. پس رسانه‌ها سردرگم هستند و نمی‌دانند باید چه کنند و چشم‌اندازی هم برای آینده ندارند.

رسانه چطور می‌توانند همین تعداد محدود خبرهای مثبت را پوشش دهند و آن‌ها را برجسته کنند؛ به‌گونه‌ای که تا حدودی نشاط اجتماعی به جامعه تزریق شود؟

 در نظام رسانه‌ای ما خبر خوب و بد تعریف نشده یا اصلا استراتژی‌ای برای آن در نظر گرفته نشده است. درواقع این آگاهی اجتماعی در نظام رسانه‌ای وجود ندارد که رسانه مسئولیت اجتماعی‌اش چیست و به‌غیراز اینکه باید مستقل از دولت باشد، چه‌کارهایی را باید در راستای حفظ مسئولیت اجتماعی و رفاه و آزادی‌های اجتماعی انجام دهد تا سلامت جسم و روان مردم حفظ شود.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.