خداحافظی با ارزانی‌های بی‌علت و گرانی‌های بی‌حکمت

از قدیم گفته شده «هیچ ارزانی بی‌علت نیست و هیچ گرانی بی‌حکمت». قاعده آن است که اگر کالا یا خدمتی ارزان است، به خاطر کیفیت پایین محصول، خدمات نامطلوب و... است؛ در مقابل اگر محصولی قیمت بالایی دارد، منطقی پشت آن نهفته است که به‌واسطه داشتن مزیت رقابتی در آن کالا یا خدمت است. اما در اقتصاد ایران که دولت در آن نقش ویژه‌ای بازی می‌کند، به‌دفعات ارزانی‌های بی‌علت و گرانی‌های بی‌حکمت دیده‌ایم. دامنه قیمت‌های نادرست به یک بازار یا صنعت محدود نمی‌شـود، ردپای آن را مـی‌تـوان در کالاهای اساسی همانند گوشت و میوه تا صنایعی همانند خودرو یا حتی بازار مسکن مشاهده کرد.

دوشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۰

هر زمان قیمت کالا یا خدمتی از نقطه تعادلی خود (چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی) فاصله گرفته، انتقادهایی به همراه داشته است. خودروسازان به خاطر قیمت‌های مصوب، همواره از زیان در تولید گلایه داشته‌اند و مردم از انحصار در این بازار به ستوه آمده‌اند. وضعیت در بازارهای دیگر نیز مشابه بازار خودرو است. بازار سرمایه هم به ناچار از وضعیت اقتصاد ایران تأثیر می‌پذیرد. پنج ماه نخست سال 99 برخی از فعالان و کارشناسان اقتصادی در خصوص افزایش بی‌حکمت و حباب‌گونه قیمت سهام هشدار می‌دادند و بعدازآن نوبت به سهام‌دارانی رسید که افت شدید و ریزش سنگین 70 تا 80 درصدی قیمت در برخی نمادها را بی‌علت بدانند. اینکه هـشـداردهـنـدگـان نـیـمـه اول سال99 درست می‌گفتند یا آن‌هایی که در ده ماه اخیر بر طبل ارزانی سهام می‌کوبند، محور بحث ما نیست، شاید هیچ‌کدام نظر جامعی نداشتند و شاید هر دو از زاویه دید شخصی خودشان، از قضا سخن حق می‌گفتند. اما می‌شود شرایطی ایجاد کرد که بازار را از برزخ ارزانی و گرانی نجات داد. اگر به دنبال بازار کارا باشیم، بازاری که به سرعت و به طور کامل تمام اطلاعات مالی مرتبط با یک سهم را منعکس کند، بازاری که عرضه و تقاضا نقش اصلی را در تعیین قیمت یک سهم ایفا می‌کند و بازاری که نقدشوندگی، یکی از رکن‌های اصلی آن است، باید اصلاح برخی از قوانین محدودکننده را هم بپذیریم. مهم‌ترین عامل محدودکننده قیمت سهم، همان دامنه نوسانی است که از قضا، به مدت سه ماه، محدودتر از هر زمان دیگر شد و با هدف دور کردن بورس از هیجان‌ها، نقدشوندگی آن را به اغما برد.
اکنون ماه‌هاست که برخی از نمادها در صف‌فروش گرفتار هستند. هر روز صف‌فروش چند میلیونی روی سهمی تشکیل می‌شود و با توجه به حداقل تقاضای خرید در سمت مقابل، قیمت پایانی سهم تغییری نمی‌کند. دامنه منفی 5درصد، آن‌قدر جذابیت ایجاد نمی‌کند که خریداران به جمع‌آوری صف‌فروش راضی شوند.
در طرف دیگر، برخی از سهام‌داران تمایل دارند با 10 یا 20درصد پایین‌تر، سهام خود را نقد کنند. در نتیجه اگر نوسان روزانه قیمت سهام این‌قدر محدود نبود، شاید بازار از تعادل بیشتری برخوردار بوده و نقدشوندگی بورس نیز از هر بازار دیگری پیشی می‌گرفت. حالا جای امیدواری وجود دارد؛ چراکه به گفته رئیس سازمان بورس، «به تدریج دامنه نوسان گسترده‌تر و در نهایت حذف می‌شود.» شاید این اتفاق در کوتاه‌مدت رخ ندهد؛ اما اگر بدانیم قوانین بازار سرمایه در جهت بهبود فرایند معاملات است، اگر بدانیم تصمیمات نه‌تنها خلق‌الساعه گرفته نمی‌شود، بلکه با هم‌فکری اهالی بازار سرمایه قوانینی در جهت نیل به بازاری کارا، نقدشونده و پویا وضع می‌شود، سهام‌داران با خیال آسوده‌تر و انگیزه بالاتر به این بازار ورود می‌کنند. در نهایت می‌توان امیدوار بود که با حذف دامنه نوسان، دیگر خبری از ارزانی‌های بی‌علت و گرانی‌های بی‌حکمت هم نخواهد بود.

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.