مهشاد کریمی

بعد از حادثه سراغت را نمی‌گیرند

پیمان بسته‌ایم پاسخ‌گویشان کنیم

خبری از پاسخ‌گویی نیست؛ حتی عذرخواهی هم نکردند

چند روز پیش از چهلم سانحه ارومیه به دوست روان‌شناسی که جویای احوالم بود، گفتم: انگار گلوله‌ای راه گلویم را تنگ کرده، فکر کنم گوارشم به‌هم ریخته است. با نگاهی آمیخته به عذاب‌وجدان و ناراحتی، گفت: نه عزیزم، آن گلوله غم فروخته است. طول می‌کشد تا با این موضوع کنار بیایی. هنوز جلسات روان‌درمانی‌ات را ادامه می‌دهی؟

خبرنگاری ارزان شده است!

همیشه زمزمه‌هایی درباره شغلم وجود داشت. عزیزان و نزدیکانم گاهی اعتراض‌هایی به شرایط کارم می‌کردند: ساعت کاری بد، کار در روزهای تعطیل مانند سیزده‌به‌در، خستگی‌های زیاد، اضافه‌کاری‌هایی که به خانه می‌کشید و... . اما حالا بعد از آن اتفاق، زمزمه‌ها به فریاد تبدیل شده است.
کم‌وبیش همکاران و مخاطبان رسانه‌ها حالا بعد از گذشت بیش از  40 روز از تصادف اتوبوس خبرنگاران کلیات و برخی جزئیات حادثه را می‌دانند.

کسی به فکر خبرنگاران نیست!

بعد از حادثه سراغت را نمی‌گیرند

دوم تیرماه سال جاری در حادثه‌ای غم‌انگیز و تلخ، جامعه مطبوعات ایران دو تن از خبرنگاران جوان خــود را از دســت داد. «ریــحــانه یــاســینـــی» و «مــهـشــاد کریــمــی»، خبرنگاران خبرگزاری‌های «ایرنا» و «ایسنا»، در حادثه واژگونی اتوبوس در نزدیکی شهر نقده جانشان را از دست دادند.

اشتراک در RSS - مهشاد کریمی